آیا پیامبر ( ص ) نخستین مخلوق خداست؟

 

آیا پیامبر (ص) نخستین مخلوق خداست؟

آیا پیامبر (ص) نخستین مخلوق خداست؟
نوسنده: دکتر یوسف قرضاوی/ مترجم دکتر: احمد نعمتی
سؤال- آیا صحیح است که پیامبر (ص) نخستین مخلوق خداوند باشد؟ و آیا آن حضرت از نور خلق شده است؟ لطفاً نظرتان را همراه با ادله ی آن از قرآن و سنّت بیان فرمایید.
جواب: معلوم است هیچ یک از احادیثی که اعلام می دارند نخستین مخلوق خدا فلان یا فلان یا … می باشد، صحّت ندارند؛ چنانکه علمای اهل سنّت و جماعت بدان تأکید نموده اند. زیرا برخی از آن احادیث با بعضی دیگر در تناقض هستند، در حدیثی آمده است که نخستین مخلوق خدا، قلم است … و در حدیث دیگری آمده: نخستین مخلوق خداوند عقل است و … در میان عامه ی مردم و در مولود نامه های مشهور شایع است که خداوند متعال مشتی از نور خود را گرفت، و فرمود: محمّد شو! لذا نور محمّد نخستین مخلوق خداست و خداوند از آن نور، آسمان ها و زمین را آفریده است و … و در پرتو همین روایت میلاد، شایع شده است که بعضی عبارت (الصلاه و السّلام علیک یا اوّل خلق الله) را چنان به آخر اذان شرعی محلق نموده اند که گویی جزئی از اذان است.
چنان سخنانی نه از نظر نقل صحیح است و نه عقل آن را تأیید می نماید و نه مایه ی تقویت دین و نه پیشرفت دنیا را در بردارد.
این روایت که پیامبر (ص) نخستین آفریده ی خداست، به طور قطع به ثبوت نرسیده است و اگر ثابت شده باشد، چنین چیزی تأثیری در فضیلت و مقام پیامبر نزد خدا نخواهد داشت؛ بلکه فضیلت حقیقی پیامبر در راستای همان مدح و ستایش خداوند متعال است که در قرآن مجید ایشان را می ستاید:
(‏ وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ ‏)[1]
«‏ تو دارای خوی سترگ ( یعنی صفات پسندیده و افعال حمیده ) هستی . ‏»
آنچه به تواتر ثابت شده این است که پیامبر ما محمد (ص) پسر عبدالله پسر عبدالمطلب هاشمی قریشی می باشد، و از پدری به نام عبدالله بن عبدالمطلب و از مادری به نام آمنه دختر وهب، در شهر مکه، در عام الفیل همانند یک انسان متولد شده، و همانند یک انسان نشو و نما یافته و همانند انبیا و پیامبران مرسل پیش از خود مبعوث گردیده و متفاوت با دیگر پیامبران مرسل نبوده است؛ تا آن اندازه که مشیت الهی بود، در دنیا ماند و زندگی کرد؛ آنگاه، همانند سایر انبیا به سوی پروردگار بازگشت:
(‏ إِنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُم مَّیِّتُونَ ‏)[2]
«‏ ( ای محمّد ! مرگ از مسائلی است که همه انسانها در آن یکسانند ، و شتری است که بر در خانه همه کس‌ می‌خوابد . لذا ) تو هم می‌میری ، و همه آنان می‌میرند ( و سرانجامِ نیک و خوش و جاویدان از آنِ پرهیزگاران است ) . ‏»
و همان طور که از پیامبران مرسل در قیامت پرس و جو خواهد شد از ایشان نیز سؤال خواهد شد.
(‏ یَوْمَ یَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَیَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّکَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ ‏)[3]
«‏ آن روزی ( را خاطرنشان ساز ) که خداوند پیغمبران را ( در پیشگاه خود ) گرد می‌آورد و بدیشان می‌گوید : به ( دعوت ) شما چه پاسخی داده شده است‌ ؟ ( آیا ملّتهائی که به سوی آنان فرستاده شده‌اید چگونه از دعوت شما استقبال کرده‌اند و به چه راهی رفته‌اند ؟ راه ایمان یا راه انکار پیموده‌اند ؟ ) . می‌گویند : ما را هیچ گونه آگاهی و دانشی نیست ( مگر آنچه از راه وحی آموخته‌ایم و ظواهری که در روزگار حیات خود از مردم مشاهده کرده‌ایم ) تو خود ( علاوه از ظواهر ) از تمام خفایا آگاهی . ‏»
قرآن، عنوان بشر و انسانی بودن محمّد (ص) در چندین موضع تأکید نموده است و خداوند متعال در چندین آیه به ایشان دستور داده است که این مطلب را به مردم ابلاغ نمایند:
(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ )[۴]
«( ای پیغمبر ! ) بگو : من فقط انسانی همچون شما هستم ( و امتیاز من این است که من پیغمبر خدایم و آنچه گفت : بگو ؛ می‌گویم ) و به من وحی می‌شود. »
( قُلْ سُبْحَانَ رَبِّی هَلْ کُنتُ إَلاَّ بَشَراً رَّسُولاً )[۵]
« بگو : پروردگار من منزّه است ( از آن که کسی بدو فرمان دهد ، یا این که در قدرت او شریک گردد ) . مگر من جز انسان فرستاده‌ای ( از سوی یزدان برای رهنمود مردمان ) هستم‌ ؟ ( معجزه در دست خدا است‌ ؛ نه من ) .»
و این بدان معنی است که پیامبر نیز بشری مانند مردم است و جز وحی و رسالت، امتیازی از بقیه ی مردم ندارند … پیامبر (ص) معنی بشر بودن و بندگی خود را به درگاه خداوند بیان داشته است، و امت را از پیروی سنت های ادیان گذشته که پیامبران خود را تقدیس و در مدح و ستایش آنان مبالغه می کنند، برحذر می دارد:
( لا تطرونی کما اطرت النّصاری عیسی بن مریم فانّما انا عبدالله و رسوله)
«در مدح و ستایش من از حد تجاوز نکنید، همان طور که نصاری در مدح عیسی بن مریم از حد گذشتند و گفتند عیسی پسر خدا است؛ زیرا من فقط بنده و فرستاده ی پروردگار می باشم. »
وقتی که پیامبر گرامی همانند سایر مردم یک بشر است، معنی ندارد که از نور یا از طلا آفریده شده باشد؛ بلکه ایشان از آب جهنده ای که از صلب مرد و میان استخوان های سینه ی زن خارج می شود، آفریده شده است. این از لحاظ ماده ای که آن حضرت از آن خلق شده است، اما از حیث رسالت و هدایت، ایشان نور خدا و چراغ فروزانند، چنانکه قرآن خطاب به ایشان می فرماید:
(‏ یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً ‏‏ وَدَاعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِیراً ‏)[6]
«‏ ای پیغمبر ! ما تو را به عنوان گواه و مژده‌رسان و بیم‌دهنده فرستادیم . ‏‏ و به عنوان دعوت کننده به سوی خدا طبق فرمان الله ، و به عنوان چراغ تابان . ‏»
و باز خداوند در خطاب به اهل کتاب می فرماید:
(قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ )[۷]
«از سوی خدا نوری ( که پیغمبر است و بینشها را روشنی می‌بخشد ) و کتاب روشنگری ( که قرآن است و هدایت‌بخش مردمان است ) به پیش شما آمده است . »
در این آیه منظور از «نور» پیامبر است؛ همچنین قرآنی که به سوی پیامبر (ص) نازل شده نور است، چنانکه خداوند می فرماید:
(‏ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ‏)[8]
«‏ ایمان بیاورید به خدا و پیغمبرش و نوری که ( قرآن نام دارد و آن را برای روشن کردن راه سعادت دنیا و آخرت شما انسانها ) نازل کرده‌ایم . خداوند کاملاً آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید . ‏»
(وَأَنزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُوراً مُّبِیناً )[۹]
«و به سویتان نور آشکاری فرستاده‌ایم ( که قرآن است و همچون نور با پرتو خود راه را روشن و به سوی نجات رهنمودتان می‌سازد ) . »
خداوند متعال وظایف پیامبر را این گونه بیان می دارد:
( لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ )[۱۰]
«تا این که مردمان را ( در پرتو تعلیمات آن ) با توفیق و تفضّل پروردگارشان ، از تاریکیها ( و گمراهیهای کفر و نادانی ) به سوی نور ( و روشنائی ایمان و دانائی ) بیرون بیاوری. »
از جمله دعاهای پیامبر اکرم (ص) این بوده است:
(اللهمّ اجعل لی فی قلبی نوراً و فی سمعی نوراً و فی لحمی نوراً و فی عظمی نوراً و فی شعری نوراً و عن یمینی نوراً و عن شمالی نوراً … و من بین یدیّ و من خلفی … )[۱۱]
« خدایا در قلب من، گوش من، چشم من، گوشت من، استخوان من، موی من، سمت راست من، سمت چپ من و پیش رو و پشت سر من … نوری قرار ده.»
بنابراین آن حضرت (ص) پیامبر نور و رسول هدایت است. خداوند ما را از هدایت یافتگان به نور او پیروان سنّت او قرار دهد. آمین
——————————————————
منبع: دیدگاه های فقهی معاصر ۱ / مؤلف: دکتر یوسف قرضاوی / مترجم: دکتر احمد نعمتی / انتشارات: نشر احسان ۱۳۸۰
 

[۱] – قلم / ۴٫
[۲] – زمر / ۳۰٫
[۳] – مائده / ۱۰۹٫
[۴] – کهف / ۱۱۰٫
[۵] – اسراء / ۹۳٫
[۶] – احزاب / ۴۵ – 46.
[۷] – مائده / ۱۵٫
[۸] – تغابن / ۸٫
[۹] – نساء / ۱۷۴٫
[۱۰] – ابراهیم / ۱٫
[۱۱] – متفق علیه از حدیث ابن عباس. 
 

یک نظر:

 
  1. حم شادکام

    .

هوس مکن هر چیز را ( آبای )

هوس مكن هر چيز را ،

هنروري ، بپاخيز .

تو هم خشتي بدنيا ،

در جرز آن بياميز .

 

غيرت و عقل ره نمود ،

در گريز و در تعقيب .

عدل و شفيق هر كه بود ،

لايق بود به تقريب .

 

دو اول را بي سپس ،

قزاق كند گر پيدا .

آتش پيش و يخ ز پس 

حالت بود واويلا .

 

كرده بسودت كرنش ،

از پي فخر درد مخر .

داده بر عيبت پوشش ،

دون ميدان گوي مبر .

 

خود منما به منت ،

در برتري بر كسي .

تحريك شود چو غبطت ،

رنجت دهد نا كسي .

 

با دقت رو خود آرام ،

زحمت مباد ابر باد .

خسته نگردد مادام ،

از درس به طفل هر استاد 

با داعش ، با دموکراسی بجنگید !

۲۳ اسفند ۱۳۹۴

با داعش، با دموکراسی بجنگید!

راشد غنوشی/ مترجم: علی کلائی

دولت اسلامی (داعش) دوگانه گمراه کننده ای میان دیکتاتوری و افراط گرایی را عرضه می کند. تونس ثابت کرده است که راه بهتری هم هست.rashed-ghannoushi
کشورهای بسیاری با این پرسش روبرو هستند که چگونه با گروههای تروریستی به مانند داعش مقابله کنند. در گاه اول اما اثبات شده است که تمرکز بر روش مقابله نظامی بی نتیجه است. تلاش برای جمع کردن بساط گروهی که خود را دولت اسلامی نامیده است با بمباران و یا محدود کردنشان، با افزایش توان نیروهای نظامی، امنیتی در محل های عملیاتی آنها با توجه به توان عظیم مالی این گروه با موفقیت های بسیار کمی همراه بوده و در واقع بی نتیجه بوده است.
دلیل این مسئله این است که گرچه این تلاشها مهم و به دنبال برخورد قطعی با این گروه هستند، اما کافی نبوده و نیستند. آغاز حرکت داعش و توان نیروگیری آن در منطقه ای که تنها پنج سال پیش مملو از آمال و آرزوهای دموکراتیک بود، نیازمند پاسخی مبنایی و اساسی و فراگیر است و باید گفت که این گروه از کجا آمده و کار خود را از کجا آغاز کرده است. برای پاسخ به این مسئله به نظر من باید به پنج نکته اساسی پرداخت. این نکات بر مبنای تجربه تونس طرح می شود که به عنوان یکی موفق ترین روند های دموکراتیک پس از خیزش های عربی (در بهار عرب) مطرح است. این نکات بر مبنای تلاش های نظری و سیاسی من در تونس و در کل جهان عرب و بر مبنای پنج دهه اندیشه ورزی و کار سیاسی است.
ابتدا باید گفت که هیچ پاسخ کلی و جهانی برای برخورد و حل این مسئله وجود ندارد. بلکه امکان غلبه بر آن با گروهی از نیروهای هدفمند و با طراحی دقیق اما از همان مناطق و در داخل آن مناطق میسر است. گروه های افراطی به مانند داعش از تکنولوژی و شبکه های اجتماعی برای گذر از مرزها و تبدیل خود به عنوان پدیده ای جهانی استفاده می کنند اما گفتمان آنها با ناراضیان و خشمگینانی پیاده شده وبه جلو برده می شود که در همان محل ایجاد شده و درهمان منطقه فعالیت و حضور و بروز دارند.
اینکه داعش تنها در مناطقی امکان فعالیت و گسترش دارد که دهه ها تحت ظلم و بیداد دیکتاتوری ها بوده اند امری اتفاقی و تصادفی نیست. شهروندان تونس، مصر، یمن، عراق، سوریه و لیبی سالهای طولانی فساد در کشورهایشان، حکمرانان نابکار و جبار و سرکوبی حقوق و آزادیهایشان را تجربه کرده اند. با اقتصاد نفتی، مشکلات سیاسی، محرومیت های اجتماعی و نابرابری، دیکتاتورهای منطقه انبار باروتی از نارضایتی و اعتراض را انباشه اند که در اشکال مختلفی از اعتراض های صلح طلبانه و دموکراسی خواهانه برای تغییر تا خشونت گرایی افراطی، فرقه گرایی، هرج و مرج و بر هم ریختگی و حتی جنگ داخلی نمود یافته و خود را نمایان می کند.
داعش فرصت طلبانه از مشکلات جهان عرب سوء استفاده کرده و تصویری جایگزین از خود را برای مخاطبان می سازد. از خشم اهل سنت عراق علیه سرکوب فرقه گرایانه شیعیان علیه ایشان استفاده می کند تا برای خود در عراق همراه و پشتیبان به ارمغان آورد. در کشورهایی به مانند تونس و در وضعیتی که عامل فرقه گرایی از عامل بیکاری و آنهم در وضعیتی که ۴۰ درصد از جمعیت زیر ۳۵ ساله بیکار هستند ضعیف تر و کم کاربرد تر است، از خشم گسترش یافته بر اثر محرومیت اقتصادی استفاده کرده تا اعتراض نسل جوان به حاشیه رانده شده، به صحنه آورده شود. از این راه داعش ایدئولوژی عمومی خود را بر رویدادها و مسائل داخلی بار و تحمیل کرده و خود را به عنوان راه حل به جامعه معرفی می کند. پس پاسخی تاثیر گذار به این مشکل از مسیر پاسخ و تلاش برای حل همین مشکلات محلی می گذرد که این پاسخ با توجه به خصلت های جامعه و شرایط و مشکلات از عراق تا لیبی، و تا مصر و یمن تفاوت هایی بنیادین و اساسی دارند. این دولت های این کشورها هستند که باید راه حل ها را مشخص و اعمال کنند و البته باید با حمایتی قاطع از سوی جامعه بین المللی نیز روبرو باشند.
نکته دوم اینکه پیکار بر علیه داعش نباید تنها وجه سلبی داشته باشد بلکه باید دارای وجه ایجابی نیز باشد. داعش با استفاده و برجسته کردن مشکلاتی چون فساد موجود، عدم امنیت، فقر، تبعیض و بی عدالتی یک مدینه فاضله ذهنی عرضه می کند که در آن عدالت و امر حکومت در بهترین وجه خود حضور و بروز دارند. این تصویر از واقعیت حکومت جابرانه و حقیر داعش در مناطق تحت سلطه اش بسیار دور است. اما چنین مدل و رفتاری امکان عملیاتی شدن دارد چرا که در منطقه تنها نمونه های محدودی از حکومت ها وجود دارد و البته بخشی از آنها در برخی از زمینه های امنیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و همچنین احترام به کرامت انسانی موفق بوده اند. مردمان جهان عرب به یک بدیل واقعی و راستین نیاز دارند نه دوگانگی انتخاب میان داعش و دیکتاتوری های عربی به مانند بشار اسد که خود حامی و ایجاد کننده گروه های تروریستی بوده است.
این انتخاب و تضاد میان اسلام و دمکراسی که داعش مسلمانان را بدان وا می دارد یک انتخاب نادرست و دوگانه ای غیرحقیقی است. تونس، اگر بتواند سیستم و ساختار سیاسی و اقتصادی همه جانبه و کاملی ایجاد کند، می تواند گزینه و بدیلی درست و واقعی برای منطقه باشد. این مدل می تواند نشان دهد که دموکراسی در جهان عرب هم قابل پیاده سازی است و شهروندان معمولی یک جامعه نیز می توانند آن را در زندگی و روابط روزمره خود دخیل و با آن همراه شوند. این مدل می تواند ابطال فرضیه ای باشد که توسط دیکتاتورها حمایت می شود و آن این است که امنیت و ثبات تنها به قیمت از دست رفتن آزادی و حقوق بشر به دست می آید. و دقیقا به دلیل همین مسئله است که تونس اولین هدف داعش شده است. کشوری که تنها در سال گذشته سه حمله وحشت آور و سنگین تروریستی را از سر گذرانده است و بسیاری از جوانان تونسی به قصد مبارزه با داعش این کشور را ترک کرده و به میدان نبرد شتافته اند. میراث دیکتاتوری هزینه سنگینی را بر ما تحمیل کرده تا فرهنگ استبدادی موجود را به فرهنگی مبتنی بر خرد انتقادی و مشارکت سیاسی تغییر دهیم و در این راه به تحولی در حوزه آموزش نیاز خواهیم داشت.
سوم، تجربه تونس نشان می دهد که چرا برخورد با داعش با کم کردن آزادیها ممکن نبوده و چرا سرکوب و برخورد با آزادیهای مذهبی خود تشدید کننده افراط گرایی است. در چند دهه اخیر اندیشه های اسلامی میانه روانه در این کشور سرکوب شده و جریان و نهادهای اصلی مذهبی در کشور موجب تعطیلی و یا محدود شدن رویکردها و جریان معتدل و میانه روی اسلامی شده اند. این مسئله شامل دانشگاه قدیمی و سابقه دار الزیتونه نیز می شود که برای هزار سال اندیشه ورزان و مشاهیر بزرگی چون ابن ارفع (یکی از اندیشه ورزان بزرگ اسلامی) را تربیت کرده است.
نسل جوانی که در دوران زین العابدین بن علی، از سال ۱۹۸۷ تا سقوطش در خیزش های عربی تربیت شدند به دلیل عدم دسترسی به منابع و اشخاصی که رویکرد میانه رو و معتدل اسلامی داشته و آن را ترویج می کردند به افراط گرایی گرایش پیدا کرده اند. برای مقابله با رویکرهای افراط گرایانه و خشونت محور نیاز است که مردم آموزه های حقیقی اسلامی را بیاموزند که در تضاد و تقابل با رویکرد رادیکال و سیاه و سفید نگر است که (آن آموزه های حقیقی اسلامی و معتدل) تفاسیری را ممکن می سازد که نیاز زندگی مدرن و امروزی است.
چهارم، کشورهایی که دموکراسی را پیشه کرده اند، به حمایت جامعه بین المللی نیاز دارند و می بایست اطمینان حاصل کنند که ایده آلهای دموکراتیک در همه حوزه ها به بهبود محسوس در زندگی روزمره مردمان منجر شود. تضمین انتخابات آزاد و حقوق بشر کافی نیست. یک تغییر دموکراتیک به تغییری اقتصادی و اجتماعی محتاج است تا مردمان بتوانند از فرصت های کافی، کامیابی و بهره مندی و همچنین امنیت در تمامی حوزه ها برخوردار باشند. مردمان باید به واقع حس کنند که دولت از حقوق ایشان حفاظت می کند، درخدمت منافع ایشان است، از منابع ایشان حفاظت می کند و هر آنچه که می تواند در کوتاهترین زمان و بصورتی محسوس برای ایشان فراهم می آورد.
انقلاب تونس دقیقا برای رسیدن به این اهداف بود تا حکومت مردم را مجددا احیا کند و حاکمیتی ایجاد کند که شهروندان در آن سهیم باشند و همچنین از رشد اقتصادی برخوردار باشد و منافع این رشد اقتصادی نیز به مردم برسد. پس از دو دوره انتخابات آزاد و منصفانه و بدون درگیری در تونس که به انتقال قدرت انجامید، امروز تونس تمام تمرکز خود را بر اصلاح اقتصادی گذاشته و سرمایه گذاری های کلانی در پروژه هایی کرده است که علاوه بر اشتغال زایی، زیربناهای اقتصادی را در بخش هایی که ضعیف و ناکارآمد بوده بسازد و ترمیم کند، فعالیت های اقتصادی را توسعه بخشد و جذب سرمایه کند. بدون رشد اقتصادی لازم و اشتغال زایی کافی، سیر و روند تکاملی دموکراسی ما به مرحله کمال نخواهد رسید.
اما این روند به سادگی امکان پذیر نیست. در آخرین رویدادها، موج از ناآرامی ها و اعتراضات را شاهد بودیم که بار دیگر با مرگ یک جوان معترض به حذف نام خود از لیست کارهای دولتی آغاز شد. انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی برای هر کشور یک چالش خواهد بود بالاخص که اگر به مانند تونس تنها و با توجه به وضعیت فعلی همسایگان این کشور بخواهد انجام بگیرد. حکومت به کمک های بین المللی احتیاج دارد تا برای برنامه های حمایتی هزینه کند و کار بیشتر ایجاد کند، تا آن جوان و بقیه حاشیه نشینان نتایج و میوه قابل ملموس دموکراسی را حس کنند و بچشند. بدون این منافع و نتایج عینی و قابل لمس، نسل جوان همچنان در برابر تبلیغات افراط گرایان آسیب پذیر خواهند بود و ایشان مدعی خواهند شد که دموکراسی مزیتی بر رقبای خود ندارد. در این منطقه، ثبات تونس به توانایی آن در برآورده کردن خواست کسانی بستگی دارد که به انقلاب به عنوان عاملی برای بهبود شرایط خود امید بسته بودند.
و اما نهایتا، نسل جوان می بایست مرکز توجه هر نگاه و روش و نقشه راهی برای ترسیم آینده ای بهتر در خاورمیانه باشد. جوانان و همین نسل در مقیاسی وسیع در انقلاب های عربی مشارکت کردند و جان خود را برای مقابله با محرومیت ها و سرکوبی که تجربه اش می کردند به مخاطره افکندند. خاورمیانه و شمال آفریقا شاهد رشد وسیع جمعیت نسل جوان خود بوده و بالاترین جمعیت جوانان بی کار و جویای شغل و کار را در جهان دارد. به عنوان نمونه در تونس این جوانان هستند که سه چهارم جمعیت بیکاران جامعه را تشکیل می دهند.
همان نسل جوانی که موتور محرکه خیزش ها درتونس و در اقصی نقاط جهان عرب بود، هنوز هم به دنبال حضور و داشتن جایگاهی در بازار کار و تلاش برای رسیدن به استقلال اقتصادی لازم برای زندگی مستقل و بدون وابستگی است. جوانان خشمگین و ناامید به راحتی به ورطه گروه های تقویت کننده خشم و ناامیدی چون داعش خواهند افتاد. متاسفانه بخش اعظمی از نیروهای غیربومی داعش را جوانان تشکیل می دهد. ما می میبایست به نسل جوان امید و حس تغییرات واقعی را بازگردانیم و اعتماد ایشان را به سیستم جدید و حاکمیت، در دلها و قلب هایشان دوباره احیا کنیم.
لینک  مطلب اصلی: 

http://www.theatlantic.com/international/archive/2016/02/tunisia-democracy-ennahdha-isis/458703/

جه جه

جه جه

جه جه وزدی دو،نیه ده ن

وعان جه جه کىم ده گه ن ؟

مه نی داده ده یتىنده ر

از ه مه سته ي بار ه كه ن

 

قو،ستوبه نىنىك^ باسىندا

ماما - باپا قاسىندا

جاتتى جانه جه جه جان

سه كسه ن توع-ز جاسىندا

 

تورقا بولعاي توپىراق

اقىره تى جاقسىراق

سىناقتارىن ءومىرده 

و،شپاققا قىل ءراب پىراق

  

جه جه كه شه به سى ه دى

قازىرگی ءداپ وسی ه دی

سونىمه نه ن جه تىسىن

به رو^دى ه ل ءجون ده دی

 

قاتیرا مه ن اقتوره ش

ءو،شىنشى كو،ن جه تتی كه ش

قایتا ورالعان كه لىننه ن

كوك^ىلىمىز  بولدى حوش

 

الماتىدا ىرسىتى

ساداقاسىن به رىپتی

اعالي مه ن مو،قامبه ت

باتالارىن به رىستى

 

تالاي قو،ران وقىلدى

ءاک^گىمه دو،كه ن قو،رىلدى

دو،نيه ده گه ن ه رمه کته ن

اقىره تكه ءدىل بو،رىلدى  

 

سول سوزده ردىك^ ساوابی

جه جه گه ده ک^ بارادی

توسه گى ول مارحو^منىك^

جاقسی گاپته ن تولادی

ه ستی

ه ستی

ه لد ىك^ ه شبىر ه ستىسى

كه لمه س ءسىرا ولگىسى

جانىن ته گىن العانمه ن

جايشا جوق او^ به رگىسى

ارینه بو،ل تابيعى :

ه شكىم كه لمه س وشكىسى

ءبىراق اجال ده گه نىک^

وزگه رىستىک^ به لگىسى

تاعدىر بولعان وسىلاي

ءار زات که لسه جو،رگىسى

ء ولی ه دىك ءتىرىلتتی

ءتىرى كه لگه ن ه تکىسى

قو،داي ده پتی عارشىندا

جه رده بولسىن مه ک^زه سی

ءومىر ده گه ن اباتتاو^

وعان جارار په نده سی

ءتىرشىلىكتى كوبه يتكە ن

بولار جاننىك^ یگىسی

ءومىر ابه پ ده گه نگه

ه ستی که له ر کو،لکىسى

 

حکمت ( 71 ) یسوی

 حکمت ( 71 ) یسوی

جفا کش و سفر بکن طالبا

در مسلک بی جفا نمی باشد خود وفا

تا نکشی خود جفا راحت نباشد ترا

          تا نکشی خود جفا اشکت نگردد ضیا

چاکر شده همه را باری نما تو خدمت

بر غریبان با رحمت باری نما تو شفقت

چون عالمان بیایند باری نما تو عزّت

         یک ذرّه در ناجنسان هرگز نباشد صفا

مهربانی بر غریب کار رسول می باشد

هر جا بیند یک غریب اشک دیده می پاشد

جسم و جانش بردوام بر غریبان می سوزد

           چون دعای غریبان نمی باشد هیچ دعا

رسول رفته مدینه بگردیده غریبه

غریب شده در آخر به قرب حق رسیده

دیدار خود را رحمان نصیب او نموده

         اهل درد راستین را چون غریبی نیست دوا

چنانچه تو امّتی پیرو می باش رسول را

نامش اگر بیاید درود فرست تو اورا

غریب شده از غریب معنا دریاب همانا

         غریب می باش چون غریب باری نباشد گدا

هرجا دیدی غریبی رنجه مدارش زنهار

از سر خشم با غریب شدّت مباد در گفتار

غریبان را همانا از ضعفا تو مشمار

           همچون غربت در دنیا باری نباشد بلا

باری حکیم اتایم در شام افتاد به غربت

دوتا بشد قد او بسکه گریست به شدّت

عطا کناد ایمان را به بندگانش ایزد

            قد غریب همانا هرگز نگردد دوتا

در ترکستان شد غریب بنده خدا ، خواجه احمد

به حقّ رسول از این رو بگردیده او امّت

نوش و خور و نعمتهاش اندوه بوده با محنت

                حقّ تعالی نباشد از تن پرستان رضا

قو،لاعىن كه س !

قو، لاعىن كه س !

" قو،لاعىن كه س ، قو،لاعىن كه س ! " ده پ ءان سالادی ده گه نده جیىنداعى بارشامىز تاك^ قالىستىق. ءانشی سولایشا نه نی ه سکه رتکىسى كه له دى ه كه ن ؟ تىم_تىرىس ءو،نسىزدىكتى مه ک^زه گه نده قو،لاق که سکه نده ي ده مه ي مه ؟" ىنىش قو،لاقتان تىنىش قو،لاق " ده گه ن ده اتلی ءسوز بار.

شىنى كه ره ك بولسا ءالگی اک^گىمه تو،سته بولعان وقيعا ه دى. " تو،س - تو،لكىنىك^ بوعى " ده پ توله گه ن ايتقانىن كوبىمىز بىله مىز ؛ بئراق قىز جىبه كتىك^ قاو^پی بولا قالماسا ه كه ن.ايته و^ىر مىنا ءتو،ستى جورو^ ءتيىس او^. تو،رعان ه لىمىزده ه لبيلىك قانشا ايتا به رىلگه نمه ن شىنتو^ایتقا که لگه نده ونشا ءتىل بوسقاندىق بار ده پ بولمایدی. ده مه ک ابایلاماي سويله گه ن او^ىرماي وله تىن  جه ردىك^ ءبىرى وسى ده ي به ر. شىندى ايتام ده گه ن ادام جانىن شو،به ره ككه بايلاو^عا تو^را که له دی. " پاله ده ن ماشایىق  قاشىپتی " ده گه نده ي مو،نداعىلار وته ابايلاپ سویله سه دی. ابده ن سه نگه ن جانی بولماسا شىنىن ايتا قويمايدى. ءبىره و^دی به تىنشه اسا ماقتاعانمه ن سىرتىنان موقاتا دا به ره دى بو،لار. مو،ندا شىن حاباردان و،زىن قو،لاعى کوپ. الگی ءانشی ونداي جالعان سوزده رگه ءمان به رمه ي جو،ره به رو^ ابزال ده گه نی بولسا که ره ک. توقسان ءسوزدىک^ توبىقتاي ءتو،يىنى ءبىر- بىرىنە سه نه الماعان الماعان اله و^مه ت قوعامدىق بايلىقتارىن جوعالتىپ قور بولادی.  

قودایمان !

قودایمىن !

ءکىم ه كه م ده پ سو،رايمىن

که یده کورسه م - قو، داي مىن !

که تکه نده کوز و، یقىعا

جان سالمايمىن الدىما

زامان ، مه كه ن قالادى

حيال مو،ک^سىز  بولادى

ول ه که و^ی تاپ سوندا

اینالادی او^ قاس جوققا

اله مده ردىک^ بارىنده

بولا الام ءار که زده

قو،داي بولا مه ن ءوزىم

باستالادى شىن ءسوزىم

بولمىس تابار كورىنىس

ءساتتی بولار بار جو،مىس

جورىلسا ءجون ول تو،سته ر

وک^عا باسار ته ک ئسته ر

بررسی پیامد های اجتماعی - حقوقی احکام فقهی ارث اهل سنت...

۰۸ اسفند ۱۳۹۴

بررسی پیامدهای اجتماعی –حقوقی احکام فقهی ارثِ اهل سنت در میان خانواده-های تک جنسیتی دختر

خالد توکلی

چکیده:
سیاست های تنظیم و کنترل جمعیت در ایران که از دهه ی ۷۰ آغاز شد همراه با عوامل جمعیت شناختی مانند بالارفتن سن ازدواج، تاخیر در فاصله تولد فرزندان و بالا رفتن میزان تجرد قطعی از عواملی هستند که در دو دهه ی اخیر منجر به کاهش میزان باروری و در نتیجه کاهش بعد خانوار شده اند. همچنین عوامل اقتصادی و فرهنگی نیز در این زمینه تاثیرگذاری فراوانی دارند. نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۹۰ حاکی از کاهش قابل ملاحظه بعد خانوار در سطح کشور و استانهاست، به طوری که بعد خانوار استان تهران از ۶/۳ در سال ۸۵ به ۳/۳ در سال ۹۰ کاهش یافته، در حالی که این شاخص در سطح کشور نیز از رقم ۴ به ۵۵/۳ کاهش یافته است. یکی از معانی کاهش بعد خانوار این است که تعداد خانواده هایی که دارای تک فرزند هستند رو به افزایش است و یکی از پیامدهای آن ازدیاد خانواده هایی است که فرزند تک جنسیتی (دختر یا پسر) دارند. ترکیب تک جنسیتی فرزندان در هر حالتی، به لحاظ جمعیت‏شناختی مشکل‏ساز نیست چرا که نمی‏تواند بر پدیده‏های کلان جمعیتی تأثیر زیادی داشته باشد اما به لحاظ اجتماعی و حقوقی، ترکیب تک‏جنسی فرزندان مخصوصاً ترکیب تک‏جنسی اناث در خانواده‏های جوامع مسلمان سنی‏مذهب می‏تواند مشکل‏ساز باشد. احکام مربوط به ارث در چنین حالتی مسائلی را برای این خانواده ها ایجاد کرده است. با توجه به این که بر اساس احکام فقهی ارث، اگر پدر و مادری فقط دارای فرزند دختر باشند، در این صورت تمام ارث به این فرزند دختر تعلق نخواهد گرفت و کسانی که مستقیماً مستحق دریافت ارث نیستند (برادر، برادرزاده، پدر، پدربزرگ و …) از ارث برخوردار خواهند شد. این امر نگرانی هایی برای خانواده هایی که صرفاً فرزند دختر دارند ایجاد کرده است که چرا باید اموال آنها پس از مرگ به فرزندشان به ارث نرسد و کسانی دیگر حتی به مقدار بیشتری از آن برخوردار گردند. راهکارهایی که ارائه می شود مانند تغییر مذهب، افزایش تعداد فرزندان و انتقال اموال به فرزندان دختر نیز به نوبه ی خود مسائل دیگری ایجاد می کنند. روش تحقیق بررسی اسنادی و مطالعات کتابخانه ای است.
واژگان کلیدی: ارث، بعد خانوار، خانواده ی تک جنسیتی
۱. مقدمه
خانواده یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی است که در طول تاریخ تداوم داشته، جایگاه ویژه ای را در زندگی اجتماعی به خود اختصاص داده و موجب بقای نظام اجتماعی بوده است. به همین دلیل در جوامع مختلف، قوانین و قواعد خاص و ارزش-ها و هنجارهای ویژه ای برای آن ایجاد کرده اند. این نهاد اجتماعی – علیرغم تأثیرات غیر قابل انکار آن – اما، همواره با مسائل اجتماعی و آسیب هایی دست به گریبان بوده که در برهه هایی از زمان و در برخی از جوامع، کارآیی اش را با مشکل مواجه ساخته است. در کنار خانواده، قاعده ی مالکیت نیز در شکل دادن به نظام اقتصادی، زندگی اجتماعی انسان و تداوم آن یا بروز مشکلات و مسائل مختلف اقتصادی و اجتماعی نقش ویژه ای را به خود اختصاص داده است.

احتمالاً یکی از علل توجه فراوان به قاعده ی ارث در ادیان و جوامع مختلف، احترام به قاعده ی مالکیت و حفظ همبستگی و تقویت و تحکیم بنیان های خانواده بوده است.

یکی از ارکان قواعد، هنجارها و قوانین خانواده مربوط به ارث می باشد. ارث و قواعد و قوانینی که به صورت عرفی یا رسمی برای آن تدوین شده است از یک سو بر اساس قاعده ی مالکیت و در جهت به رسمیت شناخته شدن آن تهیه و تنظیم شده و از سوی دیگر مبتنی بر مناسبات و اصول خانواده در ارتباط با نقش های اجتماعی مختلف موجود در خانواده است. احتمالاً یکی از علل توجه فراوان به قاعده ی ارث در ادیان و جوامع مختلف، احترام به قاعده ی مالکیت و حفظ همبستگی و تقویت و تحکیم بنیان های خانواده بوده است. اما همانند بسیاری دیگر از نهادهای و قواعد اجتماعی، به طور بالقوه ارث نیز ممکن است در شرایط اجتماعی خاصی، کارکردها و پیامدهای منفی و نامناسبی داشته باشد و منجر به ایجاد مسائلی در خانواده شود.
۲. بیان مسئله
در سال های گذشته و به طور مشخص از دهه ی ۷۰ به این سو، به منظور مهار رشد روزافزون و بی رویه ی جمعیت، سیاست های کنترل و تنظیم جمعیت اجرا شد. همزمان با تلاش دولت برای اجرای این برنامه، عوامل جمعیت شناختی گوناگونی مانند افزایش سن ازدواج و بالارفتن میزان تجرد قطعی، تأخیر در فاصله ی تولد فرزندان و …، عوامل فرهنگی و اقتصادی مانند شهرنشینی، تغییر الگوی زندگی، رشد اندیشه های فردگرایانه، قدرت اقتصادی کم خانواده ها، ریسک ناشی از بار تکفل، تغییر نگرش نسبت به زندگی و جایگاه فرزند در خانواده، روابط والدین با فرزند یا فرزندان منجر به پایین آمدن میزان باروری و در نتیجه کاهش بعد خانوار شده اند. نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۹۰ حاکی از کاهش قابل ملاحظه بعد خانوار در سطح کشور و استانهاست، به طوری که بعد خانوار استان تهران از ۶/۳ در سال ۸۵ به ۳/۳ در سال ۹۰ کاهش یافته، در حالی که این شاخص در سطح کشور نیز از رقم ۴ به ۵۵/۳ کاهش یافته است.

در مناطقی که مذهب مردم اهل سنت است، برای بسیاری از خانواده هایی که فرزندان تک جنسیتی اناث دارند مسئله این است که آیا عدم بهره مندی دختر یا دختران خانواده از ارث و تعلق قسمت بیشتر آن به خویشاوندان ذکور منصفانه است؟

کاهش بعد خانوار به خودی خود، مسئله ساز نیست، بلکه آنگاه تبدیل به مسئله می شود که بر تعداد خانواده هایی که صرفاً فرزند دختر داشته باشند، افزوده شود و قوانین ارث مربوط به این خانواده ها و سهمی را که به دختران می رسد، در نظر بگیریم. واقعیت این است ارث یکی از مهم ترین موضوعات فقهی و حقوقی دین اسلام به شمار می آید که پیچیدگی ها و کارکردهای خاص خود را به ویژه برای خانواده دارد. یکی از ویژگی های بارز قواعدی که در این زمینه به چشم می خورد، تقسیم نابرابر ارثیه بر اساس جنسیت وارثین است، به گونه ای که در شرایط مختلف فرزندان و یا خویشاوندان ذکور بیش از دختران و وارثین اناث از ارث برخوردار می گردند. این وضعیت آنگاه که خانواده ها تنها یک فرزند دختر داشته باشند یا زن به تنهایی وارث شوهر باشد، بیشتر خود را می نمایاند. در چنین حالتی (اگر وارث دختر یا دختران و همسر باشند) بر اساس قواعد مربوط به ارث در فقه امام شافعی، سهم دختر به طریقه تعصیب تعیین می شود یعنی از ماترک دو سهم به برادر یا برادرزاده و یک سهم به دختر می رسد (۳/۱ سهم دختر و ۳/۲ سهم برادر یا برادرزاده خواهد بود). چنانچه متوفی چند دختر داشته ولی برادر یا برادرزاده ای هم داشته باشد باز هم به طریقه ی تعصیب از ماترک یک دوم به برادر یا برادرزاده و یک دوم دیگر به دخترها می رسد.
با توجه به این که تحقیقات متعدد نشان داده است در ایران سرمایه ی اجتماعی به شدت دچار فرسایش شده و بی-اعتمادی بر روابط و تعاملات میان افراد جامعه سایه افکنده است، در مناطقی که مذهب مردم اهل سنت است، برای بسیاری از خانواده هایی که فرزندان تک جنسیتی اناث دارند مسئله این است که آیا عدم بهره مندی دختر یا دختران خانواده از ارث و تعلق قسمت بیشتر آن به خویشاوندان ذکور منصفانه است؟ آیا دخترانشان بیش از دیگران، استحقاق بیشتری برای بهره مندی از ارث پدر و مادر را ندارند؟ به عبارت دیگر، از آنجایی که به علت کاهش بعد خانوار، تعداد خانواده هایی که صرفاً فرزند دختر دارند نسبت به گذشته افزایش محسوسی داشته است، بسیاری از خانواده هایی که مذهب آنها اهل سنت است، به دلیل احکام فقهی مربوط به ارث، که بخشی از ارث به خویشاوندان ذکور تعلق می گیرد با این مسئله روبه رو گشته اند که چرا باید دختر یا دخترانشان از ارث پدر و مادر خود به اندازه ی خویشاوندان ذکور بهره مند نباشند. این مسئله زمانی بغرنج تر می شود که راه-حل های آن، موجب ایجاد مشکلات بیشتری برای خانواده ها می شود و به این نکته توجه داشته باشیم که بر اثر فرسایش سرمایه ی اجتماعی، بسیاری از شبکه های خویشاوندی، انسجام و همبستگی خویش را از دست داده اند و فضای بی اعتمادی بر آنها حاکم گشته است.
۳-تبیین نظری مسئله
به منظور تبیین مسئله ای که ذکر آن رفت، لازم است سه بُعد آن مورد بررسی قرار گرفته شود:
۳.۱ فرسایش سرمایه ی اجتماعی: بر اساس تعریف بانک جهانی، سرمایه ی اجتماعی به نهادها، روابط و هنجارهایی که به کمیت و کیفیت کنش های متقابل اجتماعی جوامع شکل می دهند، اشاره دارد. سرمایۀ اجتماعی، صرفاً حاصل جمع نهادهایی که جامعه را بنیاد نهاده اند، نمی باشد، بلکه پیوندهای استواری است که آنها را به هم مرتبط می سازد. بسیاری از تحقیقات نشان می دهد که سرمایه ی اجتماعی در ایران از سال های پس از انقلاب، روندی رو به کاهش داشته است (رفیع پور: ۱۳۷۸، رنانی: ۱۳۸۵، توکلی: ۱۳۸۹).
این وضعیت موجب شده است تا کنش های متقابل اجتماعی و روابط و هنجارهای مقوم آن روبه ضعف باشند و عدم اعتماد، سواری مجانی، هراس از پولدار شدن، دوری و اختلاف در میان خویشاوندان افزایش یابد.
۳.۲ کاهش بعد خانوار: نتایج آمارهای به دست آمده از سرشماری نفوس و مسکن ۱۳۸۵ نشان از کاهش بعد خانوار – که از تقسیم کل جمعیت بر تعداد خانوارها به دست می آید – در ایران نسبت به سال های پیشین دارد. بدین گونه که بعد خانوار در سال ۱۳۷۵ در جمعیت شهری (۶/۴) نفر بوده است و در سال ۱۳۸۵ به (۹/۳) نفر کاهش پیدا می کند. جمعیت روستایی نیز به همین شکل، شاهد کاهش بعد خانوار است و از (۱/۵) نفر در سال ۱۳۷۵ به (۴/۴) نفر در سال ۱۳۸۵ کاهش پیدا کرده است. همچنین نتایج سرشماری نفوس و مسکن در سال ۹۰ نیز از کاهش قابل ملاحظه ی بعد خانوار در سطح کشور و استان ها حکایت دارد، به گونه ای که بعد خانوار استان تهران از ۶/۳ در سال ۸۵ به ۳/۳ در سال ۹۰ کاهش یافته، در حالی که این شاخص در سطح کشور نیز از رقم ۴ به ۵۵/۳ کاهش یافته است.

می توان ادعا کرد که مجموع خانواده هایی که فرزند تک جنسیتی دختر دارند بیش از ۱۵ درصد خانوارهای موجود در جامعه است.

به دنبال کاهش بعد خانوار یکی از نتایج آن این است که خانواده های کم جمعیت (۲ و ۳ نفره) که یا فرزند ندارند یا یک فرزند دارند، افزایش می یابند. به گونه ای که به تدریج در سال های پس از دهه ی ۷۰ خانوارهای ۲ و ۳ روند افزایشی داشته است به طوری که «خانوارهای ۲و ۳ نفره در فاصله ی سال های ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۰ در حد ۳/۲۳ ثابت مانده و سپس رو به افزایش نهاده و در سال ۱۳۷۵ به ۳/۲۷ درصد رسیده است. این روند می تواند نسبت خانوارهای مذکور را تا سال ۱۳۸۴ به ۴/۲۹ درصد برساند» (زنجانی، ۱۳۸۵). از آنجایی که ممکن است حدود نیمی از فرزندانی که به دنیا می آیند دختر باشند لذا می توان ادعا کرد که مجموع خانواده هایی که فرزند تک جنسیتی دختر دارند بیش از ۱۵ درصد خانوارهای موجود در جامعه است. عکس این قضیه نیز صادق است، بدین گونه که درصد خانوارهای پرجمعیت در سال های پس از دهه ی ۷۰ به تدریج روبه کاهش داشته و از ۲۷ درصد کل خانوارها در سال ۱۳۶۵ به ۲۱ درصد در سال ۱۳۷۵ و ۱۷درصد در سال ۱۳۸۵ رسیده است.
۳.۳ قواعد مربوط به ارث در فقه امام شافعی: مالکیت و به تبع آن ارث یکی از مهم ترین موضوعات فقهی و حقوقی به شمار می آید که در هر جامعه ای، قوانین خاص، مشخص و تا اندازه ای پیچیده برای آن ها تدوین گشته است. انسان در طول زندگی اجتماعی خود کالاهای غیر مادی و فرهنگی، ارزش ها و هنجارهای مختلفی را می آفریند و از طریق فرایند انتقال فرهنگی، جامعه پذیری و نهادهای مختلف آموزشی، آنها را از نسلی به نسل دیگر منتقل می سازد. در مورد تولیدات مادی نیز وضع به همین منوال است بدین معنی که فرد و یا گروههای اجتماعی، کالاها و اموالی را در طول سالیان زندگی انباشته و در اختیار داشته اند، پس از مرگ به حال خود رها نمی کنند و نهادهای مشخص سیاسی و دینی به عنوان ارث، طی مراسمی آنها را به بازماندگان به طور خاص و گاهی دیگران به طور عام منتقل می نمایند.
در میان ادیان مختلف، در دین اسلام، فقه جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است به گونه ای که در تاریخ اسلام، علم و نظام فقهی منسجم و مدونی ایجاد شده است به گونه ای که در بسیاری از کشورهای اسلامی یکی از مبانی و منابع اصلی وضع، تفسیر و اجرای حقوق و قوانین به شمار می آید. ارث یکی از ابواب و موضوعاتی است که در قرآن کریم – در سوره ی نساء – مورد اشاره قرار گرفته و به عنوان امری که رعایت آن واجب تلقی شده است به طور دقیق و مفصل در شریعت اسلام و در فقه در «باب فرائض» مورد بحث قرار گرفته و کارکردها، قوانین و احکام خاصی برای آن ذکر و وضع شده است. «عفیف طباره» در باره ی جایگاه «قطعی، حتمی و اجباری» ارث در شریعت اسلام و کارکردهای آن بر این باور است که «شریعت اسلام قانون ارث را وضع و رعایت آن را واجب نموده است تا از جمع شدن ثروت در نزد عده ی کمی که باعث اختلاف طبقاتی خواهد شد، جلوگیری نماید» (عبدالفتاح، عفیف طباره، ۱۳۷۵: ۵۵۰) و در نتیجه عدالت و انصاف در جامعه گسترش یابد. همچنین معتقد است احترام به مالکیت فردی و قانون کلی ارث موجب می شود علاقه به کار و تلاش و کوشش برای به دست آوردن مال در میان مردم و ثروتمندان افزایش یابد «چون (فرد) می داند تا خود زنده است از ثمرات آن بهره-مند می باشد و می تواند به مستحقان کمک کند و آن را در راه خیر و صلاح خرج نماید و بعد از مرگش به فرزندان و پدر و مادر نزدیکانش خواهد رسید» (همان: ۵۵۴). «نوری» نیز در مورد کارکرد قوانین ارث در اسلام معتقد است که قوانین ارث در روم، یونان باستان، هند و چین، ایران و عربستان قبل از اسلام با ظلم و اجحاف همراه بوده است ولی ضوابط ارث شریعت اسلام بر محور حمایت از مظلومین و محرومین تدوین گشته است (نوری، حسین: ۳۹). «محمدپور» نیز از پایان دادن به جور و ستمی که قبل از اسلام بر زن ها و بچه ها اعم از پسر و دختر رفته است، به عنوان یکی از کارکردهای قواعد ارث در اسلام نام می برد (محمدپور، ۱۳۹۱: ۳۴).

به علت فرسایش روزافزون سرمایه ی اجتماعی، اهمیت یافتن ارزش های مادی، تغییر نگرش نسبت به جایگاه دختر در خانواده و تغییر شکل خانواده از گسترده به هسته ای، اختصاص بخشی از ارثیه به دیگران برای بسیاری از خانواده ها قابل قبول و پذیرفتنی نیست و فرزندان دختر خود را بیشتر از برادر یا نوه و … مستحق دریافت کل ارثیه می دانند.

با وجود کارکردهایی که فقیهان برای ارث برشمرده اند در مواردی ممکن است مسائلی را برای برخی از نهادهای اجتماعی یا کیفیت تعامل میان افراد ایجاد نماید. یکی از این نهادها که در سال های اخیر و تحت تأثیر تغییراتی که در زمینه تعداد افراد و جمعیت، در آن به وجود آمده و قوانین مربوط به ارث برای آن مسئله ساز بوده، خانواده است:
قوانین مربوط به ارث در مورد دختر تنها یا خانواده ای که فرزندانشان صرفاً دختر یا به عبارت دیگر جنسیت آنها مؤنث است به شرح زیر است: «نظام ارث در اسلام، وارثین را به دو طبقه تقسیم کرده است، طبقه اول شامل آباء (اصل) و اولاد (فرع) و ازواج می باشد. طبقه دوم شامل برادران و خواهران است. تمام کسانی که در طبقات اول هستند مستقیماً از متوفی ارث می گیرند و حَجب نمی شوند (یعنی وارث اصلی هستند و در همه ی شرایط وارثند و به وسیله وارثان دیگر از ارث محروم نمی گردند). اما کسانی که در طبقه دوم هستند ارث نمی گیرند مگر تمام وارثین طبقه اول یا اکثر آنان وجود نداشته باشند (عفیف طباره: ۵۵۱).
واژه ی کلیدی در اینجا «اکثریت» است. به عبارت دیگر ممکن است برخی از وارثین طبقه ی اول که مستقیماً از متوفی ارث می گیرند و به وسیله ی وارثان دیگر از ارث محروم نمی شوند، زنده باشند اما با وجود این، کسانی در طبقه ی دوم که مستقیماً مستحق دریافت ارث نیستند، از ارث برخوردار شوند. آنچه به بحث ما مربوط می شود این نکته است که دختر نه تنها به عنوان وارث پدر یا پدر بزرگ یا برادر نمی تواند همچون پسر شخص دورتر را از ارث محروم سازد، بلکه ممکن است به واسطه ی حضور دیگران، میزان سهم الارث وی کاهش یابد و «حَجبِ نقصان» به شقوق ذیل در مورد وی به وقوع بپیوندد:
• اگر متوفی فقط یک دختر داشته باشد ۲/۱ به دختر می رسد و اگر دو دختر داشته باشد ۳/۲ به آنها می-رسد و بقیه حالت «رد » به خود می گیرد (محمدپور: ۵۹).
• اگر متوفی یک دختر تنها داشته باشد ولی دارای برادر یا برادرزاده ای نیز باشد سهم دختر به طریقه تعصیب تعیین می شود یعنی از ماترک دو سهم به برادر یا برادرزاده و یک سهم به دختر می رسد (۳/۱ سهم دختر و ۳/۲ سهم برادر یا برادرزاده خواهد بود).
• چنانچه متوفی چند دختر داشته ولی برادر یا برادرزاده ای هم داشته باشد باز هم به طریقه ی تعصیب از ماترک یک دوم به برادر یا برادرزاده و یک دوم دیگر به دخترها می رسد (همان: ۵۱).
• اگر متوفی فقط یک دختر و چند نوه داشته باشد ۲/۱ ماترک به دختر و ۲/۱ بقیه به نوه ها به نسبت پسر دو برابر دختر می رسد (همان: ۵۹).
• اگر متوفی چند دختر و چند نوه داشته باشد ۳/۲ ماترک به دخترها و بقیه به نوه ها به نسبت پسر دو برابر دختر می رسد. در این حالت اگر نوه های متوفی یک دختر یا چند دختر باشد به نوه های دختری چیزی نمی رسد (همان: ۶۰).
• ضابطه ی حَجب از اصل ارث مبتنی بر اقربیت نسبت به متوفی است. بدین معنی که شخص نزدیک تر به متوفی، شخص دورتر را از ارث محروم می نماید (همان: ۴۴).
نکته ی دوم و قابل توجه در این زمینه این است که دختر یا دختران نمی توانند اشخاص دورتر مذکر را از ارث محروم سازند و این ضابطه (حَجب) شامل حال آنها نمی شود. مواردی که در موضوع ارث دختر یا دختران مورد اشاره قرار گرفت نشان می دهد که پدر و مادر، نوه ها، برادر و برادرزاده و … اگر چه اقرب به شمار نمی آیند و دورتر هستند اما اگر وارث طبقه ی اول فقط دختر یا دختران باشد، همچنان از ارث برخوردار خواهند بود. در مورد پسران قاعده و ضابطه ی حَجب صدق می کند به گونه ای که پدران با وجود پسران یا پسرانِ پسران و برادران با وجود پدران و نیز عموها با وجود برادران از طریق تعصیب ارث نمی برند (الخن: ۳۳۸).
۴- پیامدها
با ذکر این مقدمات در مورد تغییر ابعاد جمعیتی خانواده و وجود قوانین و قواعد مربوط به ارث، اکنون به پرسش اولیه ی این نوشتار برمی گردیم که در شرایط جدید، نهاد خانواده با چه مسئله ای دست به گریبان خواهد بود؟
قبل از این که به این پرسش پاسخ داده شود ذکر این نکته ضروری است این مسئله (داشتن فرزند تک جنسیتی دختر)، مسئله ی اجتماعی جدیدی است که در گذشته، به این شکل، چنین تصوری در مورد آن مطرح نبوده است. در گذشته به علت میزان باروری زیاد، خود به خود از تعداد کسانی که صرفاً فرزند دختر دارند کاسته می شد و اگر نگرانیی در این زمینه وجود داشت ربطی به ارث نداشت و تنها به نداشتن فرزند پسر که «اجاق» محسوب می شد و عدم تداوم اصل و نسب خانوادگی برمی گشت. ضمن این که به علت سبک و شیوه ی زندگی در خانواده ها که عمدتاً به شکل گسترده بود و وجود میزان بالای سرمایه ی اجتماعی درون گروهی و قدرت اعتقادات دینی، به راحتی تقسیم ارث در میان افرادی چون برادر، پسر برادر، پسرِ پسر و … قابل قبول بود و داشتن فرزند تک جنسیتی دختر حساسیت چندانی ایجاد و آن را به یک مسئله ی اجتماعی تبدیل نمی کرد.

تغییر نگرش نسبت به جایگاه دختر و تأکید بر برابری جنسیتی در خانواده و جامعه و فرسایش سرمایه ی اجتماعی؛ منجر به شکل گیری یک مسئله ی اجتماعی جدید شده است که بسیاری از خانواده ها را در موقعیت دشواری قرار داده؛ به طوری که آن را منصفانه و در جهت گسترش عدالت و برابری نمی دانند. حلِّ آن نیز با توجه به راهکارهایی که در جامعه برای آن در نظر گرفته اند ممکن و میسر نیست؛ مگر اینکه این قواعد فقهی توسط فقیهان مورد اجتهاد و بازبینی قرار گیرد

در سال های اخیر، اما در خانواده ها وضعیتی به وجود آمده است که تحت تأثیر وضعیت اقتصادی و فرهنگی به طور عام و برنامه های تنظیم خانواده و سیاست های مبتنی بر کاهش جمعیت به طور خاص، بسیاری از خانواده ها برای داشتن زندگی بهتر، فرزند کمتری را به دنیا می آوردند (به گونه ای که بعد خانوار استان تهران از ۶/۳ در سال ۸۵ به ۳/۳ در سال ۹۰ کاهش یافته، در حالی که این شاخص در سطح کشور نیز از رقم ۴ به ۵۵/۳ کاهش یافته است)، این امر موجب شده است تا تعداد خانواده هایی که کم جمعیت هستند و فرزندان تک جنسیتی دارند نسبت به گذشته به شدت افزایش یابد و متعاقب آن بر تعداد خانواده هایی که فقط فرزند دختر دارند؛ افزوده شود. علاوه بر این، به علت فرسایش روزافزون سرمایه ی اجتماعی، اهمیت یافتن ارزش های مادی، تغییر نگرش نسبت به جایگاه دختر در خانواده و تغییر شکل خانواده از گسترده به هسته ای، اختصاص بخشی از ارثیه به دیگران برای بسیاری از خانواده ها قابل قبول و پذیرفتنی نیست و فرزندان دختر خود را بیشتر از برادر یا نوه و … مستحق دریافت کل ارثیه می دانند.
علاوه بر افزایش کمی خانواده های تک جنسیتی دختر و تغییر نگرش نسبت به سهم دختر از ارثیه، عامل دیگری که این وضعیت جدید را به یک مسئله ی اجتماعی تبدیل کرده است، وجود راهکارهایی است که برای حل مسئله کارآیی چندانی ندارند. این راهکارها عبارتند از:
• تغییر مذهب یا دین: با توجه به اینکه تغییر دین در اسلام ممکن نیست و فردی که دین خود را تغییر داده است مرتد به حساب می آید لذا این راهکار به هیچ وجه امکان پذیر نیست. در مورد تغییر مذهب، به لحاظ فقهی، ممکن است برخورد ملایم تری در نظر گرفته شده باشد اما در اینجا نظارت و کنترل اجتماعی است که نقش اصلی را بازی می کند و مردم کسی را که به خاطر «پول» و مادیات مذهب خود را تغییر داده باشد، طرد می کنند و مسائل دیگری دامن فرد و خانواده ها را می گیرد.
• افزایش میزان باروری: همچنان که گفته شد علاوه بر سیاست های تنظیم خانواده که نقش مؤثری در کاهش بعد خانوار داشتند، عوامل اقتصادی و فرهنگی (شهرنشینی، تغییر الگوی زندگی، رشد اندیشه های فردگرایانه، قدرت اقتصادی کم خانواده ها، ریسک ناشی از بار تکفل، تغییر نگرش نسبت به زندگی و جایگاه فرزند در خانواده، روابط والدین با فرزند یا فرزندان) هم در این زمینه نقش به سزایی داشته اند.
لذا خانواده ها با تغییر سیاست های تنظیم خانواده و تغییر شعار آن از «فرزند کمتر زندگی بهتر» به «فرزند بیشتر زندگی بهتر» حداقل در کوتاه مدت، حاضر به بالا بردن میزان باروری نخواهند بود و این راهکار نیز در حل مسئله چندان مؤثر نیست.
• انتقال ثروت والدین به فرزند یا فرزندان دختر: به دلایل مختلف این راهکار نیز نمی تواند مؤثر باشد. انتقال ثروت به فرزندان برای بسیاری از پدران و مادران، ریسک بزرگی به حساب می آید. از یک سو ناسازگاری و عدم اعتماد میان والدین و فرزندان که می تواند ناشی از فرسایش سرمایه ی اجتماعی باشد و از سوی دیگر تغییر در سبک زندگی و گسست نسل ها که انتظارات متفاوتی را ایجاد می کند، می تواند مانع از انتقال ثروت به فرزندان شود. در نتیجه این راهکار نیز چندان مورد قبول کسانی که صرفاً فرزند دختر دارند واقع نشده است. این نگرانی ها پس از ازدواج دختر به نحو محسوسی افزایش می یابد، چرا که ممکن است دختر از سوی شوهر برای استفاده از ثروتی که به نام وی است تحت فشار قرار گیرد و زندگی اش با مشکلاتی مواجه شود یا اینکه دختر قبل از پدر و مادر فوت کند و ارثی که از وی به جا مانده و در واقع ثروت والدینش می باشد؛ به شوهر برسد.
نتیجه گیری
به طور خلاصه می توان گفت قوانین ارث مربوط به سهم دختر در شرایط کنونی که بعد خانوار کاهش و در نتیجه تعداد خانواده های تک جنسیتی دختر افزایش یافته است، تغییر نگرش نسبت به جایگاه دختر و تأکید بر برابری جنسیتی در خانواده و جامعه و فرسایش سرمایه ی اجتماعی؛ منجر به شکل گیری یک مسئله ی اجتماعی جدید شده است که بسیاری از خانواده ها را در موقعیت دشواری قرار داده؛ به طوری که آن را منصفانه و در جهت گسترش عدالت و برابری نمی دانند. حلِّ آن نیز با توجه به راهکارهایی که در جامعه برای آن در نظر گرفته اند ممکن و میسر نیست؛ مگر اینکه این قواعد فقهی توسط فقیهان مورد اجتهاد و بازبینی قرار گیرد و با بهره گیری از رویکردهای نوین و پویا در فقه مقارن متناسب با نیازها، ارزش ها و شرایط روز در آنها دگرگونی به وجود آید و بدینوسیله از پیامدهای اجتماعی-حقوقی این معضل جلوگیری شود.
منابع:
– الخن، مصطفی و دیگران (۱۳۸۸): فقه منهجی، ترجمه محمد عزیز حسامی و فرزاد پارسا، انتشارات کردستان، چاپ دوم، سنندج.
– توکلی، خالد (۱۳۸۹) بررسی تأثیر سرمایه ی اجتماعی درون گروهی و برون گروهی بر توسعه ی اقتصادی در استان های کشور، پایان نامه ی دکتری جامعه شناسی توسعه، دانشگاه اصفهان.
– رنانی، محسن (۱۳۸۵) «نقش سرمایه‌ی اجتماعی در توسعه‌ی اقتصادی»، فصلنامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی دریچه، سال سوم، شماره‌ی ۱۰: ۴-۲۳.
– رفیع پور، فرامرز(۱۳۷۹) آنومی یا آشفتگی اجتماعی: پژوهشی در زمینه پتانسیل آنومی در شهر تهران، تهران: سروش، چاپ اول .
– زنجانی، حبیب الله (۱۳۸۵) تحول جمعیت شناسی خانوار در ایران، نامه انجمن جمعیت شناسی ایران، شماره ۱.
– عفیف طباره، عبدالفتاح (۱۳۷۵): روح الدین اسلامی، ترجمه ابوبکر حسن زاده، انتشارات سقز- محمدی، چاپ اول، سقز.
– محمدپور، عبدالعزیز (۱۳۹۱): قوانین اسلامی:‌ ازدواج، طلاق، ارث، وصیت؛ معروف به «احوال شخصیه» در ماده ۱۲ قانون اساسی، طبق مذهب امام شافعی (ره)، انتشارات تابش فرهنگ، چاپ اول.
– نوری، حسین: کتابی که نیمی از علم فقه است؛ نور علم، دوره دوم، شماره هفتم.

 

زبان خوش زبان بی زبان است ( آبای )

زبان خوش زبان بی زبان است ( آبای )

 

زبان خوش زبان بي زبان است ،

با چشم ديده دريابش با آنچه در نهان است .

بي اشتباه جوانان بهمديگر دل دهند ،

باور كني يا خنده نتيجه اش همان است .

 

در آن زبان ما بوده ايم ورزيده ،

آن چنان را بي هيچ حرفي فهميده .

وارد بوده درك مي كرديم بخوبي ،

حالا ديگر بر دلم نيست چسبيده .

 

ءدىندى قابىلداو^ ارابتىقتى قابىلداو^ ه مه س

ء«دىندى قابىلداۋ ارابتىقتى قابىلداۋ ەمەس»

  • 25/02/2016
  •  
10487430_1443930489259922_1267010706558343032_n

ءبىز ەڭ اۋەلى، اللانىڭ، پايعامبارىمىزدىڭ (س.ع.س) «مۇسىلمان بولىڭدار» دەگەنىن، اراب بولىڭدار دەمەگەنىن جاقسى ءتۇسىنىۋىمىز كەرەك. قايتا ءبىزدىڭ حالىق بولىپ، ۇلت بولىپ بولەك-بولەك ءومىر سۇرەتىنىمىز اللانىڭ قالاۋى (قۇجرات سۇرەسىندە سولاي ايتىلعان). ءبىز ءبىر-بىرىمىزدەن وسىلايشا پارىقتالامىز. ءدىندى قابىلداۋ ارابتىقتى قابىلداۋ ەمەس. ۇلى ەلشىمىز (س.ع.س) وسى قاۋىمنان شىققانى ءۇشىن قۇرمەت ەتەمىز، سىيلايمىز. سوندىقتان، حاق ءدىنىمىزدى ءتۇسىنۋ، تەرەڭىنە ءۇڭىلۋ بارىمىزگە ورتاق مىندەت. بىزگە فورما جاقتاعى وزگەشەلىكتەردەن گورى، جۇرەكتەگى وزگەشە جاڭالىق ابزال. قازاقتىڭ ءوز كيىمى، قالپاعى، تاقياسى، شەكپەنى، كيمەشەگى، شىلاۋىشى، ساۋكەلەسى، كويلەگى، ەرلەردىڭ ەجەلگى ساقال-مۇرت ۇلگىسى وزىنە جاراسادى. ۇيالاتىنداي كەمىستىگىمىز جوق. كەي كەزدە سۇننەت رەتىندە پايعامبارىمىز (س.ع.س) كيگەن دەپ، تۇتىناتىنداردىڭ ءجونى باسقا. بىراق «بوياۋشى، بوياۋشى دەسە ساقالىن بوياپتى» كەيپىنە تۇسپەگەن ءجون. ءدال قازىر بوياۋشىلىقتىڭ ايەلدەرگە دەندەپ كىرىپ بارا جاتقان كەزى. باستاعى شاش بايقۇس بىرەسە قىزىل، بىرەسە سارىعا وزگەرىپ ابدەن مازاسى كەتتى. جالاڭباس ءجۇرۋ ارقىلى ءبىر كۇنا جاساساق، بوياپ، كورسەتىپ  ناپسىگە جەم ەتىپ ەكى كۇنا جاسايمىز.

سوندىقتان، ءولى تۇردە ارابقا ەلىكتەۋ اسىرە وڭشىلدىققا، فاناتتىققا اپارسا، جالاڭاشتانىپ «مادەنيەتكە» ەلىكتەۋ، اسىرە سولشىلدىققا كىرىپتار ەتەدى. اللا ءبىزدىڭ فورمامىزدىڭ ارابقا ۇقساۋىنا ساۋاپ بەرمەيدى، جۇرەگىمىزدىڭ نۇرلانۋىنا ساۋاپ ءناسىپ ەتەدى. ياعني، مۇسىلمان بولۋ جان الەمىمىزدەگى قايىرلى جاڭالىق. ەلىكتەۋ پايداسىنان زيانى باسىم بوس اۋرەشىلىك.

داۋلەتبەك بايتۇرسىن ۇلىنىڭ e-islam.kz سايتىنا بەرگەن سۇحباتىنان

 

1 پىكىر

  • قاجى مۇقامبەت قاراكەدەيبەيسەنبى، 25.02.2016

    قۇراندا مىقتاپ ايتىلعانداي ءدىن دەگەن نارسە ارابتاردان باستالعان ەمەس. ونىڭ باسى ادام اتا مەن ھاۋا انا جەرگە تۇسكەننەن باستالعان بولىپ تابىلادى. سونىمەن تەك اتالمىش قاۋىمعا عانا قاراتا بۇنداي جول سىلتەۋ بولدى دەپ جاڭىلمالىق. ءدىننىڭ سوڭى ارابتارعا تۇسكەنى وسىنداي انايى قاۋىمدى دا ەپتەپ وركەنيەتتى ەتۋگە جول بار ەكەنىن ايعاقتايدى. ال قازاقتار باسقالاردان وسال ەمەس. بۇلار دا ءوز نەگىزدەرىن ساقتاپ تۇرىپ وركەندەپ الادى. قازىرگى ازعىندار اتا — بابالارىنىڭ يسلام ءدىنى شاراپاتىمەن تاپقان جەتىستىكتەرىن جوققا شىعارىپ تاستاعان سانالادى. سوندا قاي ءبىر مۇسىلمان ارابقا ەلىكتەگەن ەدى ؟ كەرىسىنشە قوجا احمەت ياساۋي ، تەگى اراب بولسا دا ، وتانداستارىنىڭ مادەنيەتىنە سايكەس تاريقاتىن ۇگىتتەپ ءجۇرىپتى.

قو،دایعا جه رده گی ورىنباسار

قو،دایعا جه رده گی ورىنباسار

که ک^ىسته گی ده نه له ردىک^ ءار نه شه و^ى ءبىر کو،ندی ءتاو^ ه تىپ وعان تاو^ ه لدی ءبىر جو،یه بولادی ه که ن. بو،لاردىک^ نه شه میلیونی میلیاردتار شوقجو،لدىزداردی قو،راپ که یبىره و^له رىرنىک^ ساو^له سی ءبىزدىک^ کوزگه تو، سکه نگه شه نه شه ميليون جىل جول جو،رگه ن بولادی. ویلاپ قارایىق ، ه ک^ الىستاعى جو،لدىزدىک^ ار جاعىندا نه بار ه كه ن ؟ وندا ءتاک^ىری تو،ر ده پ مویىنداساق ودان باسقا جه رده جاراتو^شی جوق ده گه ن ءسوز شىقپایدی. ارینه بارشا قو،بىلستار سول بىره گه ي جاراتقاننان بولعان ده پ ایتو^عا تو^را که له دی. ده مه ک اله مده گی بار زاتتار جاراتو^شىنىک^ کورىنسى ه كه نى ايان شىندىق. ءبىز ه سىمىز ساو^دا قانداي ءوز مو،شه له رىمىزگه يه بولساق قو،داي دا ، ءوز جاراتقاندارانا يه  ه که نی به سه نه ده ن به لگىلى ه مه س په ؟ سونىمه ن ته ك قانا اللانىك^ قالاعانی بولىپ تو،رادی. قىزىعى سول قو،داي تاعالا سونشا جاراتقاندارىن ادام ه ر كىنه قويعام ده يدى. ال وسىنى و، عىپ قو،دایدىک^ قالاعانىن دو،نيه ده جالعاستىرسا ه رته ک^ و،شپاقتا تورله ته دی. که رىسىنشه بو،زىقتىق قىلعاندار تامو،قتا تامىزىق بولىپ ورته نه دی. نه گه ده سه ک^ىز ، بو،لار قو،دايعا به رگه ن و^اده له رىن وته مه ي ءدىندى جاسىنعا شىعار عان بولىپ شىعادى.  سوندا ولار قو،دايدىك^ کومه کشىسى بولماي ناعىز جاو^ى ، شايتانعا ، ئله سه قو،ریدی. وسىنداي شايتانعا قازعانىش تو^دىرعان ابزالدىققا يه بولعان په نده ه گه ر ونی وک^دی پایدالانبای قالسا نه ءتىپتی جو،زه گه اسىرماسا وته - موته سورلی بولاری أن ايقىن. باسقاشا ايتقاندا قولىنان كه لمه سى جوق جان تىم وک^عارماسا ه ک^ الد ىمه ن ءوزىنه زو،لىم بولادى. قالا به ردی باسقالدارعا دا كه سىرى تپه دى. كوزىڭىزدى ، قو،لاعىك^ىزدى ، اياق جانه قولىك^ىزدى شىندى كورىپ حالتی تىك^داو^عا ، قورلاعانداردی قولداپ تو^را جولدا جو،رمه سه به ره که تته ن که نده قالاتىن سه به بى وسىنشاما كه ك^ اله مدی جاراتقان اللانی که له مه ج ه تکه ن سانالاتىن بولادی.

Ясауи жылы-қазақ руханиятына жаңа белесі

 Маңызды

«ЯСАУИ ЖЫЛЫ – ҚАЗАҚ РУХАНИЯТЫНЫҢ ЖАҢА БЕЛЕСІ»

Әріптің көлемі: Қалыпты
 

 ҚР Мәдениет және спорт министрлігі Дін істері комитетіДін мәселелері жөніндегі ғылыми-зерттеу және талдау орталығының директоры, филология ғылымдарының кандидаты Айнұр Әбдірәсілқызымен сұхбат.

 

 −Айнұр Әбдірәсілқызы, 2016 жылдың алғашқы айын да еңсеріп тастадық. Жыл бастамалары несімен ерекшеленгелі тұр деген сауалға тағы бір назар аударсақ.

 2016 жыл – рухани мәдениетіміздің алтын белесіне айналатын мәртебелі жыл. Бұл жыл ЮНЕСКО көлемінде «Қожа Ахмет Ясауи жылы» болып жарияланды. Демек, әлем халықтарының назары Қазақстанға ауатын, Ұлы Дала Елінің асқаралы рухын асқақтата түсетін абыройлы жыл келді.

– Ендеше сұхбатымызды дәл осы тақырыпта өрбітелік. Жаттандылау көрінсе де жалқы сауал: Қожа Ахмет Ясауи кім, қандай тұлға?

– Қожа Ахмет Ясауи – түркі халықтары рухани мәдениетінің барлық саласында – әдебиетінде, тарихында, мәдениетінде, дүниетанымында, ойлау жүйесінде өшпес із қалдырған дара шығармашылық иесі, бірегей рухани-моральдық ілімнің негізін салушы тұлға. Бүгінгі күн биігінен алғанда Ясауиге осындай анықтама берген жөн дер едім. Өйткені «Әр дәуірдің еркіне сай нарқы өзгерген алтынның» деп Мұхтар Шаханов ағамыз айтпақшы, замана кейде алтынның да қадірін әртүрлі бағалап жатады.

«Жақсылар жақсымын деп айта алмайды,

Жамандар жақсымын деп айқайлайды.

Жүрген соң бауырында күнде көріп,

Таулардың биіктігі байқалмайды», - дейді атамыз қазақ.

Өзін «жақсымын» деп айта алмаған, «Барша – жақсы, біз – жаман, Барша – бидай, біз – сабан» деп, өзін кішік тұтумен өмірі өткен, «О, Алла, әлем халқы оңалды, мен оңалмадым» деп, әр таңда жағасын тұтып, зар жылаған, өзін тану арқылы Алланы тану үшін нәпсісін тыйып, рухын жетілдіріп, «мен» емес, «ОЛ» деп өткен ерендердің бірі де бірегейі Ясауи еді.

Бүгінгі байбаламшыл базбіреулер секілді оның өзгенің мінінде шаруасы болған жоқ. «Құл Қожа Ахмет, нәпсіңді теп, нәпсіңді теп», «Құл Қожа Ахмет, насих (уағызшы) болсаң, өзіңе бол», «Қайда көрсең, жетім, ғаріп көңілін аула», «Дүниеқұмар тексіздерден бойыңды тарт», «Сақал-шашым көп ағарды, көңілім қара», «Саған аян, амалсызбын, көп-дүр күнәм» деп, өзін-өзі айыптап, өзін-өзі тыйып, тәрбиелеп, тазартып, табан ақы, маңдай терімен күн көріп, Құдай берген ілімімен қайрат еткен пәк табиғат иесі еді Ясауи.

Хикметтерінде айтылғандай «Хақ Мұстафа Миғражда рухым көрді», «Алты жаста сабақ алдым періштеден», «Барша ұлық жиылып кеп, үлес берді» екен деп, өзін асқақ тұтпады, керісінше, «Хорасан, Шам, Иракқа сапар шегіп, Ғаріптіктің көп қадірін білдім мен-а» деп, дүние ғұламаларынан ілім алу үшін ел кезіп, табанынан тозды. «Туған жерім – мүбәрак Түркістаннан Бауырымды тасқа ұрып келдім мен-а» деп жат жұртта жапа шекті. «Көзім жасты, жаным дертті, жүрек жара» деп жүріп, Түркістан жұртына қатысты «қасиетті» деген теңеуді алғаш қолданған да Ясауи еді. Сөйтіп жүріп түгел түркінің руханиятына негіз болған рухани ілімді жасады, әдебиетіне ұлы реформа алып келді. Жасайын деп жасаған жоқ, оның таза, текті, дара шығармашылық тегеуріні еріксіз осындай нәтиже берді. Содан кейін Түркістан Ясауиімен қасиетті атанды...

– Ясауидің өмірдерегінен мәлімет бере кетудің осы тұста орайы келген тәрізді...

– Ақынның дүниеге келген мерзімі туралы нақты дерек жоқ. Ортағасырлық жазбаларда Қ.А.Ясауидің хижраның 562 жылы (б.ж.с. бойынша  1166 жылмен сәйкес) дүниеден өткені айтылады. Осы дерекке және хикметтердегі мәліметтерге сүйене отырып,  ақынды 63 жыл өмір сүрген деп санайтын зерттеушілер оның туған жылын 1103 жылмен шендестірсе, 73 жыл жасаған деп есептейтіндер бұл мерзімді 1093-94 жылдармен белгілейді. «Ясауи 125 жыл өмір сүрген» деген болжамға ден қойған ғалымдардың үшінші тобы оны 1040 жылдары туған деп есептейді.

Ежелгі Сайрам (Испиджаб) қаласында дүниеге келген Ясауи рухани тәрбиенің алғашқы сабақтарын өз әкесі Ибрахим шайхтан алады. Әкесі дүниеден өткен соң, Арыстан бабтан аманат-ілімді қабылдаған болашақ Түркістан пірі біршама уақыт Ясы (Түркістан) қаласын мекен етеді. Есейе келе ілім іздеп, өз хикметтерінде айтылғандай, «Хорасан, Шам, Иракқа сапар шеккен» Ясауи өз дәуірінің көрнекті дін ғұламаларымен сұхбаттас болып, рухани тәжірибесін жетілдіріп, кемелдену сатыларын өткеріп, толысқан шақта Ясыға оралады. Сонда тұрақтап,  рухани ілімін таратады, өзінің ғибратты хикметтерімен мәшһүр болады. Өмірін Алла жолына арнаған, сансыз көп шәкірт тәрбиелеп, рухани кемелдікке жеткізген Ясауи 63 жасқа келгенде «Мұстафаға матам /аза/ тұтып» жер астындағы құлшылық мекеніне – қылуетке түседі. Ойшыл ақын өмірінің неше жылға созылғаны бәймәлім, бұл жайында тек аңыздарда келтірілетін Ясауидің өзі айтты делінген: «Жер бетінде неше жыл өмір сүрсем, жер астында да сонша жыл өмір сүремін» деген сөзі мен «Жүз жиырма беске кірдім, біле алмадым» деген хикмет жолдары ғана сақталған.

– Ясауи дегенде ең алдымен оның ақындығы ауызға алынады. «Ясауи қандай ақын?» деген сауалға қалай жауап беруге болады?

– Ясауи – отаншыл, ойшыл, діндар ақын. Ұлт әдебиетіне «Диуани хикмет» сынды өміршең мұра қалдырған Ясауидің рухани кемелдік ілімін насихаттап, Жаратушыға деген махаббатты арқау еткен хикметтері өз кезегінде көркем әдебиет туындысына қойылатын талаптарға толығымен сай келетін көлемді де кең өрісті поэзиялық шығарма болып табылады. Қожа Ахмет Ясауи шығармашылығында ғазал, мінәжат, мадақ, айтыс, дастан секілді араб-парсылық және түркілік жанрлардың әрбірі жеке түр ретінде қамтылған және сонымен бір мезгілде осы шығармашылық құбылыс нәтижесінде аталған жанрлардың барлық ерекшеліктерін бойына сіңірген көп өлшемді, кең ауқымды симбиоз жанр – хикмет қалыптасқан.

«Диуани хикмет» арқылы негізі қаланып, ғасырлар бойы жалғасын тапқан аталмыш жанрда көптеген әдеби туындылар дүниеге келді. Ясауидің поэтикалық мектебінен нәр алған ақындар негізінен хикмет дәстүрін жалғастырып, осы жанрда жырлады. Орта Азиядағы кеңінен танымал әдеби мектеп – Қожа Ахмет Ясауидің ақындық мектебі болды.   ХІІ–ХVІІ ғасырлар аралығында өмір сүрген Сүлеймен Бақырғани, Камалиддин Иқани, Жүсіп Байдауи, Шәмсатдин Өзгенди, Құл Убайди, Құл Шариф, Шайх Худайдад секілді ақындар осы мектептің даңқты өкілдеріне айналды.

Түркі топырағындағы бай әдеби дәстүрден бастау алған Ясауидің «Диуани хикметінде» алғашқы кезекте төл поэзиямыздың көркемдік және құрылымдық ерекшеліктері дамытылды. Рухани ізденіс барысында араб және парсы поэзиясының көрнекті өкілдерімен сұхбаттас болған ақын аталмыш халықтардағы сөз өнерін де терең игерген. Ойлы мазмұнды басты бағдар тұтқан, жалаң пішіншілдіктен іргесін аулақ салған  Ясауи хикметтері түркі өлеңін аруз экспансиясынан сақтандыруда елеулі роль атқарды.

Ясауи поэзиясы түркі халықтары әдебиетіндегі көптеген үдерістерге негіз болған. Танымдық, тәрбиелік және идеологиялық роль атқаратын Ясауидің заманалармен замандас хикметтері  – өз кезеңі үшін де, кейінгі дәуір аудиториясы үшін де тағылымдық мәні зор туынды. Имандылықты, рухани құндылықтарды ұстын еткен түркі дүниесіне ортақ шайырлар мен қазақ ақын-жыраулары поэзиясының көркемдік-құрылымдық бітімінен Ясауи туындыларының айқын әсері байқалады.

Жалпы, Ясауидің ақындық әлеміне қатысты әрбір тақырыпты жеке-дара сөз еткен дұрыс, өйткені жинақтай айтқанда ешбірінің мәні толық ашылмайды. Сондықтан Ясауи жылының өн бойында зерттеу мақалаларының сериясын жариялап отырғанымыз жөн деп білемін.

– Ясауи мұрасын зерттеудің әлі де жүзеге асырылмаған жұмыстары көп болса керек. Қай мәселелерге бірінші кезекте назар аударуды жөн көрер едіңіз?

– Ясауидің «Диуани хикмет» атты шығармасының мәтіні біздің дәуірімізге дейін сегіз ғасырдан астам уақыттың сүзгісінен өтті. Туындының ғылымға белгілі ең көне қолжазбасы ХVІІ ғасырға тән деп есептеледі, яғни бұл – жазылған мерзімінен 500 жыл кейінгі уақытта сан рет көшіріліп, талай өзгеріске ұшыраған, ақын жолын жалғастырушы бірқатар шәкірттердің қолтаңбасы қалған нұсқа. Мұндай тағдыр Ясауи қолжазбаларының барлығына тән. Әлемнің әр шалғайындағы секілді Қазақстан жерінде де «Диуани хикметтің» көптеген қолжазба және баспа нұсқалары сақталған. Жоғарыда аталған себептерге байланысты олардың бір-бірінен қамтылған хикметтер саны, мазмұны, тілдік ерекшелігі жөнінен едәуір айырмашылықтары бар. Дегенмен бүгінге дейін республикамыздағы барлық мемлекеттік және жеке қорлардағы «Диуани хикметтің» қолжазбаларын жинау, жүйелеу, жарыққа шығарып, ғылыми айналымға енгізу, мәтінтанулық талдаулар жүргізу секілді жұмыстар жүйелі түрде жүзеге асырылмағандықтан, іргелі зерттеулерге іркілмей арқау етуге тұрарлық  хикметтердің жинақтық мәтіні немесе ғылыми-сыни мәтіні секілді бірде-бір сенімді нұсқа қалыптасқан жоқ. Ясауитанудағы ізденістердің адымын аштырмай отырған басты мәселе – осы. Сенімді нұсқаға сүйенбей жасалған қазіргі зерттеу жұмыстары мен хикмет аудармаларының елеулі олқылықтары бар екендігі қарусыз көзге де оңай аңғарылады.

Сондықтан Қазақстандағы «Диуани хикмет» қолжазбаларының каталогын құрастыру, соның негізінде хикметтердің жинақтық мәтінін жасай отырып, мәтінтанулық талдауларға жол ашу – кезек күттірмейтін мәселе болып табылады. Аталмыш саладағы каталог түзу бағытында жүзеге асырылған бірден-бір жұмыс өз кезінде Түркістан қаласындағы Ясауитану ғылыми-зерттеу орталығы жариялаған «Диуани хикметтің» қолжазба каталогы» болып табылады. Бірақ бұл еңбектің тек Өзбекстан Республикасы Ғылым Академиясының Шығыстану институтындағы қолжазба қорында сақталған нұсқалар негізінде жасалғанын және өзбек ғалымдарының басшылығымен даярланып, өзбек тілінде жарық көргенін ескерсек, отандық ясауитану ғылымында атқарылуға тиіс жұмыстардың өзекті күйінде қалып отырғандығы айқындалады. Бұл орайда Ясауи ілімі мен әдеби мұрасы дүниеге келген топырақта сақталып қалған қолжазбалардың құндылығы, түпнұсқаға жақын болу мүмкіндігінің жоғарылығы, ұлттық сипатының тереңдігі дау туғызбайтындығы анық.

Хикмет мәтіндерін жинақтауға қатысты ендігі бір мәселе – Ясауидің жаңадан табылған хикметтерін дер кезінде ғылыми айналымға енгізіп отырумен байланысты. Оңтүстік Қазақстан облысы, Сайрам елді мекенінің тұрғыны Атахан Азларханоғлының жеке кітапханасынан табылған Қ.А.Ясауидің бұрын ғылымға белгісіз болып келген 50-ден аса хикметтері түрік ғалымы М.Акардың дайындауымен 2004 жылы Анкара қаласында баспа жүзін көрді. Ата жұртымыздағы асыл қазынаны игеруге деген салғырттығымыздың салдарынан ай-күннің аманында қолдан шығарып алған қымбатымыз бір бұл ғана емес. Табылған мерзімінде тізімделіп, мемлекет мүлкіне айналдырылмағандықтан ақын хикметтерінің бірқатар нұсқаларының жоқтау-сұраусыз жоғалғаны көзкөргендердің ауызекі ақпараттарынан мәлім. Мұндай мәселелерде әдеттегідей көршілес өзбек ғалымдары сергектік танытып келеді. Өзбекстандық зерттеуші Н.Хасан ӨзРҒА Шығыстану институтында сақталған қолжазбалардың бірқатарына мәтінтанулық  талдаулар жасау арқылы Ясауи қаламына тән бұрын жарық көрмеген 73 хикметті жеке жинақ етіп жариялады. Жалпы, Ясауи шығармаларының мәтініне байланысты ізденістер жасау барысында ортағасырлық мәтіндерді игеру ісінде толымды тәжірибе жинақтаған Түркия, Өзбекстан ғалымдарының зерттеу нәтижелерімен ұдайы танысып отыру, мүмкін болған жағдайда бірлесе жұмыс жүргізу – қажетті әрі нәтижелі үдеріс болмақ. Сондай-ақ ақын өмір сүріп, шығармашылық із қалдырған Түркістан өңіріндегі жеке тұлғалардың қолында қазірге дейін «Диуани хикметтің» көптеген нұсқалары мен Ясауи негізін салған хикмет дәстүрінде жырлаған авторлардың туындылары, Ясауи рухани-моральдық ілімінің тарихы мен танымына қатысты еңбектер сақталып отырғанын, олардың ғылыми айналымға енгізілуі ортағасырлық әдебиетімізге қатысты  бірқатар ақтаңдақ беттердің орнын толтыратынын ескерсек, Оңтүстік өңіріне ғылыми экспедициялар ұйымдастыру ісінің де күн тәртібіне қойылуы қажеттігі айқындалады 

– Ясауидің өз хикметтерін түркі тілінде жазуын зерттеушілер оның түркі халықтарына түсінікті болуы үшін мақсатты түрде жасаған іс-әрекеті деп қабылдайды. Сіз қалай ойлайсыз?

– Шығармашылық адамында мақсаттылық емес, табиғилық бірінші орында тұрады. Ясауидің өз хикметтерін түркі тілінде жазбауы мүмкін емес еді. Ақынның тегі араб жұртына, Мұхаммед пайғамбар әулетіне барып тірелгенімен, он үш атасы түркі жерінде өсіп-өнген Ясауидің туған ортасының – түркілік орта, тұтынған тілінің – түркі тілі екенінде дау жоқ. Эмоциялық сәттердегі сезім құйылысының сәби шақтан санаға сіңген тілде ғана төгілетіні тағы мәлім. Ендеше, хикметтердің түркі тілінде жазылуын табиғи құбылыс ретінде қабылдап, сыршылдық табиғатын мойындаған жөн. Өзін түркі перзенті ретінде сезінген, түркі жұртын өз жұртым деп білген, Түркістан өлкесін «туған жерім» деп жырлаған Ясауидің өз хикметтерін бөгде тілде жазуы қисынға келмейтіні ақиқат. Осыдан кейін ғана мақсатты мәннің үстемеленуі жайлы ой қозғауға болады. Яғни, хикметтердің түркі тілді аудиторияға түсінікті болу, түркі тілінің өміршеңдігін сақтау мақсатымен түркіше жазылуы аталмыш табиғи сезімдердің ізін ала жүріп отырған қалыпты құбылыс деп таныған жөн. Ясауидің түркілік туындыларында «өзім» деген өзектен жарып шыққан перзенттік пейіл басым. Ясауи өзін түркінің төл перзенті санады. Біз неге жатырқауымыз керек оны?

Ясауи жатқан топырақтың иесі – қазақ жұртына бүгінде түгел түркі халқы қызыға да, қызғана да қарайды. Рухани ілім қайнарынан қану үшін хикметтерін таласа-тармаса өз тілдеріне аударып, әдебиеті мен мәдениетінің, философиясының, дінінің тарихына мызғымастай етіп енгізіп қойған. Білім беру саласының барлық деңгейлерінде Ясауи шығармашылығын оқытады. Соның ешбірінде олар Ясауиді «қазақтың жерінде жатыр ғой» деп шет қақпайды, керісінше «бабамыз» деп бауырына тартады. Бұл жерде ен байлықтың ортасында ғана емес, ордасында да біз отырмыз! Рухани байлықты айтамын әдеттегідей...

Сондықтан Ясауи жылы – қазақ рухының, бірлігінің, елдік қасиетінің сыналар жылы. Көк Түріктер қағанатының абыздары аңсағандай, «Елдігімізді елсірете, Қағандығымызды қағансырата» аламыз ба, әлде ісімізді, күшімізді берер жерімізді білмей, ұстағанның қолында, тістегеннің аузында кеткен ен байлыққа аңыра қарап, құр қаламыз ба – ол осы жылғы қажыр-қайратымыздан айқындалмақ.

Abai.kz

 

ادامه نوشته

نونهال زمانه ( آبای )

نونهال زمانه آرد تأسف ببار ،

صبر و عارش نبوده فوري شود دست بكار .

بي عرضه و اعتبار ، همگي نيز ديوانه ،

در هيچ كاري نباشد با ثبات و برقرار .

 

خوبي ، بدي در چشم او يكسان است ،

در كار دين ، امر خدا ، نادان است .

آنچه جويد با سوگند بيعاري ،

اسبي فربه با يك طبق  از نان است .

 

آن بيقرار از دست وي چه آيد ؟

علاقه اي ندارد ، هنر چگونه داند ؟

مال بجويد ، بدون كار با حيله ،

بي اعتماد ، بي باور ، ول معطل بماند .

 

آنجا فريبد آنرا ، اينجا فريبد اينرا ،

به قيمت جانش هم كس نيابد راستين را .

از ديات ششگانه ، در رأس آن صد ايلخي ،

فقط باشد اسبي تنها خونبها .

 

خصال خود به مال فروش يا به سود ،

زلال خود بنمائي لاي آلود .

با اينهمه از حيات نباشي تو گربزتر ،

كو تواند هر چه خوشي را ربود .