مه که ن - زمان جوق ه دی

مه که ن - زمان جوق ه دی

 

مه که ن - زمان جوق ه دی

ته ک  بئر قو'داي بوپ ه دی

ول بو'کلده ن تم مو'نگسز

بارشا جوققا بول ده دی

 

ءدو'مپو^ بولدی بو'یرقپه ن

مه که ن تولا بولدی که نگ

قو'بلستار ورکه نده پ

زامان تو^دی تارتپپه ن 

 

آیتو^نشا زانگارلار

بو'لمستا آنگدار زاتتار بار

بئر شه تئنه ن کورنس

قو'دره تنه ن ول جاببار

 

سالداری عوي بارشا اله م

راحمه تنه ن بوپ ساله م

آدامنان وزگه ده ي آلماس

ؤز به تمشه مه ن که ته م

 

جه رده گنگ منده تی:

آدامدارعا قزمه تی  

نه گه ده سه نگ ولاردی

حاق باسقارار حیکمه تی

 

جه ر مه ن کوکتی جاراتقان

وزنده يدى آق و'ناتقان

 ؤز قالاو^ن قلا آلار

وتو^گه داین سناقتان

 

په رشته له ر باس و'رعان

ساجده ه ته ساپ تو'رعان

 ءازازل سوندا کوره الماي

بولد ى قارسی آنتو'رعان

 

ول جاو^عا دا قارو^لی

آدام زاتن تانیدی

تو'راآلسن ده پ تاباندی

تو'پ تو^را جول سالو^لی

 

نه گه ده سه نگ وشکتی

تومه ن ده پ تورگه شعپتی

ورله گه نن کوره آلماي

قاس بوپ آنتن اشپتی

 

آبزالدعی آدامنگ

آتن بو'کل عالامنگ

بئر آللادان و'یره نپ

باسی بولدی تامامنگ

 

ورنباسار قلدی ونی  

جه رده گی حاق سول کو'نی

جونده سن ده پ ونداعی

بولسا دو'نیه ءبر ءمنی

 

ده مه ک راحمان قالاپتی

يگی وزنده ي تالاپتی

ونداي استى قارا ءزل

مويننا ءبارى آلماپتی

 

سه به بی ه دی بلمه ستک

وزمه ن جانه ه گه ستک

بلگه ندکته ن آتتاردنگ

مه جه له تپ اله ستک

 

تاو^ه که لگه به ل بو^وپ

دتته گه ندی ته ک قو^وپ

وت په ن سو^دان وته رده

حاققا جو'رمز ءبر جو^وپ

ادامه نوشته

آسان قایعی

آسان قایعی

آسان قایعی شارلاپتی

جه ر جو'زنده بار جاقتی

کوک آستندا ه ش جه ردی

 ه لده ن قولاي تاپاپتی

جه ر و'یقتی ول زانگعار

وتانم ده پ آنگداپتی

ؤز وتانن جاراتقان

په نده سنه سیلاپتی

آنگعارماعان ه سسزده ر

پایدالانبای تاستاپتی

بلگه نده ری قادرن

اسراپقا بارماپاپتی

تیسنشه بار قو'داي 

به رمه گه نی قالماپتی

که يده براق که يبره و^

بارشا کو'شن سالماپتی

ه لده ن به زگه ن ول نه مه

جاتتا قالپ قاقساپتی

 

عاشو^راعا ورایلی

عاشو^راعا ورایلی

عاشو^رادا ، بزدک^ مه شتته ده نه شه جلدان به ری ، شيعالاردك^ كوك^لنه قاراپ ،ساداقا به رلپ جو،ر. سوندا ته ک - قانا شاي - تاماق بولماسا ایتارلقتاي زات جوق. بيلعى جينالستا بو،ل وقيعانك^ حيكمه تى اتاو^سز قالا به رگه ندی ءجون كورمه ي ، منانى آيتام : كه يبره و^ له ر ول حازره ت كو^فالقتاردك^ شاقرو^نا بايلانستى سول جه رده ن يازيدگه قارسی کوته ره سکه شعادی. براق ول جاققا جه تكه نشه ول سولقلداقتار آینپ که تکه نی قو،رسن که -ربالادا بولعان شایقاستا و مه ن جولداستارن قرو^دا جاو^لارعا بولسادی. شیعالاردک^ تاعی بره و^له ری یمام حو،سه ین سونداي شه يئت بولو^دی ولاردی شاپاعات ه تو^ ؤ،شن تاك^داپتی - ده یدی. ده مه ک ول جارقتق عایسا پایعامبارداي شيعالاردى ، قانشاما کو،ناکار بولسا دا، داو^زاق وتنان قو،تقارو^دى عانا ويلاعلان -مس.ارينه بو،ل ؤ^اج اقلعا قونبایدی آو^. ه ندى ءبر توپ یمامدی سول جاعدایدی ؤزنك^ باسپ آلنعان بیلک حاقن الگی نارازلاردی سلتاو^راتب  قایتپ الماقشی بولپ جولی بولماي قالادی ده پ جازعرادی که پ. آل ول شه یئتتک^ ؤز آیتقانتا جو،گنسه ک ته ک - قانا اتاسی ( پایعامباردک^) ءداستو،رن قايتا ورله تو^ ؤ،شن قوزعالعان بولپ تابلادی. سونداعی تاستالعان سو،ننه ت نه ه که ن ده سه ک ، یاسره ب ده گه ن جه ردی مادینه گه آو^دارا آلعانی عوي. قو،ران اده بيه -تنده مه ككه ده ي قالا دا قاريه ( آو^ول ) آتالپ قالادی. سه به بی وندایلاردا تو،رعندار آزامات سانالمایدی. آل مادینه ده بارشا آدامدار سانعا قوسلپ ورتاق که لسم بوینشا قوعامنک^ بارلق ئسته رنه ات سالسا آلادی ه که ن. ءبراق ول یگلک زايا  كه تپ بارا - بارا آدمدارمه ن سانسپاعان بیلک سونداي پایعامباردک^ و،مبه تن قالاماعاننا قول به رو^گه ماجبو،رله و^ گه ده باستاعان ه دی. وزبرلق شه کته ن آسقاندا سول آرداقتی راسو^لدک^ ناعز ته کتی و،رپاعنان بولعان یمام نه م که تتی ده پ قالا به ره آلماسی به سه نه ده ن به لگلی عوي. سونمه ن بو،ل جارقتق يسلام جولنداعى ناعز جانكه شتى ه كه نن موينداو^ كه ره ك.   

مناو^ دا آیتلو^ی که ره ک ، پایعامباردک^ بو،ل نه مه ره سی ده ونک^ ءتاسلن و،قساتپ قولدانا آلماعان سیاقتی. اینپه سه و دا جولدی بولار ه دی. ده مه -ک ، آتا مادینه سن قو،ردی دا نه مه ره ونک^ قلعانن قلا آلماي دالادا مه رت بولدى. نه ده گه نمه ن ئسته ر آدامنک^ نیه تنه کوره باعالانادی. " ان الاعمال بالنیاة ". 

مناو^ دا ه سکه رلمه ي قالمسن ، قو، ران كاريمده " سزگه نه بولمان ، قو،داي جانه ه ر كه ك - ايه ل مه ن بالالار جولندا ءبزدى مو،نداي قالانك^ زالمادارنان قو،تقارا ءبر جاده مگه ر ه س جاساي گور ده گه نده و،رسپايسز " ده گه ن آیات بار. سوندا حو،سه ين قالاي ته ك تو،رسن ؟!

ادامه نوشته

انقلاب ها مردم را نجات نداد

 

مصر

انقلاب‌ها مردم را نجات نداد

نویسنده: حکیم خطیب

امروزه غالبا با چنین پرسش هایی روبه رو می شویم:” به چه علت مردم مغلوب و مقهور دولت های خودکامه خود شده اند؟ چرا سر به شورش بر نمی دارند؟ چرا برای اصلاح یا تغییر وضع موجود اقدام نمی کنند؟ آیا نمی خواهند در یک سیستم دمکراتیک زندگی کنند؟”. و غالبا در پاسخ این جمله و نظیر آن شنیده می شود که این مردم به هیچ عنوان قصد ندارند همچنان تحت سرکوب باقی بمانند اما از ابزارهای سازمانی شده برای مبارزه با این وضعیت برخوردار نیستند. بدین ترتیب این وضعیت در واقع حاصل فقدان سازمان است و نه اراده و امید. جامعه مدنی به صورت سیستماتیک از سوی الیت های حاکم از همه معادلات کنار گذاشته می شود و تجربه نشان می دهد هر گونه مخالفت علیه دولت های اقتدارگرا نه در جهت منافع ملت بلکه به نفع دیکتاتورها تمام می شود.

با نگاهی به وضعیت مصر می توان نمونه ای از این وضعیت را دید. مردم مصر از زمان استقلال این کشور توسط الیتی متشکل از نظامیان، نیروهای پلیس و سیاستمداران (یا همان به اصطلاح بلوک های حاکم) هدایت و رهبری می شوند. توده مردم از بیش از شصت سال پیش همین رویه را دنبال می کنند و هیچ سازمان اجتماعی منسجمی که بتواند آلترناتیوی به آنان ارائه کند در اختیار مردم نیست.

برای این قبیل رژیم های حاکم هرگونه ورود ملت به روندهای تصمیم گیری به معنی از دست دادن قدرت است. ناصر، سادات، مبارک و به ویژه السیسی ساختارهایی برای تضمین بقای حکومت خود به وجود آوردند. سازمان ها و دوباره سازماندهی کردن شبکه اقتصادی و سیاسی و نظامی و ایدئولوژیک نیز از طریق فشار و سرکوب به مرحله اجرا درآمد. البته گروه هایی از مردم در برابر این پروسه مقاومت نشان دادند اما اصولا از ابزار لازم برای انجام تغییرات بنیادین محروم بودند.

این ناتوانی جمعی برای تغییر مناسبات در مصر نهایتا در سال ۲۰۱۱ به یک خیزش خشونت بار توده ای انجامید. و همین خیزش توده ای بود که الیت حاکم را به واکنش واداشت و آنها برای جلوگیری از  بدل شدن این خیزش به یک به اصطلاح حمله و هجوم جمعی و عمومی، به نوعی تقسیم کار میان خود مبادرت ورزیدند.

پس از سقوط حسنی مبارک، از همین برخورد و حرکت جمعی الیت های جدیدی به وجود آمد که قدرت را میان خود قسمت کردند، به عنوان مثال اخوان المسلمین و احزاب سلفی. و جنگ قدرت میان بازیگران سیاسی بود که رژیم یا همان به ویژه نیروهای پلیس و ارتش را بر آن داشت که برای باقی ماندن در قدرت از به وجود آمدن هرگونه اتحاد میان نیروهای رقیب جلوگیری کنند.

در همین راستا بود که مدتی بعد فعالیت اخوان المسلمین ممنوع اعلام شد در حالی که احزاب سلفی به صورت کلی آزادی فعالیت داشتند. این روند که با تقابل ها و همکاری ها همراه بود در نهایت به این منجر شد که اهداف و منافع نیروهای رقیب و کنشگران سیاسی در برابر یکدیگر قرار گرفته و این گسستگی ها به معیارها و قوانین زندگی اجتماعی نیز تسری یابد.

این تحول از یک سو نهادسازی در زندگی اجتماعی را به محاق برد و از سوی دیگر به بلوک های قدرت این مجوز را داد که نوعی حضور و مراقبت دائمی خود را به مردم تحمیل کرده و از طرف دیگر به سازماندهی دوباره ساختار قدرت پرداخته و به این ترتیب مردم معمولی را از معادلات قدرت و کشور دور کنند. به این صورت بود که همه آن قدرت های کوچک و ضعیفی که از طریق چارچوب های نهادی حیات اجتماعی به وجود آمده بودند غیرقانونی و غیرمشروع اعلام و با خشونت تمام کنار زده شدند.

این مساله به ویژه زمانی خود را تمام و کمال نشان داد که اقدام به شدت خشونت بار علیه اخوان المسلمین و معترضان به کودتای نظامی سال ۲۰۱۳ انجام گرفت. کودتاگران در دوران ریاست جمهوری موقت عدلی منصور قانون جدیدی برای تظاهرات و تجمعات به تصویب رساندند. این قانون که در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ اجرایی شد در واقع به وزارت کشور این اختیار را می دهد که از برگزاری هر گونه تظاهرات جلوگیری به عمل آورد یا به هر صورت و دلیلی که خود صلاح بداند از صدور مجوز برای تجمعات و تظاهرات خودداری کند. طرح اولیه این قانون در روز ۸ جولای ۲۰۱۳ ارائه شد یعنی فقط پنج روز بعد از سرنگونی پرزیدنت محمد مرسی.

در این جا می توان تحرک دو طیف از قدرت را مشاهده کرد. یک طیف قدرت به اسم و در لوای برابری و عدالت، از طریق فشار و سرکوب بر مردم حکومت می کند و طیف دیگر همکاری و همراهی مردم را به بهانه حفظ اصول و معیارها خواهان است.

در کشور مصر از سال ۲۰۱۳ پارلمان متنتخب وجود ندارد. شخص السیسی قوانین را تحت عنوان فرمان صادر کرده و به این صورت با وجود مخالفت مردم اراده و خواست خود را عملی می کند. به عبارت بهتر حاکمان به این صورت امکان هر گونه مشارکتی را از ملت سلب کرده اند.

روز ۲۹ ژوئن ۲۰۱۵ هشام برکت بر اثر انفجار یک خودروی بمب گذاری شده کشته شد. او دادستان کل مصر و به اصطلاح نیروی پیش برنده آن دادگاه ها و محاکمه های فله ای بود، همان دادگاه هایی که احکام اعدام کاملا غیرقانونی و نامشروع را علیه اعضای اخوان المسلمین صادر کردند. حمله تروریستی علیه برکت اما تنها تاثیرش این بود که محبوبیت السیسی را در شبکه های اجتماعی به شدت افزایش داد و او به این طریق توانست تفوقی سازمان یافته را در برابر ملت به نمایش بگذارد.

السیسی در جریان مراسم خاکسپاری هشام برکت وعده داد که قوانین موجود در کشور را با هدف برابری و عدالت بیشتر تغییر دهد: “تحت شرایط فعلی دادگاه ها و همین طور قوانین ارزشی ندارند… عدالت به دست همین قوانین در زنجیر شده است.” و سپس قول داد که به اصطلاح “تروریست ها” را در صورت لزوم به اعدام یا حبس ابد محکوم کند.

عبدالفتاح السیسی قدرت پراکنده و تقسیم شده خود را سریع تر از همه دیکتاتورهای خاورمیانه تجمیع و تثبیت کرده و به این صورت خواست و اراده خود را به ملت مصر تحمیل کرده است و می کند. السیسی از قوه قضائیه و تشکیلات دادگستری مصر به عنوان یک ابزار ارتباطی استفاده می کند و بر همه ابزارهای نهاد قضا تسلط دارد و افزون بر روحانیان طرفدار رژیم و رسانه ها، نهادهای قهریه ای چون ارتش، پلیس و سرویس های اطلاعاتی و امنیتی را تحت امر خود دارد و از طریق همین نهادها به اعمال قدرت می پردازد.

این الگو البته نه تنها در مصر بلکه در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا دیده می شود. تحولات سیاسی امروز در کشورهای سوریه و یمن و لیبی برای مردم این کشورها خوشایند و راضی کننده نیست. غالب انتظارات و امیدهای این مردم از طریق انقلاب ها محقق نشد و این مسله کاملا آشکار است که کمای سیاسی این مردم تا آینده های دور نیز به یک نیروی منسجم تشکیلاتی جمعی و مشترک بدل نخواهد شد.

منبع: قنطره / ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی

 
  1.  
    نظر شما در انتظار بررسی و تایید می باشد . 

    در لسان اسلام انقلاب امری نامطلوب تلقی می شود که در بدترین شرایط سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی پیش می آید. امت محمدی باید از سنت نبوی پیروی کند که بنابه خود مبتنی بر حکمت الهی است. حضرت محمد ( ص ) چگونه موفق به تشکیل حکومت اسلامی در مدینه گردید ؟ سیزده سال انواع مرارت ها در مکه و خویشاوندانش را تحمل کرد. در این مدت یاران خود را از هرگونه عکس العمل عاطفی منع می فرمود و چون جان او و اصحابش به صرف تبلیغ مسالمت آمیز حق در معرض تهدید قرار گرفت دعوت اعراب اهالی یثرب را به هجرت پذیرفت. چنانکه همه اطلاع دارند از مشارکت مهاجرین و انصار و اهل کتاب ( همچنین قبایل مشرک ) امتی تاسیس کرد که مقررات مورد توافق و عملشان عالیتر از منشورات سازمان ملل می باشد. شکست انقلابات سیاسی امری مسبوق به سابقه مزمن است. تا وقتی که اسوه محمدی مورد تاسی مسلمانان قرار نگیرد توفیق آنان بعید می نماید.

به مناسبت مرگ عبدالرحمان

به مناسبت مرگ عبدالرحمان

دربیست و هفت سالگی

عبدالرحمان چشم بیست

تو خود اگر عاقلی

گو مثل او که دیده است

 

از دنیوی دلش سیر

پر عاطفه با خویشان

از کبر و کذب بود نفیر

دایم بسیم بر ایشان

 

او درس بخواند تا دانست

نا آسوده ، بی راحت

سیاحت را توانست

نخوابیده بی طاقت

 

از طول عمر چه حاصل

بی تجربه ، بی دانش ؟

در خواب داند چه جاهل

دل نیابد گر تابش ؟

 

در پطربورگ خیلی زود

بو برد از آن بیماری

اظهار بر کس هم ننمود

گوش به امر الهی

 

شوخی - جدی توامان

عمر كوتاه را فهماند

اشك گر بدید به چشمان

به شوخیش بگذراند

 

عمر کمش بسیار گشت 

ذاتش همه علم گردید

هر جا رفته پربار گشت

بسکه خوانده خوب فهمید

 

توران ، قفقاز ، کریمه

روسیه ، سیبر تا ندید 

خبر ها را شنیده

در بسترش نخوابید

 

چون ذوذنب ستاره

درخشیده زود برفت

خورده اسف هماره

کسی بر او عیب نیست

 

قلبش قوی ، عقل بسیار

تقدیر را بود منتظر

مرگ را ندیده دشوار

دلش نهان بداشت سر

 

خدمت باب و مام را

دین خویش را بزوجه

زحمت نافرجام را

بیان بداشت در نامه

 

تجربه و علم در أو

بیشتر بود از صدسالان

از همه شان بد بر او

اینکه مانیم بس نالان

 

سال را ببود او نوروز

من واپسین از کهنه

حرمان ببود چه جانسوز

پیری بودم فرسوده

 

اندوهی شد همچون داغ

الحق که بود توانم

بچشم مگر خورد شلاق

چرخید واپس جوانم ؟!