قسم بقلم ( 13 )

دیروز نزدیکای ظهر باجناقم حاج عبدالغفّار بلی و خانمش حاجیه آقتورش زادسر که آمدند خبر یافتم که فرصت حضور در سوّم مرحومه هاجر بیبی ، بیوه خدا بیامرز تنیبای مامرتای از دست رفته است. بنا برسم قزاقها ، مرحوم منگبای جنگه شه اش را بزنی ارث برده بود. ونگالبای نامی هم در نزد منگبای زندگی می کرد دستش لقوه داشت. به علّت فقر شدید آن خانواده خودشان نمی توانستند خرج صدقه را تأمین کنند. لذا رجب بای که از خاندان بایشاغر ، نزدیکترین خویشاوند مامرتای در گرگان، است _ منباب صله رحم - همّت  بخرج می دهد. رجببای هم که به سعادت حجّ تمتّع هم نائل شده در فتوّت کم نظیر است. 

امروز که حاج سرسنبای آرمند را دیدم از او شنیدم که با چلو گوشت از حضار پذیرایی بعمل آمده و مراسم به همین سه روز خلاصه شده و پنجم و ششمی برگزار نخواهد شد. علّت امر علاوه بر تنگدستی محدودیت کروناست که خبر از انواع جهشی هم دارد و گسترش می یابد.

در گفتگو با حاج سرسنبای اشاره کردم برخی از قزاقهای ایران عازم کوچ به قزاقستانند. بعضی دارند در ترکیه دست بکار خرید املاک و تدارک امکان اشتغال هستند. امّا در واقع " هر جا روی آسمان همان رنگ است ". حقیقتاٌ آنچه واقع می شود ، بسته به تلقّی ما از آن می تواند خیر و شرّ باشد. انگار بعضی از افراد که در همین سامان پول و پله ای بهم زده اند آن را به خارج انتقال می دهند تا آن را افزایش دهند. حال بعید نیست غناء باعث طغیان شود یا فقر و فاقه شدید کفر آدم را در آورد. الغرض دارایی موجب زکات است و ناداری با صبر می تواند رستگاری آورد. یعنی نه در ثروت و نه در فقر _ مصادیق خیر و شرّ جای شکوه از خدای حکیم و علیم نیست.   

فاتحه سرای بیبی

پنجشنبه که عارم بندر ترکمن بودیم تا به دخترم امینه و دامادمان احمد به خاطر قبولی نورلان و ارلان در تربیت معلم و کارشناسی ارشد اقتصادی قول شده بودند شادباش بگوییم ، در قزاق محله گرگان ، متوجّه جمعیتی شدیم که جلوی خانه حاج رجب بای جمع شده بودند برای حضور در مراسم پنجم مرحومه سرای بیبی بیوه خدابیامرز قوآن مامرتای. امروز که هفتم نامبرده بود از خانم اجازه یافتم که به منزل ایشان بروم تا به پسرش تسلیت گفته و فاتحه ای بخوانم. بنا برسم فعلی و بلحاظ شرایط نامساعد و توصیه دولت به اجتناب از ازدحام در محیط های سرپوشیده  ، دیگر مراسم پنج و هفت اموات یکجا برگزار می شود. امروز که من آمدم از مردان کسی حضور نداشت. تلاوت آیاتی از قرآن را خود انجام می دادم . یکی دو کاسه چای شیردار با خرما و غیره صرف شد. ذکر خیری از مرحومه نموده و وی را فردی متین و زخمتکش خواندم که امانات همسرش را پاس داشته و فرزندانش را خوب بار آورده است. پسر بزرگشان در هنگام فوت مادرشان در آقتائو بوده و همه کارهای مربوط به مراسم ترحیم مشارًالیها توسط حاج رجب بای صورت می گیرد. به وی خاطرنشان کردم که تقدیر را تدبیر نیست. اشاره ام به ابتلای مادرشان به کورونا بود که او را در جوار شوهرش قرار داد. مشارًالیه فردی کارآ و کوشا بود می تواند از این جهت الگوی ورثه اش قرار گیرد. می خواستم این را هم یادآور شوم که الخیر فی ماوقع. بعلاوه در واقع آنچه از دوست ( ولی = خدا ) رسد نیکوست. پس باید نسبت به هر مصیبتی _ بجای زاری - کاری بفراخور انجام دهیم. وقتی ویروس کورونای شاخدار جهانگیری می نماید باید همچون کوروش / سیروس ذوالقرنین همانند ملکه تورانی ( توماریس ) حماسه سازی کرد تا چنین متجاوزی سرش در توبره خونین جای گیرد. فیلم حماسه شهبانوی میهندوست شاهپرستان را عصبانی می کند. اینان آن شاهنشاه را چون پیامبری می ستایند بلکه می پرستند که با اصول خداپرستی ناسازگار است.