رحلت خاتم الانبياء
رحلت خاتم الانبياء
بنا به تقويم رسمی كشورمان ، جمعه 22/10/91 ، 28 صفر 1434 ، مصادف با رحلت رسول اكرم ( ص ) و شهادت سبط او حضرت امام حسن مجتبی ( رض ) است. اگر مشكل قطع اينترنت در ميان نبود ، اين مطلب همان پريروز نوشته می شد. اينك در اين خصوص نظر خود را به مثابه يك اهل سنّت و جماعت معروض می دارم.
اوّلاً ، سنّی جماعت زمان وفات پيامبر ( ص ) را همان هنگام ولادت ايشان می دانند كه 12 ربيع الاوّل است.
ثانياً ، اهل تسنّن برای هيچيك از انبياء و اولياء بمناسبت درگذشتشان عزا نمی گيرند.
ثالثاً ، در مورد پيغمبر مان ولادت و رحلت همزمان شده است. چه كار اولی است ؟ سوگوار باشند يا از سرور غرق خوشی ؟
رابعاً ، بنا بروايتی ، وقتی آن حضرت در حال احتضار بود يك بنده خدايی دوايی در دهان مباركشان ريخته بود كه ايشان چون به هوش آمد از اين عمل ابراز ناخشنودی فرمود. بلكه ميل داشتند هر چه زودتر به بارگاه حبيب خود راه يابند.
خامساً، همه ما رسول الله را يك شاهد می شماريم كه بر امّت خود ناظر است و بايد به عنوان الگوی عمل به قرآن كريم در مدّ نظر داشت. لذا تصوّر رخت بربستن اين اسوه از ديگاه ما بلاتصديق می نمايد.
سادساً، مگر می توان كمترين شكّ و شبهه ای در توفيق معجز آسای آخرين پيام آور پروردگار عالمين داشت كه باعث ابراز تأسّف به حال وی داشت ؟ كدام ابرمرد را می توان از لحاظ موّفقيّت با حصرت محمّد مصطفی ( ص ) مقايسه كرد.
تبصره : يكی از ديوانگی های معمّر قذافی اعلام آغاز تاريخ اسلام از زمان رحلت پيغمبر آن بود ! شايد می پنداشت اين آيين جاودان با فوت آن مقام كه نمونه عالی نحوه ترك دنيا و برخورد با چنين واقعه بشمار می رود به كمال خود نائل شده بوده است.
بنا به مراتب فوق الاشعار سوگواری به اين مناسبت امری سالبه به انتفاء موضوع به نظر می رسد. والله اعلم بالصّواب.
بعدالتحرير : مولوی در غزلی معروف ، شهيدان كربلا را به خاطر وصالشان به حضرت دوست شادباش می گويد. مگر پيغمبر آنان در اين مورد چه كم داشت ؟!