تغيير رژيم در سوريه و پيامد های آن بر آسيای مركزی

ايراس: به اعتقاد کارشناس قرقیز،
پیامد درگیریهای نظامی سوریه بدون توجه به نتایج احتمالی آن میتواند
اوضاع آسیای مرکزی بهویژه قزاقستان و قرقیزستان را تحت تأثیر قرار داده و
زمینه تنش در سین کیانگ–ایغور چین را نیز فراهم آورد.
«اسوبعلیاف»،
رئیس مرکز تحلیلی «Prudent Solutions» و کارشناس برجسته سیاسی و مذهبی
قرقیزستان پیامدهای جنگ تحمیلی علیه سوریه برای آسیای مرکزی و اوراسیا را
بهرشته تحلیل درآورده است. او معتقد است آنچه در بیش از یک سال اخیر در
سوریه میگذرد و فضای بینالمللی و سیاسی که در مدتزمان نسبتا طولانی
پیرامون این کشور ایجاد شده است، حاکی از تلاشهای مصرانه غرب برای تغییر
نقشه سیاسی خاور نزدیک و خاورمیانه میباشد.
مواضع واحد غرب، ترکیه
و متحدان آنها در سیمای سلاطین عربی برای تغییر رژیم «بشار اسد» در سوریه
و در مقابل بهنحوی اتحاد روسیه، چین و ایران با تأکید بر ضرورت رعایت
تزلزلناپذیری اصول اساسی حقوق بینالملل و نظم جهانی، نشان میدهد که
پیروزی و یا شکست در سوریه برای کشورهای درگیر، پیامدهای عمیقی را بههمراه
خواهد داشت.
اگر دموکراسی و حقوق بشر توسط تروریسم بینالمللی در
سوریه به پیروزی برسد، پس در کنار بهبار آوردن بحران دیگر نظام حقوق
بینالملل و تشنج روابط میان کشورها و مباحث مرسوم مربوط به سرنوشت نظم
نوین جهانی، این اتفاق همچنین منجر به گسترش منطقه «تحولات باصطلاح
دموکراتیک» در جهت ایران، روسیه و چین خواهد شد.
بنابراین روشن است
که اگر غرب در سوریه متوقف نشود، اینگونه سناریو دیر یا زود با روشهای
مختلف در رابطه با کشورهای یادشده نیز دنبال خواهد شد. برای مثال در مورد
ایران سناریوی «سوری-لبنانی» ترجیح داده خواهد شد و در روسیه قفقاز شمالی و
در چین منطقه مشکلدار سین کیانگ انتخاب خواهند شد.
خبرهایی که از
سوریه میرسد نشان میدهد که غرب نهتنها قصد ندارد از مداخله در امور این
کشور دست بردارد بلکه تلاشهای خود برای تأمین همبستگی «نیروهای مخالف» را
دنبال میکند.
از سوی دیگر در صورت تضعیف حکومت بشار اسد سرنوشت
این حکومت از قبل تعیین شده است پس بدون تردید حفظ نظام قانونی سوریه
نیازمند کمکهای قابل توجه مالی و نظامی میباشد که در حال حاضر ورود آن از
خارج بهطور سریع و کافی تا حدودی بعید بهنظر میرسد.
البته
عواقب سقوط بشار اسد برای روسیه، چین و ایران متمایز بوده و جمهوری اسلامی
را بیشتر در معرض تهدید قرار میدهد. بررسی جزئیات این بحث فراتر از چارچوب
یک مطلب رسانهای است اما در هر صورت میتوان این پیشبینی را داشت که
کشورهای مورد اشاره ترجیح خواهند داد تا در تنظیم امور سوریه پس از جنگ نیز
سهم بگیرند و به نقش منطقهای خود ادامه دهند.
با این حال،
پیامدهای درگیریهای نظامی سوریه بدون توجه بهنتایج احتمالی آن، میتواند
اوضاع آسیای مرکزی و بهویژه قزاقستان و قرقیزستان را تحت تأثیر قرار دهد و
سپس زمینه تنش در سین کیانگ–ایغور چین و امتداد مرزهای کل این کشورها را
فراهم کند.
بنابر اعلام منابع رسمی، در حال حاضر در سوریه علاوه بر
ارتش آزاد و گروههای مختلف شورشی محلی، همچنین تعداد بالایی از گروههای
با گرایشات افراطی حضور دارند که در صفوف آنها نهتنها نمایندگان کشورهای
عربی بلکه اروپایی و دیگر مناطق جهان نیز مشاهده میشوند که در اصل از
باندهای مزدور تحت حمایت غرب، ترکیه و سلاطین عربی ترکیب یافتهاند.
در
این میان، برای کشورهای آسیای مرکزی و همچنین روسیه و چین بیش از همه باید
گروه بهاصطلاح «جبهه النصره» موضوع نگرانی جدی باشد. بر اساس تازهترین
آمار در صفوف این گروه که بیشتر کارشناسان آن را وابسته به القاعده
میدانند، شهروندان ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه (بومیان قفقاز
شمالی) و همچنین چین (اویغورها) حضور دارند.
باید خاطرنشان کرد که
بر اساس اطلاع «انستیتوی خاور نزدیک» روسیه یکی از معماران این گروه «شیخ
موریتانی» (در شمال افریقا) «ابو الشنکتی» میباشد که با بیانیههای افراطی
در سطح بینالمللی شناختهشده است.
این فرد در سال ۲۰۰۹ در یکی از
سایتهای رادیکال در پاسخ به نامهای از سوی مسلمانان تندرو قزاقستان
فتوای قتل و ترور پلیس این کشور در رابطه با فشار بر مسلمانان را صادر کرده
بود. وی تأکید کرده بود که برای دستیابی به نتیجه مورد نظر «باید بهطور
مشخص چند هدف انتخاب شده و اقدامات هماهنگ صورت گیرد».
این در حالی
است که در سالهای ۲۰۰۹-۲۰۱۲ در قزاقستان افزایش بیسابقهای از
فعالیتهای تروریستی مشاهده شده است که از سوی دولت این کشور در ابتدا
«اقدامات استثنایی تروریستی» و سپس «اعمال تروریستی» عنوان شد ولی تاکنون
در سطح رسمی آماده نیستند که وجود گروههای تروریستی زیرزمینی را تأئید
کنند.
بر اساس منطق آنها اقدامات تروریستی اتفاق میافتد اما
تروریسم وجود ندارد. عدم تمایل قزاقستان برای پذیرش وجود تروریسم نمیتواند
از حساسیت بحث آمادهسازی تروریستهای قزاقی و مشارکت آنها در اقدامات
نظامی در خارج بکاهد.
بر اساس اطلاعات موجود در قفقاز شمالی
(روسیه) دهها نفر از شهروندان قزاقستان بهدلیل اقدامات تروریستی بازداشت و
یا بهقتل رسیدهاند و در وزیرستان شمالی (پاکستان) چندین گروه متشکل از
اتباع قزاقی فعال بوده و اینک منابع مستقل در مورد این که در سوریه
میتواند تا ۱۰۰ نفر از نمایندگان این کشور حضور داشته باشند، صحبت
میکنند.
تحلیلگران بر این باورند که تجربه جنگ سوریه در جهت تحقق
عملیاتهای تروریستی در قزاقستان از این نظر مهم است که این برنامهها برای
محیط شهری در نظر گرفته شدهاند. بهعنوان مثال، حوادث سال گذشته در شهر
«تراز» نشان داد که نهادهای امنیتی و انتظامی قزاقستان نه از نظر روانی و
نه از نظر فیزیکی آمادگی مقابله حتی با یک نفر تروریست را نداشتند که در
مدت نسبتا طولانی هفت نفر پلیس را به قتل رساند و نگرانیهای فراوانی را در
افکار عمومی بهبار آورد.
در نهایت، پیامد اصلی جنگ سوریه قطع نظر
از نتایج آن، بازگشت شبهنظامیان آموزشدیده قزاقی و سایر کشورهای منطقه
به آسیای مرکزی خواهد بود که در اردوگاههای ترکیه در مرز با سوریه آموزش
دیده و تجربه جنگ در محیط شهری را بهدست آوردهاند.
در این رابطه
سؤالات زیادی نسبت بهغرب و ترکیه مطرح است که به این موضوع باید
سیاستمداران رسیدگی کنند. با این حال وجود جنگجویان آموزشدیده در مناطق
عملیاتهای بینالمللی و از جمله سوریه نهتنها برای قزاقستان و آسیای
مرکزی، بلکه برای کل فضای اوراسیا و همچنین سین کیانگ–ایغور چین یک درد سر
جدی بالقوه خواهد بود.
درک این نکته نیز مهم است که قدرتهای
علاقمند به ایجاد تغییر مورد نظرشان در خاور نزدیک و خاورمیانه و همچنین
اوراسیا، عملا گردانهای متعدد گمراهشدگان مطیع و مسلح جانبدار «ارزشهای
باصطلاح اصیل دموکراتیک» را در اختیار دارند که متأسفانه هنوز در آسیای
مرکزی بهاین خطر نمیاندیشند.
منبع: فارس