ولاء
ولاء
مانده است مرا اين بياد
پرسيد يكی نيك نهاد
بگو ولی كه باشد ؟
اولی ورا چه باشد ؟
آنچه گفتم در جواب
باشد مرا هم خطاب
يار بشنود گر خلاف
تيغ نكشد از غلاف
بلكه گويد باز بگوی
نظم و ترتيبش مچوی
عدوت كشد در بندش
همو كند چون عبدش
از عنادش با فطرت
ترا خواهد در ذلّت
وداد لطفيست از خدا
جهان از اوست پرصفا
اگر نبود اين نعمت
دنيا می بود يك نكبت
نبی خوانده يك نعمت
اختلاف را در امّت
پس سنّت است بيگمان
سعه صدر بينمان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10:50 توسط حاجي محمد شادكام ، وكيل پايه يك دادگستري
|