طغیان قلم بر صاحب خود

 

بیانیه خانه مطبوعات استان گلستان پیرامون شهادت خبرنگاران و اصحاب رسانه ها در حادثه سقوط هواپیما ، منتشره در شماره 34 – 30/9/84 هفته نامه « اقتصاد گلستان » ضمن تداعی جروبحث های راجع به شهید یا غیر شهید بودن قربانیان این سانحه دردناک ، چنان این قلم را به طغیان واداشت که عاقبت صاحبش لابد با کرام الکاتبین است . غوغای موجود هر چه پیشتر می رود کامها را بیشتر تلخ می سازد . کاش قبول می شد که در این میانه هیچ کس را از صلابه تقصیر یا قصور رهائی نیست . شاید اولی آن باشد که همچون مصیبت زدگان فیلم « شیرینی زندگی پس از مرگ » از خیر هر نوع شکوه و شکایتی بگذریم . در فیلم نامبرده که گویا عنوان درستترش « زندگی شیرین منبعد » بوده ، وکیلی که درصدد هدایت خشم بلا دیدگان به مراجع قضائی و امثال آن بود بالاخره متوجه می گردد که کل اگر طبیب بودی سرخود دوا کردی ! این که همگان را غیر از خود در معرض اتهام قرار دهیم دردمان را درمان نمی کند . هرکولس امریکائی اگر نقص فنی داشته ،چرا کسی به ندای این زبان بسته گوش هوش نمی سپرد که به کار حمل بار امانتی چنان سنگین نمی آید ؟ خبرنگاران و اصحاب رسانه مگر چه مقدار شیفته شهادت بودند که علیرغم وقوف از شرایط موجود سوار آن ابوطیاره شدند . شیدایان سینه چاک امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه چگونه به خود اجازه دادند که توصیه مولا به نظم امورشان را به طاق نسیان بگذارند ؟ در هنگامه قضای قدر الهی از صلوات بر محمد و آل محمد (ص ) چه حاصل !؟ در مملکت امام زمان چه مقامی متولی نظام آن است ؟ میگویند فی الواقع انسان عالم اکبر است و دنیا و ما فیها را عالم اصغر باید به شمار آورد . حال اگر اکبر از برداشتن بار امانتش طفره رود ، آیا نمی توان تصور کرد که پرنده زهوار در رفته مزبور هم از تحمل اضافه کاری سرباززند ؟ در کشوری که همه اشخاص حقیقی و حقوقی همه کاره و هیچ کاره اند و زبان همدیگر را نمی فهمند ، چه عجب اگر رئیس قوه مقننه اش می گوید دنبال اصطلاح مترادف شهید است . از خدا که پنهان نیست از ایشان هم چه پنهان که در پی یافتن « آنچه می یافت نمی شود » است . النهایه ، جانبازان عزیز عین الیقین دارندکه جوارح بی حسشان از صدمات وارده بر خود بی خبرند و گرنه به مرکز اعصاب علامت می دادند تا مبادرت به تدابیر مقتضی نمایند . مگر خدائی ناخواسته تمامی پیکر این جامعه فلج گردیده که دادشان از بیداد ها بلند نمی شود یا اولیای امور گوششان چنان کر است که ناله عالم و آدم را نمی شنوند یا بقدری کورند که دود های برخاسته از دل امت و ویرانه های جامعه را نمی بینند ؟ علی ای حال خدا نگارنده را از عواقب قلم طغیانگرش در امان نگهدارد . وسلام علی من اتبع الهدی .