رمضانيات ( 26 )
بودن يا نبودن ؛
مسأله اين است ؟
هر جا باشد هر سؤال
هست جوابش لامحال
بودن باشد گر پرسش
پاسخ يابد با پويش
از نبودن چون پرسي
از جوابش ني ترسي
جنبين نگر در هستي
از دي بدوش چون رفتي ؟
امروز بود بعد دوش
از فردا باش هم بهوش
چيز نباشد شيء مگر؟
در فرايندش خوش نگر
ز مرگ زايد زندگي
در زندگيست مردگي
هرگز مجو پس خلود
كان نباشد جز ركود
آب بخورده اين وسواس
از آتش آن خنّاس
هملت را اين وسوسه
افكنده در مخمصه
از آن بشد چون مجنون
هدر رفته هم بس خون
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 20:59 توسط حاجي محمد شادكام ، وكيل پايه يك دادگستري
|