حكمت ( 52 ) يسوي
حكمت ( 52 ) يسوي
بنده حقّ ، درویشان ، حقیقت را شناختند
حقّ را باری دلداده در راه حقّ شتافتند
در راه حقّ سالکان ، نام خدا بردگان ،
اندر پی اولیاء ، از مملکت رو تافتند
فخر عالم ، مصطفی ، چنین بوده مرحبا ،
شب معراج کرده فخر ، در راه فقر شتافتند
دل نداده به دنیا ، نیازیده ناروا ،
عاشق شده بر خدا ، از خلایق گذشتند
کلّ دنیا طالبان ، مال جهان حاصلان
شده مثل کرکسان ، اندر حرام بماندند
ملّا ، مفتی گشتگان ، ناحقّ دعوی کردگان
حقّ را باطل کردگان ، خود را دوزخ گذاشتند
قاضی ، امام گشتگان ، ناحق دعوی کردگان ،
مثل خران گشتگان ، در زیر بار بماندند
حرام خواره حاکمان ، مدام رشوه خوردگان ،
انگشت خود گزیده اندر وحشت بماندند
شیرینی ها خوردگان ، جامه بر تن کردگان ،
بر تخت زر جالسان ، در زیر خاک بماندند
صادق مؤمن بندگان ، در صداقت بودگان ،
ترك نموده دنیا را ، حوری دربر کشاندند
بنده خدا ، خواجه احمد ، دانسته حقّ پوییدی
سالکان راه حقّ، حقّ را دیدار بکردند