از بدويّت تا مدنيّت
از بدويّت تا مدنيّت
چندی پيش از بندرتركمن به گرگان بر می گشتيم با پرايد دوست تركمنم كه دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد است. او برای رفع اشكالاتش به نزد من می آيد و قصد دارد تا مقطع دكتری درسش را ادامه دهد. آن روز هم به گرگان آمده تا نماز عصر موادی از قانون مدنی ( نكاح ) را با هم مرور كرده بود و طبق قرار قبلی به اتفاق حاج سرسنبای به بندر تركمن آمده بوديم تا در مراسم صدقه دكتر حاجی چالاك به مناسبت تشرّف نامبرده به حجّ عمره به مثابه پزشك كاراوان حضور بهمرسانيم. يكسره به مسجدی از مساجد قزاق محلّه شمالی رفتيم تا از ثواب نماز جماعت در مسجد هم برخوردار شويم. وانگهی مهمانان اصلی هم اهل مسجد بودند. قبل از ما سايرين آمده بودند. چای و شيرينی كه صرف گرديد غذا را كشيدند. موقع بازگشت به گرگان ، دخترم بالدانای و دامادم فرهاد به ما ملحق شدند. در راه برای كوتاه شدن سفر از هر دری گفتگو شد. يكی از موضوعات مباحثه تمدّن بود و تفاوت آن با فرهنگ. اين مطلب مورد توافق قرار گرفت كه هيچ قوم و ملّتی فاقد فرهنگ - خوب يا بد - نيست ولی بايد چه چيز ديگر داشته باشد تا متمدّن شناخته شود؟ اين سؤال برای همان دانشچوی پرشور مطرح شده بود تا با تعمّق و به اتّكای معلوماتش به آن جواب دهد. مشارٌاليه نتوانست جوابی قانع كننده بدهد. به هر سو گريزی زد. منجمله اظهار داشت كه تمدّن عين ديانت است. امّا نتوانست ادعايش را مستدل نمايد. سكوت را من بهم زدم. گفتم تمدّن از مدنيت آب می خورد كه همانا شهری شدن است و مرحله بعد از بدويّت. « بدويّت » را شايد بتوان هم بيابان نشينی تعريف كرد و هم زندگی ابتدايی. بيابان نشين ها ، مثل اقوام بدوی ، از ديگران جدا مانده و روابط آنان در چارچوب خانواده ، خاندان و قبيله قرار می گيرد كه اعضای آنها از يك ايل و تبارند. فرد نسبت به جمع خود احساس استقلال نمی كند و تابع رسم و عادت قوم و مطيع اوامر بزرگان آن است. اعضای ايلات ديگر دشمن تلقّی شده و صاحب حق بشمار نمی روند. هر يك از ابشان مسؤول اعمال ساير وابستگانشان محسوب شده می توان آنان را مورد انتقام ، قصاص و تقاس قرار داد. اينگونه اجتماعات به شكل روستا ، آبادی و امثال آنها پديدار می گردد.
تحوّلات اجتماع منجر به ايجاد شهر گرديد كه حاصل بهم پيوستن آبادی ها و قراء بوده است. از قرار معلوم انسان ها نمی توانستند احتياجاتشان را در اشكال بدوی تأمين نمايند. ادغام و ائتلاف قبايل و طوايف مقتضای زمان بود كه خواه ناخواه تحقّق يافت. عدم مسالمت در اين امر نتيجه ای جز اعمال زور ديگران به صورت تجاوز و ورود به عنف نمی توانست داشت. به عبارت ديگر چاره ای جز ايجاد رابطه و علائق گوناگون با سايرين وجود ندارد. بهر حال وقتی اتّحاد قبائل برای ايجاد ملل ممكن نشود جنگ های بين الملل اتّفاق می افتد. فتوحات قدرتمندان طوايف و قبايل را به زندگی مشترك وادار می سازد. در شكل جديد معيشت اقوام گوناگونی مشاركت می يابند كه تنظيم روابط آنها مستلزم نظامی مبتنی بر توافق عمومی ، صرفنظر از تنوّع نژادی ، قومی ، طبقاتی و دينی ، است. هر جامعه ای كه به چنين اجماعی دست يافت توانست انسجام خود را حفظ كند و هر كدام از آنها كه به جای ضوابط اتكایشان بر روابط بود بالأخره از هم پاشيده است. ضوابط مورد نظر قالباً به صورت مكتوب در آمده و بايد همه اعضای مؤلّفه شهر مشمول آن باشند.
دوست دانشجوی ما اشاره ای به نقش دين در تمدّن نموده بود كه در توجيه آن لازم است به مدينه نبوی توجّه شود. يكی از اهداف عمده خاتم النّبيّين ارتقاء عرب ها از عروبيت ( روابط عصبيّت قبيله ای ) به مدنيّت ( اخوت مدنی بر اساس آرمانهای عالی اسلامی ) بود. اين برنامه از آغاز رسالت محمّدی ( ص ) در مكّه مكرّمه شروع و با دعوت اعراب يثربی كه از تفرقه بين خود در برابر قوم يهود به ستوه آمده بودند ادامه يافته و به نوشتن و امضای اوّلين قانون اساسی مكتوب جهان استقرار يافت. اين قرارداد حقوق و تكاليف هر شهروند مدينه را – اعم از انصار ، مهاجرين ، مسيحیان و يهوديان – تنظيم كرده بود. اين گفتمان چندان فرقی با بحث شهروند و حقوق بشر ندارد. النّهايه ، از يك حقوقدان انتظار می رود كه از ماهيت قضايی مطالب حقوقی آگاه باشد و بداند كه برای چه هدفی كسب دانش می كند. دون شأن يك دانشجو است كه در پی نانی گرفتار بدنامی شود.