لج

 

وقتی كه فرد لج كند

از راه راست كج رود

هر چه سازند ديگران

او بد بيند بس گران

از دست نيايد كاری

جز ابراز بيزاری

يابد هر كه ولايت

جويد از او برائت

تهمت زند بجورش

بلكه راند ز دورش

غاصب خواند جمله را

بی هيچ پروا از خدا

امّا تف است سربالا

سلطه يافته چون حالا