كاكل دارد شكل گرز با گوش چون خيزران ،

گوسفند گردن ، خرگوش فك و از كل بود پلك آن .

سر مهره اش برجسته ، يالش بوده ملايم ،

پس گردن عميق و گلوگاهش گود ميان .

 

با بينی بز نر ، لبها فرو آويخته با دندانهای خوش بلند ،

دنده هايش درشت و گرده باشد نيرومند .

عضلاتش برجسته ، ستبر بود سينه اش ،

پستانهايش آويخته چون عقابی چشته مند .

 

پاشنه های قوی پی ، سمها بود جمع و جور ،

آرنجها و دنده ها از هم باشد اندك دور .

كتفين استخوانی همچون تخته هموارند ،

پايش بوده مستقيم ، پاچه ی صافش قطور .

 

كفل پهن و كمر تنگ ، خاصره اش گنده است ،

پس و پيشش بس هموار مناسب زين گشته است.

موی دمش پر پشت و تارها بوده  ريشه دار ،

پاردمگاهش گوشتالو ، اطراف آن برجسته است.

 

 پر عضله اندامش ، پائين باشد زانويش ،

رانها بوده ستبر و قلنبه است خود كونش .

قفای آن كوتاه و سينه اش باشد كشيده ،

خايه هايش چرب ونرم ، بيرون زده سرينش .

 

زانوی آن اشتری ، بخولقش ستبرك ،

گر بشوی سوارش ، چون باد رود وقت تك .

هر دو چشمان ببسته در كناری بايستد ،

چون ببنديش به ريسمان همانند عروسك .

 

يك نفس و بی لغزش سبقت گيرد از جمله ،

با قدرت و سرفراز گام بردارد پر جلوه .

سريع بوده در تاخت و رام و قوی در ركاب ،

تا نرانم چنين اسب  من می خورم بس غبطه .

 

كلاه خود برسرم از گام تو كج نهم ،

چنان دهی شتابم كه جای گام پرزنم .

بزكوهی در شتاب نرسانی تازان اسب ،

نيفتادی به دستم انگشت خود پس گزم .