برخورد قزاقی با مرگ

 

قزاقهای ايرانی كه با شدّت گرفتن مظالم رژيم استبدادی كمونيسم مجبور به ترك وطن شده و حدود هشتاد سال از مهاجرتشان به اين سرزمين می گذرد ، به مثابه يك قوم مسلمان اهل سنّت و جماعت حنفی در مورد وفات ، كفن و دفن ميّت دارای آداب و رسومی مشابه ساير مسلمين با ويژگی های خوداند.

آحاد خانواده فرد محتضر ، قوم و خويش و دوستانش گرد او جمع مي شوند تا ضمن قوّت قلب دادن به وی آخرين سخنان و وصايایش را بشنوند. اگر گله و شكايتی باشد از همديگر حلاليت می طلبند. وقتی كه چشم ها بسته شده و نفسها به شماره می افتد ملّا يا شخص وارد به آداب مذهبی شروع به تلقين شهادتين و كلمات ايمان كرده و آياتی از قرآن كريم را تلاوت می نمايد. با خروج جان از تن مرحوم چشم و دهان او را بسته و رو به قبله اش قرار می دهند. نسوان بی تاب از اين واقعه جانگداز شروع به مويه و مرثيه خواندن می كنند.

اجل اگر قبل از ظهر فرارسيده باشد همان روز مردم به مراسم تكفين ، نماز جنازه ، تشييع و تدفين دعوت می شوند. چند نفر از اقوام متوفّی عهده دار عسل ميّت می گردند. عدّه ديگری مشغول تهيه كفن می شوند. پس از غسل و تكفين مرحوم ، جسد به مسجد محل آورده شده و امام جماعت يا فرد مأذونی بر آن نماز مي خواند. مرده را با وسيله مناسبی به گورستان می برند كه گروهي جهت حفر مقبره قبلاً به آنجا رفته اند تا مراسم تدفين را بانجام رسانند. با تلاوت آياتی از كلام الله مجيد و اعلام شهادت مبنی بر خوب بودن مرحوم كه موجب مغفرت او تلقّي  مي شود ، به خانه اش بر مي گردند. با برگشتن اين گروه از آنان و حاضرين ، در چادر مخصوص جلسه ترحيم با غذاي ساده اي از گوشت حيواني كه به اين مناسبت ذبح شده است پذيرايي مي شود. در گوشه اي عدّه اي مشغول ختم قرآن هستند.با رسيدن هر دسته جديد از مردم قاري آياتی از قرآن خوانده و جماعت آمين گفته و ثوابش را به روح مرحوم نثار مي نمايد. از حاضرين ، حدّاقل تا سه شبانه روز با چاي ، نان ، خرما و غيره پذيرايي مي گردد. البتّه صبحانه ، ناهار و شام جاي خود دارد. بعضي از نزديكان خانواده فقيد براي استقبال از مهمانان و خدمات لازم در همان چادر يا جاي ديگر اقامت مي كنند. بعلاوه اينها با آوردن انواع و اقسام خوراكي ها و گاو و گوسفند به مشاركت در تشريفات اهتمام مي ورزند تا بازماندگان اضافه بر مصيبت وارده متحمّل مخارج ديگر  نشوند. باري شتر اجل جلوي همه خانه ها مي خوابد ولي نوبت هيچكس معلوم نيست.        

روز سوم معمولاً اعلام مي شود كه مراسم پنجم و هفتم تذكّر يكجا برگزار خواهد گرديد. اين از تأثيرات اصحاب دين و روحانيت است كه مخالف هرگونه اسراف و تبذير به بهانه آداب مذهبي اند. ادامه بيهوده اين كار براي شركت كنندگان نيز خالي از محذور نيست. در روز آخر منسوبين ميّت به نزد ورثه رفته برايشان عاقبت خير آرزو نموده به صبر و پايداري توصيه مي كنند. همچنين براي هركدام از شركت كنندگان در تغسيل جنازه و تدفين هدايايي به صورت انواع البسه داده مي شود.

تذكّر و عرض تسليت به بازماندگان تا هفت روز طول مي كشد. حضور زنان با مرثيه خوانی همراه است كه شامل تقدير از روانشاد و ذكر خصائل ارجمند او هم مي باشد. گمان مي رود كه روح متوفّی پس از سه روز خانه را ترك مي كند و روز پنجم در مرقدش آرام مي گيرد .اين روح گويا پس از يك هفته به سراي خود باز مي گردد. مي گويند كالبد مرده تا چهل روز سالم مانده سپس شروع به فاسد شدن مي كند كه ظرف صد روز تمام مي شود. لذا به ياد مرحوم مراسم سوم ، پنجم ، هفتم ، چهلم و صده برپا گرديده صدقه داده و ختم قرآن مي شود. ضمناً هر شب جمعه اقوام و اقربا در خانه روانشاد گرد آمده و برايش طلب رحمت و براي بازماندگان صبر جميل آرزو مي كنند. اين عزاداران تا يكسال از شركت در جشن و سرور معاف خواهند بود. بيوه زن بمدت يكسال عدّه نگه داشته و از نكاح خودداري مي ورزد. در عين حال به عنوان عروس خاندان از اداي تعظيم و سلام به زنان و مردان اقوام سببي معاف مي ماند. پس از پايان مدّت عدّه مي تواند با هر كس از جمله خويشاوندان نسبي شوهر متوفايش ازدواج كند كه امانگرلك ناميده مي شود.

سالگرد در گذشت رفتگان با تشريفات مفصل ، صدقه و ختم قرآن برگزار مي گردد. معمولاً اين مراسم حتّی الامكان تا چندين سال تكرار مي شود. همچنين خانواده مرحوم در استقبال از عيد قربان به عنوان شِكتيك مالي سربريده از اقوام و آشنايان دعوت مي كنند تا در مراسم ختم قرآن حضور يابند و ياد رفته شان را زنده دارند.