موانع كسب علم و فضيلت

 

يكي از برادرزادگانم كه امسال در آزمون همگاني دانشگاه ها قبول شده است از من خواست كه راجع به موانع تحصيل علم و كسب فضيلت مطلبي قلمي كنم. با كمي تعجّب پرسيدم چطور نمي داند كه تاكنون از چه موانعي گذشته است ؟ من كه سالها قبل از انقلاب دانشجو بودم از كجا بدانم نسل فعلي با چه مسائلي روبرو است. پيشنهاد كردم كه خودش مواردي را يادداشت كند تا دستمايه كارم باشد. امّا مدتي بعد بازآمد با دست خالي و تقاضاي مبرم كه همه را خود به عهده بگيرم. اين روز ها كه ايّام شِكتئك قزاقها است ،مردم – در استقبال عيد قربان - آخوند و قاري را به خانه دعوت مي نمايند كه پس از ميل ناهار يا شام به قرائت آيات قرآن پرداخته و به ارواح اموات ميزبان ببخشد. ما افراد عادي از طفيل قاري شكمي سير كرده آمين مي گوئيم. گاهي هم از شدت امتلاء به سوء هاضمه دچار مي گرديم. وانگهي اعصابم از مشاجره جاراس با عروسم كه به خانه مادرش شده بود آشفته بود حال و حوصله قلم فرسايي نداشتم ؛ تا اينكه امروز بين نماز عصر و شام در مسجد شروع به نوشتن درباره موضوع مانحن فيه كردم. در اين حيص و بيص جاراس دنبال زن و بچه اش رفت و همه را با خود باز آورد. سگرمه ها باز شده دل و دماغ بازنويسي نوشته كذايي حاصل است.

                                      *   *   *

اين حديث شريف را همه مي دانيم كه « طلب العلم فريضةٌ علي كلّ مسلم و مسلمه ». دانشجويي بر هر مرد و زن مسلمان فرض است. سروده زيباي فردوسي حكيم :

چنين گفت پيغمبر راستگوي

ز گهواره تا گور دانش بجوي

ترجمه هنرمندانه حديثي ديگر از حضرت رسول الله ( ص ) است كه معروف خاص و عام است. در جهان بيني اسلامي ، امتياز آدم بر ساير مخلوقات ، از جمله فرشتگان ، اين است كه او اسماء الهي را يادگرفت و بهمين جهت ملائك مكلّف به سجده بر وي شدند. آيه كريمه « انّما يخشي الله من عباده العلماء » تأكيدي بر آن است كه از ميان بندگان فقط علماء از خداوند پروا دارند. پرهيزگاري مانع از افتادن در آتش سوزان دوزخ شده باعث نيل به بهشت برين مي باشد.

با اين همه چرا بسياري از ما نادان مانده يا از دانش كافي برخودار نيستيم ؟ جواب از قول الهي اينست كه انسان ذاتاً ظلوم و جهول مي باشد. به عبارت ديگر ، با كوتاهي از جستجوي دانش قبل از همه بر خود ستم روا مي داريم. وگرنه مي توان با شناخت عالم معناي زندگي را دريافت. با كسب مهارت هاي لازم از آسايش و شادكامي برحوردار شد. برخي حتّي نمي دانند كه نمي دانند. ديگران بايد اينها را از خواب غفلت بيدار سازند. البتّه بعضي به علّت نواقص جسماني و رواني قادر به استفاده از سازمان هاي عادي آموزش و پرورش نيستند. مي توان با تشكيل مدارس و آموزشگاه هاي مخصوص افراد موصوف را زير پوشش تعليم و تربيت قرار داد. يكي ديگر از موانع دانش جويي فقر شديد است. از قرار معلوم ، حدود سه ميليون كودك و نوجوان از شدّت ناداري يا به دبستان پاي نگذاشته اند يا براي تأمين امرار معاش خانواده شان ترك تحصيل كرده اند. اينجاست كه اهمّيت نيكوكاري دارايان در راستاي مدرسه سازي و اطعام مساكين آشكار مي گردد. يكي از وضايف واجبه متمكّنين اين است كه چنين خانواده هايي را از زير بار كمر شكن فقر بيرون آورند. دولت هم كه بيت المال را در اختيار دارد بايد همه امكانات مادي و معنوي مملكت را در راه رفع مشكلات اكثريت ملت به كار برد تا سواد اعظم زير بار سنگين گرانی ، تورم و تبعيض خورد نشوند.

به نظر جامعه شناسان ، ارزش هاي زندگي به دو دسته تقسيم مي شوند : مادّي و

معنوي. ارزشهاي مادّي ( غذا ، لباس ، خانه و امنيت ) اولويت دارند. تا وقتي كه

شكم گرسنه ، تن برهنه و بي خانمان است ، ارزشهاي معنوي ( علم ، افتخار و آبرو

) به ذهن خطور نمي نمايد. پدر و مادري كه به نان شب محتاج بوده و از پرداخت

شهريه و هزينه فرزندانش ناتوان است آنها را به گدايي در كوچه و خيابان يا كار در

شرايط ناسالم مي فرستد. از همين رو است كه مي گويند فقر به كفر مي

كشد.خوف و خطر نيز به ذلّت منجر مي شود. آراي اين گروه حقير را مي توان

براحتي خريد و با شعار هاي بي اساس دلشان را خوش ساخت. امّا با سوار شدن

شيادان بر خر حكومت نه تنها كشور سامان نمي گيرد بلكه امور آن روز بروز آشفته تر

شده بر مصايب مردم افزوده شده زمام كار ها از دست عموم خارج خواهد شد. دور

باطل فقر و جهل همه را بستوه آورده و حتّي اهل فن نيز مجبور به ترك وطن خواهند

گرديد. تنها راه خروج از اين سرگرداني اين به نظر می آيد كه اولياء دولت و متمكّنين

جامعه به حكم وجدان به ياري محرومين ، مساكين و يتيمان و بيوه زنان برخيزند و

سهم اين سائلين را از آنچه خدا به ايشان داده است ادا كنند. آنان كه ثروت و مكنت

خود را حاصل عمل خويش مي شمارند اين حقيقت را فراموش مي نمايند كه داشته

هاي آنان جزيي از نظام خلقت است كه بايد با ساير اجزاء مؤلّفه جهان همسازي

كند وگرنه خود نيز در اين ميانه به بلاياي آن مبتلاء خواهند شد. والسّلام علي من

اتّبع الهدی