صلوة و صله رحم

 

ديروز سالمرگ عبد الوهاب دانشيار بود كه همه او را « اللا » مي خواندند ( بلانسبت به الله ). ما عوام النّاس از اين اشتباهات لپّي زياد داريم. برادران آن مرحوم نيز كه عيدالمجيد و عبدالحميد باشند به همين سياق فقط مجيد و حميد خوانده مي شوند. انگار اين دو هم نه عبادالله المجيد و الحميد نيستند ! از اين هم عجيبتر اينكه برخي خود را بندگان نبي و غلام علي و حسين و امقالهم بنامند : عبدالنبي ، عبدالعلي و غلامحسين. بگذريم.

رسم سالمرگ در بين قزاقها « آس » خواتده مي شود كه چندان مثل عزا نمي نمايد. وقتي كه يك سال از درگذشت يك شخصيت مهم مي گذرد ، مهماني بزرگي برگذار مي شود كه نمايندگان سرشناس اقوام و طوايف ديگر بهمراه سخنوران ، قهرمانان و پهلوانانشان در مسابقات مشاعره ، كشتي و اسبدواني شركت مي كنند تا معلوم شود بازماندگان آن مرحوم چندمرده حلاجند. قرار نيست مدام سوگوار از دست رفتگان بود. بايد راه رفتگان را در راستاي تكامل روزافزون ادامه داد.

در ايّام جواني فيلمي ژاپني ديده ام ، بنام « هرگز نمير مادر » كه سكانس هاي تأثر انگيزش از يادم نرفته است. امّا اين نكته را مطرح مي كند كه ساعت زندگي با مرگ آن وجود عزيز همچنان تيك و تاك كنان پيش مي رود. باري محبّت مادر بسيار مغتنم است. ليكن حكمت وجود هر چيزي را خداوند رحيم و رحمان تعيين فرموده كه بدون آن ، هر موجودي عبث خواهد بود. ابوين بماند ، خاندان و قوم و خويشان نيز بلاي جان خواهند شد. شهر و ديار هم بدون روابط سالم و امن بدرد نتواند خورد. اينكه بعضي ترك وطن مي كنند به علّت نوميدي از محيط زندگي خود است. جايي كه احساس يگانگي در آن نشود يك فضاي غربت و تبعيض است كه بايد از آن دل كند. چمع خانواده بايستي موجب آرامش و آسايش افراد آن باشد. در يك خاندان بهنجار گروه هاي خانواده عضو بايد از امنيت و احترام برخوردار باشند ؛ و گرنه ممكن است به عشاير ديگر دخيل شوند. مليّت هاي تشكيل دهنده يك ملت در صورت احساس مظلوميت از اولياء امور مملكت ، در هنگامه مصايب ، از جمله هجوم دشمنان خارجي ، قابل اتكاء نخواهند بود. در سوره مباركه ايلاف ، خداوند متعال مي فرمايد : فليعبدوا ربّّ هذا البيت الّذي اطمعهم من جوعٍ و آمنهم من خوف. يعني _ قوم قريش _ بايد صاحب اين خانه ( كعبه ) را پرستش نمايند كه آنان را ، جهت ائتلاف در زمان تحولات پي در پي از گرسنگي و نا امني در امان مي دارد. اگر شرط عبادت خدا تأمين ارزش هاي مادي و معنوي سيري و امنيت است ديگر نهادها و متوليان امور خانواده ، خاندان ، قوم ، مليت و ملت نيز در صورتي قابل التفات خواهند ماند كه از عهده برداشتن بار امانت خود برآيند. قبول مسؤوليت خانواده و ساير مؤلفه هاي جامعه و كشور و سازمان هاي بين المللي مستلزم كارآيي بالا در جوابگويي به تقاضاي اعضاي تحت كفالت خود است . نبايد غافل از اين واقعيت غيرقابل انكار ماند كه اعضاي نهاد هاي فوق الذكر يا همدينند يا همنژاد بشمار مي روند. پروردگار عليم خبير ضمن امر به نماز ( صلوة )، بر صله رحم نيز تأكيد فرموده است. همانطور كه در روز رستاخيز قبل از هر كار از نماز پرسش مي شود ، قطع صله رحم نيز از موارد بازخواست شديد رباني خواهد بود.

در مراسم سالمرگ عبدالوهاب بيش از همه اسلام همّت نشان داد. سفره اي آبرومندانه براي مهمانان گسترده شد كه هيچ كمبودي را فاش نمي كرد. بيوه آن روانشاد از قرار معلوم مردانه از بچه ها كه ديگر صغير نيستند نگهداري كرده است.حميد حضور نداشت و مجيد به سرزمين پدري يعني قزاقستان كوچيده است. آنكه در ايران است از قوم و خويشي  بريده و آنكه دورتر رفته معلوم نيست در آنجا درپي كدام پيوند است. بهر حال نشنيدم كسي بگويد جاي آن دو خالي . عجب روزگار غريبي است ! همچنانكه هنگام تظاهرات عليه رژيم سلطنتي زنان در صف اول قرار داشتند ، هنوز هم مشاهده مي شود كه در كارزار زندگي روزمره نيز خانمها دركار هاي مردانه تر پيشتازند. براستي بعضي به اصطلاح مردان چقدر بي مروتند كه اخراجشان از باغ بهشت را تقصير ننه حوّا مي شمارند.

بعد از نماز جمعه با پرويز تني قرار گذاشته بوديم كه ترتيب تأسيس محفلي براي خودشناسي  فرهنگي و قومي قزاق ها در مسجد جامع خواجه احمد يسوي بدهيم تا بچه ها و سايرين يادشان نرود كه قزاق بودن يعني چه. امروز بعد از ظهر موضوع را با حاج سرسنباي آرمند هم در ميان گذاشتم كه مخالفتي ننمود. اما ديروز من نتوانستم به مسجد بيايم و امروز پرويز نيامده بود.