عقاب چه ها نگيرد چون بياريش خوش ببار ( آباي )
عقاب چه ها نگيرد چون بياريش خوش ببار ،
ليكن عوام باز گيرند باز و كلاغ را بكار .
وقتي مرغ شكاري رسد به اوج ، فرستند .
آنان نيز هم بيهوده دو مرغ خود از كنار .
جيك جيك كند باز از فوق ،
از پي آن كلاغ هم يكسر كند قار و قار .
خود نگيرد ، نه راه دهند به عقاب ،
تمام روز بتازند چيزي نياورده بار .
زانكه شوند مزاحم با كارهاي گزافه ،
سرمست شده صاحبان خنده كنند دل آزار .
كس نگويد چه حاصل از اعمالي اينگونه ،
شب همه شب نمايند به مرغشان افتخار .
نه سايه است بر سري نه بر كسي بهره اي ،
آوارگي در اين قوم هنوز بود برقرار .
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 10:7 توسط حاجي محمد شادكام ، وكيل پايه يك دادگستري
|