سايه سار سور ( انشراح )
انشراح
بي تاب شده از شكست ،
مگو كه بخت در ببست .
هر چند شود وضع بدتر ،
از حق مباد دل گسست .
مع العسر يسراً نيز ،
از ربّ بحقّ وحي بگشت .
از فشار سنگين بار ،
بار ها دادی تاب زدست .
اينكه كردی كمر راست ،
يعنی جبّار ربّ بسست .
پس در پی يك فراغ ،
كا ررا بگير باز بدست .
هر كو پويد سوی ربّ ،
از هر چه شرّ خوش برست .
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۰ ساعت 16:18 توسط حاجي محمد شادكام ، وكيل پايه يك دادگستري
|