از هر چه هست حظّ ببر
از هر چه هست حظ ببر
كي نداند كه ميرد ؟
هم نخواهد بميرد .
ليكن بايد هر آدم ،
از مرگ عبرت بگيرد .
گر نباشد هيچ تغيير ،
هستي شود بس دلگير .
خدا كرده خيلی لطف ،
كه بنموده اين تدبير .
گر نگردد روز بشب ،
ايّام مانند پر تعب .
گر شب شود جاودان ،
وضعي شود بلعجب .
در عالمی بی اثر ،
از خير نباشد خبر .
با اينهمه اي آدم ،
غفلت بود پر ضرر .
عمر بگذرد پر شتاب ،
از دست مده پس حساب .
قسم خورده ربّ بعصر ،
غافل ممان رفته خواب .
گنگ و شل و كور و كر ،
از نعمت اند بهره ور .
پس شكر كرده در هر حال ،
از هر چه هست حظّ ببر .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17:22 توسط حاجي محمد شادكام ، وكيل پايه يك دادگستري
|