ناخاطرات 13
ناخاطرات 13
باران باريد بر تهران
خارج گرديد از بحران ؟
آلودگي است در ايران
يكي درد بي درمان
بسكه پس است اين هوا
چه چاره ماند جز دعا ؟
از دست اين مغروران
پناهي نيست جز خدا
مردم شوند گر خفه
بي خيالند يكسره
كر و كورند انگاري
فرياد زنند گر همه
زبده خوانند خويشتن را
لاف ها زنند پس تنها
با اين جنون پر زكبر
سبقت گيرند از دنيا
گر كم شود دود و دم
ديده شود بيش و كم
افشا شده رازشان
كه چه بوده اصل سم
نالايق است اين دولت
بايد خواندش يك نكبت
جز اين ندارد كاري
افزون كند بر زحمت
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۹ ساعت 11:14 توسط حاجي محمد شادكام ، وكيل پايه يك دادگستري
|