قسم بقلم ( 44)
" خلاصة المسائل و مهمة الدلائل " نام کتابیست فقهی مندرس که پسرعمویم مشهدبردی به من داده و اینک متوجّه شده ام متعلّق به مرحوم عید محمّد جمنی ( آق بوتا ) ، امام جماعت و جمعه اسبق مسجد امام اعظم ابوحنیفه قزاق محلّه بوده است. این اثر با اجازه وزارت معارف روسیه در پیطربورخ / پطرزبورگ در سال 1899 چاپ و منتشر شده است. زبان کتاب تاتاری و خطش عربی است. مؤلف پس از حمد و سپاس بی قیاس بر بر درگاه آن خالق الجنّ و النّاس جلّ جلاله و عمّ نواله و صلوات بی حدّ و تحیّات بی عد بر آن حبیب خدا حضزت محمّد المصطفی صلّی الله علیه و سلّم و چهاز یار با صفا و آل واصخاب با وفا رضوان الله تعالی علیهم اجمعین ، متذکّر می شود که خدای عزّ و جلّ را حکمت هاست و بسی عجایب و غرائب. آن حیّ قیّوم واجب التّعظیم بسیار چیز های گوناگون را از عدم موجود ساخته است. از جمله این دنیا را. او در دنیا چندین چیز های با حکمت را خلق و از جمیع مخلوقات آدم را اعلی و افضل آفریده و به او انواع اسباب علم داده منجمله از همه برتر عقل و فراست داده و احدیّت و لاشریک و بی نظیر بودنش را آموخته است. نسل آن آدم مخلوق را بر روی زمین پراکنده است. پس از آن آدم علیه السّلام که صد ها سال سپری شده عقل و فراست آدمها تنزّل یافته الله تعالی را فراموش کردند در زمان نوح علیه السّلام رسولش خود را شناساند. این نوح گرچه ششصد هفتصد سال قوم خود را بدین دعوت کرد و ایمان نیاوردند حق تعالی جهت اظهار قدرت خود قومش را با طوفان هلاک می نماید. از این طوفان فقط هشتاد تن مسلمان باقی ماتده و ازجمله آنان سه فرزند نوح ، حام ، خام و یافث آدمیان بروی زمین پراکنده شدند. و بعد از نوح علیه السّلام چندین پیغمبر گذشته و بر آن انبیاء با بعضی کتب خدای تعالی خود را شناسانید. تعداد این کتابها یکصد و چهار عدد بوده که چهار تا از آنها ضور بوده و اول آنها تورات نامیده شده است که بر حضرت موسی علیه السّلام نازل شده حکمش به چندین قرن رسیده است. زبور بر داود علیه السّلام فرود آمد. پس از چندین صده سومین کتاب بنام انجیل بر عیسی علیه السلام نازل می گردد. بوسیله آن بعضی احکام تورات منسوخ می شود. چهارمین کتاب ضور یعنی قرآن عظیم را بر پیغمبر آخرالزّمان محمّد مصطفی از بنی هاشم و قبیله قریش طایفه عرب نازل و احکام صد و سه کتاب نسخ و حکم خود را تا قیامت برپا داشته است. این پیامبر ما از همه رسل برتر و خاتم الأنییاء نامیده شده است. این عالم را فقط بخاطر حضرت محمّد صلی الله علیه و سلّم آفریده و امّت محمّد را از همه امم افضل ساخته و با دین اسلام معزّز و مشرّف نموده است. آن حضرت در مکّه مکرّمه بدنیا آمده پس از چهل سال زندگی پیامبریش آغاز و 12 سال برسالت مبادرت فرموده و در سال سیزدهم به مدینه منوّره هجرت می کند که سرآغاز تاریخ اسلام است. پس از 23 سال نبوّت هنگامی که در 63 سالگی در مدینه از دارالفنا به دارالبقاء می کوچد قرآن عظیم و سنّت و حدیث را بیادگار می گذارد. در 23 سال پیغمبری چندین صد هزار کافر را مسلمان ساخته و طائفه عرب و طوائف دیگر را بدین حقّ گروانده است. همنشینان این پیامبر صحابه نامیده که برترینشان ابوبکر ، عمر ، عثمان و علی چهاریار خوانده می شوند. این یاران چهارگانه به ترتیب خلیفه شده دین اسلام را در دنیا نشر دادند. بعد از رحلت رسول امّت به هر مشکل و مسأله ای بر می خورد از اصحاب سوآل می کردند و متوجّه حقیقت می گردیدند. پس از اصحاب تابعین آمده در تقویت همین دین اجتهاد کردند. سپس که مسلمان بسیار شده و صحابه و تابعین کم شدند احتیاج به کتاب پیدا شد. همان زمان در شهر کوفه یک رجل زاده شد. پدرش ثابت بود و اسمش را نعمان گذارده و امام اعظم لقب داده شد. امام اعظم از چهار هزار استاد درس گرفته و در حل چندین هزار مسأله اجتهاد ورزیده و به بسیاری از آدم ها تعلیم داده شهرتش در آفاق منتشر شد. شاگردان او مجتهدین بسیار بودند. خود او که از قبول سمت قاضی القضاتی منصور خلیفه عبّاسی امتناع ورزید در زندان کوفه صد ضربه شلاق خورده در همانجا به شهادت می رسد. در نماز جنازه اش پنجاه هزار نفر شرکت می کنند. بعد آن امام اعظم امام مالک ابن انس متولد و در مدینه دفن می شود. سپس محمّد ابن ادریس شافعی بدنیا آمده امام شافعیه می شود. بالأخره احمد ابن حنبل به امامت حنابله نائل گردیده است. این مذاهب رابعه احتلافشان اکثراً در عمل بوده از لحاظ اعتقادی مخالف هم نیستند. اختلاف اینها در غیر ضروریات دین ضلالت تلقی نمی شود. کتبی که پیروان این ائمه در راستای حل مسائل زمانه تألیف کردند بزبان عربی بوده و طوائف ترک زبان از درک آنها ناتوان بودند. در بخارا مراکز مذهبی تأسیس شد و علمای آن شهر مبادرت به تألیف کتاب بزبان رایج نمودند و طلبه هایی که از نقاط دیگر ترکستان آمدند به نوشتن کتبی بالسنه محلّی اهتمام نمودند.
آنچه فوقاً درج شده ترجمه تحت اللفظی کتاب مورد بحث است. مترجم لازم می بیند این نکات را بیافزاید که شاید علّت اصلی عدم گسترش مطلوب عقاید دینی در بین نسل جدید آن باشد که منابع آموزشی دیگر محدود به کتاب و مدرسه یا نهاد های رسمی نیست. هر دورانی مسائل خاصّی دارد که حلّ آنها مستلزم اجتهاد نوین است. مخاطبین دین می توانند به اینترنت نیز مراجعه کنند که غالباً تبلیغات رایج در مدارس و حوزه های علمیه رسمی را به چالش می کشد. به عبارت اّخری باید برفع بیگانگی ذهنیّت دینداران و عوام النّاس پرداخت. وقتی مردم احساس کنند که دین پروران به دغدغه های توده مردم اعتنایی ندارند به سراغ دیگر مدّعیان حقّ و حقوق می روند که خود اینان به سبب درگیری متعصّبانه اهل دین در بسیج علیه ستمکاران به توفیق کامل دست نمی یابند. اینک در میان اهل سنّت و جماعت جنبش هایی مثل چچن ها ، القاعده ، داعش و طالبان ظهور کرده که مبلّغ و داعی خلافت هستند. بنا به مراتب فوق الاشعار ، فقط یگانگی زبان کافی نیست. بلکه باید دلها نیز یگانه شود. گرچه لسان عربی را عجم ها درک نمی نمودند ولیکن اینها به امّت محمّدی به لحاظ پیام راهگشایش پیوستند.
ناگفته نماند که مستنبط از دو میراث نبوی حاکی از اضمحلال دول و ملل نامسالمت جو ، علیرغم دستاورد های عینی بوده و تراداد خاتم الأنبیاء نماینگر توفیق مدارای عقاید متفاوت است. به زبان روشنتر روابط موجود در قراء مبتنی بر عصبه خونی بوده و بقول ما قزاقها هرکه گرایش خونی نداشته باشد مرتد است. کار کارستان حضرت محمّد ( ص ) به هدایت ربّانی ، برقراری پیوند امّی بوده که باعث ایلاف در تحوّلات موسمی و تأمین از جوع بود.
لبّ کلام اینستکه مشکل ما اخلاف متواریان از سرزمین آباء و آجدادی در شؤون گوناگون معلول تعصّبات خاندانی ، قبیله ای و طایفه ایست. ما در ایران اسلامی نیز احساس انزوا می کنیم و اولیای امور در بند آمال و امیالمان بنظر نمی رسند. تا زبان ، دل و دین یکی نشود همین حال نامطلوب ادامه خواهد داشت. بلحاظ ناپایداری مراحل وجود باید خدایی را عبادت کنیم که ایلاف قریشواران را در رحلت های موسمی ( مراحل متوالی زندگی ) باعث و از جوع در امان نگه دارد. حاشیه نشینان جمهوری اسلامی ایران _ منجمله قزاقها نیز راهی جز ائتلاف با سایر اتباع این نظام ندارند. خاصّه اینکه رژیم جمهوری قزاقستان هم بازگشتگان به آنجا را هنوز برادران ایرانی خوانده و در پی بازسازی دل ، زبان و دین آنان می باشد. حالا خود دانیم.