قسم بقلم (42 )
دیروز حدود همین ساعت ، خوابآلوده داشتم آخرین فیلم آلفرد هیچکاک بنام " توطئه خان.ادگی را تماشا می کردم که بالدانای زنگ زده خبر داد فرحت عازم همایش سی امین سالگرد قزاقستان است. اگر میل دارم می توانم با او جلسه مذکور بیایم که در هتل بوتانیک جریان دارد. از جلوی مهمانخانه یادسده واقع در جاده گرگان - بهشهر بار ها عبور کرده و بگمانم وجه تسمیه اش تهیّه مواد خوراکی و میوه هایش از باغ وسیعش صورت می گرفت. البتّه چنین امری عیناً احراز نشده است. بهر حال کنجکاوی باعث میل به رفتن بدانجا شد. آسقار قزاق هم در ماشین بود. معلوم شد که جریان را همو به فرحت اطّلاع داده چون خودش وسیله ندارد که شخصاً حرکت کند. من و خواهرزاده ام کمی گله مند بودیم که چرا ما را مستقیماً دعوت نکرده اند. علی ایّ حال وقتی به مخل رسیدیم سرود ملّی قزاقستان پخش می شد و حاضرین به احترام برخاسته بودند. ما هم همچنین ادای احترام نمودیم. میزبان همایش اطاق بازرگانی ، اقتصاد ، معدن و کشاورزی گلستان بود و سفیر قزاقستان در ایران و سفیر ایران در قزاقستان ، استاندار ، وزیر فرهنگ و ارشاد ، استاندار و رئیس اطاق مذکور آمده بودند که ضمن تبریک سیمین سال استقلال قزاقستان برنامه های خود را در راستای گسترش روابط همه جانبه طرفین ارائه دهند. گرچه توفیقاتی تاکنون حاصل شده از بستر های موجود چنانکه باید و شاید بهره برداری نشده و اینک نیز تعارفات ادامه دارد. از قزاقها ملا فرحت مهربخش ، امام جمعه و جماعت مسجد امام اعظم ابوحنیفه قزاق محله با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید بسم الله را گفته بود ولیکن ما به شنیدن قرائتش نرسیده بودیم. امام جماعت مسجد قزاق محلّه جنوبی بندر ترکمن نیز در جوار ملۀا فرحت نشسته بود. سخنرانان بعدی سفرای ایران و قزاقستان ، استاندار و غیره بودند که در زمینه همایش بیاناتی داشتند. از کسانی سخنرانی کردند نحوه بیان طیب بگی بود که گزارش از تاریخ روابط سیاسی ایران و قزاقستان در دوره شاهنشاهی خاندان پهلوی می داد. گرچه جز راست نمی گفت ولی نمی بایست هر راست می گفت.
جلوی مهمانان قوری آب داغ با بسته چای و قهوه و میوه موز ، هلو گذاشته بودند که بیش از انگولگ میل شد. اذان ظهر بود که همه را به سالن ناهارخوری دعوت کردند. من ، آسقار، موسی ولی و فرحت دور میزی نشستیم. نوشابه گازدار پلو و ته چین مرغ را با اشتهای کامل خوردیم. فرخت با دائیس شوخی می کرد که پرخوریم را به مادرزنش خبر خواهد داد. به بقیه گفتم که خواهرزاده ها اهل بشو نیستند.
ناگفته نماند که تعداد حاضرین همایش در شأن اهمّیّت آن نمی نمود. نوعی دلسردی در متصدّیان ایرانی حسّ می شود. کارداران قزاقستان هم چندان کارکشته بنظر نمی آیند. شاید هر دو طرف منتظر فرجی هستند.