دیرور عصر که قرار بود نازیه خانم به منزل ما بیاید با همراهانش ، دخترم و نوه هایم ، با صلاحدید بایبشه ، به مسجد جامع محل رفتم و پس از نماز دیگر با چند نفر از جماعت حاضر تا نماز شام مشغول گفتگو شدم. منجمله با فاضل جابپیاس که از او تعداد خانوار های این خاندان را پرسیدم. به قول او آنان در گرگان ، گنبد و بندرترکمن باید هشت خانواده باشند. در این هنگام طغان مامرتای بما ملحق شد. حال و احوالی پرسیدیم. الحمدللهی گفت و مسأله زنی را در میان گذاشت که بسیار فاسد و اهل محل چندین بار خانه اش را سنگباران کرده بودند. آخرالأمر شوهر وی مبادرت به قتل او و همپالکیش می کند. صرفنظر از برخورد قانون با قاتل تکلیف امام جماعت در مورد خواندن نماز میت بر این مرتکب قوّادی چیست ؟ جواب من این است که نباید از نماز میّت بر جسدش خودداری شود. تا وقتی خود فرد صریحاً اعلام کفر نکند از دین خارج نمی شود. پس اقامه نماز بر مرده اش ضروری است. وانگهی هیچ گناهی - غیر از شرک- ذنب لایغفر نیست. به عبارت دیگر بزرگی هیچ گناهی در برابر عظمت غفران خداوند متعال عددی بشمار نمی آید. جالب اینست که اتباع شوروی آتئیست از عنوان کافر بر خود ناراحت می شدند. بگذریم از اینکه برخلاف برخی از فقهاء سکولاریسم یا       نیز قابل بخشش است. 

می خواستم از فاضل درباره جدایی عروس و پسرش سوآل کنم که مناسب ندیدم. یک مرد بی وجدان عروسش را فریفته بود که در صورت طلاق از شوهر خود با وی ازدواج خواهد کرد. متارکه صورت گرفت ولی نامرد تن به نکاح نداده است. یکی از مضار اینترنت همین گونه مراودات بی حساب و کتاب است که نفّاثات فی العقد هستند. این عوامل پیمان شکنی ایضاً می تواند تبلیغات بی امان سیاسی باشد که منجر به خیانت به دولت قانونی می شود. تازه فریب خوردگان پی می برند که همه امیال ناروا فقط سراب بوده است. البتّه موارد خیر نیز بعید نیست. بهر حال باید در انتخاب راه صحیح زندگی بسیار پرهیزگاری نمود.

برای شام به تقاضای مهمان ( نازیه خانم ) قورمه پخته شده بود. شیرینی و آجیل و تنقلات هم بر سفره قرار داده شده بود. من و پسرم غلام سخی هم دیس بودیم. گذاشتم او بیشتر تناول کند. با میوه جات مشغول شدم. با طرح مطالبی گوناگون خواستم صحبت را گرم نگه دارم. از عروسم عایشه پرسیدم که آیا و کی مادرش حاجیه نسیبه لی عازم قزاقستان است و سبب این عریمت چیست. خاله اش جشن عروسی می گرفت در آقتائو و 24 همین برج به آنجا پرواز خواهد کرد. مبارک باشد. ظاهراً خواستگار از قزاقهای ایرانی است. یعنی به این زودی ها قزاقهای مهاجر با اهالی بومی قزاقستان انس نمی توانند بگیرند. انشاء الله ازدواج خواهرزاده ام با نامزد مقیم امریکایش قرین شادکامی باشد. از نازیه خانم درباره خواهرش حاجیه زینب هم پرسیدم . جواب داد خوب است. قرص می خورد و مثل من محتاج تزریق انسولین نیست. از بامیه هم پرسیدم که گفت از شفابخشی آن در ترکیه هم مطالبی گفته می شود. غلام سخی وارد بحث شد و گفت مدّتها از آب بامیه در ناشتا خورده ولی فایده ای نداشته است. معلوم شد این هم از همان شایعات بی پایه است که رسانه های فارسی در انتشار آن ید طولا دارند. بهر حال نومید نیستم و شروع به کاربردن تجویز ما نحن فیه کرده ام. ضرر که ندارد.