قسم بقلم ( 22 )
امروز چهلم مرحومه خوجه بیبی بیوه خدابیامرز منگبای مامرتای و برادر پیش از او درگذشته اش تاتىمباي بود که هرچه دید عذاب آخرتش باد. گفتند با منزل بازماندگان شادروان عبدالحمید هماهنگی شده که آسش بعد از صدقه اینجا داده شود. قاری مجلس تا آمدن آخوندها حاج محمّدی و فرحت بنده بودم. آیاتی را که ازبر داشتم تلاوت کرده مطالبی درباره حیات و ممات می گفتم. بگمانم ثواب بیشتری حاصل و قابل نثار به روح رفتگان خواهد بود. حاج رجبباي را که دیدم خبر اخویش را گرفتم که با زن سوم تجدید فراش کرده. پرسیدم اینک غفور در آقتائو هست یا آلمانی با لبخندی جواب داد در همان آقتائو ساکن است و فارغبال. البتّه این دأب قزاقستان است. بهر حال از ناحیه نکاح خوش شانس است. این را به شوخی افزودم که نامبرده مثل پدرشان کمی سرسخت است. حاج رجبباي پاسخ داد او به خالوهایش رفته است. گفتم بقول قزاقها : جگت جاقسی بولسا ناعاشن سوُرا . انگار این ضرب المثل را رد نمی کرد. در اربعین مرحومه هم حاضرین کم نبودند. به تهدیدات کرونا هم اعتنای چندانی نمی شود. از آخوند محمّدی که همراه آخوند فرحت از مراسم سالگرد فوت عبدالحمید برگشته بود از خبر حجّ تمتّع امسال پرسیدم . گفت به علّت همه گیری کرونا شاید امکان تشرف به کعبه فراهم نشود. از قرار معلوم کسانی که واکسن ضد کرونا زده شده باشند که برای ایرانیها بعید است می توانند به این فریضه عمل کنند. البتّه رقابت جمهوری اسلامی ایران و حکومت سعودی هم کار را سختتر ساخته است. یادآور شدم که از رقابت دو رژیم نامبرده ترکیه دارد بهره برداری می نماید. عجب زمانه ایست که جماعات و افراد خیلی خودخواه شده اند. تنها نتیجه این لجاجت سوء استفاده ناکسان است و بس. چرا راه دور برویم همین آقامجید نتوانسته در مراسم سوگ برادرش شرکت کند. بیچاره در تشییع جنازه مثل سایرین حضور یافت ولیکن نتوانست منزل برادرش وارد شود. حق بود خودش مراسم سالگرد برادرش را اداره کند. امّا بیوه حمید همچنان از خر شیطان پیاده نشده است. مدیر برنامه کذایی اسلام است که بخاطر تندزبانی زن مجید ، تویبالا ، با وی میانه اش خوش نیست. به حضرات روحانیون قصّه حضرت سلیمان را یادآور شدم که به خاطر قضاوت شتابزده و یکطرفه اش یعنی بدون شنیدن جواب مدّعی علیه او را محکوم کرده و سپس توبه کرد. خیلیها گمان می کنند قضیه ما نحن فیه راجع به هوس آن نبی اولو العزم به همسر زیبای سردار خودش بوده است. نمی توان رفتار کسی را بدون بررسی همه جانبه مورد داوری قرار داد. دادگاه باید حقّ دفاع متّهم را رعایت کند.
طبق قرار به "آس" حمید هم رسیدیم. ناهار خوبی پخته شده بود. با ملّا غفور همسفره بودم. او کشمش را در دیس پلو پس می زد. فریدون کرپه بشوخی گفت دندان ندارد آنها را بجود. ملا جوابی به پسردائیش نداد. من گفتم کشمش که جویدن ندارد. این را هم توضیح دهم که آس به مناسبت سالگرد رحلت اشخاص داده می شود علاوه بر طعام مفصّل شامل مسابقات کشتی ، اسبدوانی و مشاعره بین جوانان و هنرمندان مهمان از طوایف و خاندانهای مهمان می باشد که رقبا قدرت نمایی می کنند و جوانان میزبان می کوشند از همه پیشی بگیرند. غرض اینست که بازماندگان بدینسان نشان دهند راه و افتخارات رفتگان را ادامه و پاس می دارند. حالا این دأب متروک و حکمتش از یادها رفته است. ای کاش انجمنی فرهنگی جهت آموزش آداب و رسوم اصیلمان برپا می شد. ولی اقدام ما برای تأسیس چنین تشکیلاتی با مانع جهالت احمدی نژاد مواجه گشته و رئیس جمهور فعلی هم تمام فکر و ذکرش برجام نافرجام است.
بالأخره در نماز جمعه همّت آباد شرکت کردم. البتّه این کارم با اعتقادم به اطاعت از اولوالآمر ( کارداران / کارشناسان ) همخوانی ندارد. آنان می فرمایند در همه گیری کرونا تجمّع در محیطهای سربسته و پرازدحام درست نیست. با اینهمه کارداران نیز نظر قطعی نمی دهند. یعنی حضرات نیز بمثابه بنی آدم جایزالخطا تشریف دارند. اکثر مبتلایان به کووید19 اهل نماز جماعت به نظر نمی رسند. خارج از مجلس عبادت نیز امکان گرفتاری به این مصیبت بعید نیست. در واقع خود این بلا و علل و اسباب آن ناشناخته است. با این حساب و کتابها با توکّل به خدا به جماعت نمازگزاران به امامت آخوند حاج محمّدی درآمدم.
این را اذعان دارم که قبل از چنین اقتحامی باید زانوی شتر را هم بست. حالا اگر با چنین بی احتیاطی کرونازده شدم نباید از الله حکیم و رحیم گله ای داشته باشم. وانگهی صبر و تحمّل وسوسه این و آن را داشتن نهایت توکّل است. گاهی ابراز ایمان به حقّ تعالی موجب شماتت می شود. استغفرالله و اتوب الیه !