آیا در قرآن " کتک زدن زنان " تجویز شده است ؟
عنوان فوق الذّکر از مطلبی است که یک کاربر سایت زیتون ، از مخالفان جدّی جمهوری اسلامی ایران ، برای آن فرستاده در آن به پرسش ما نحن فیه پاسخ می دهد. می خواستم آن را عیناٌ بارگزاری نمایم که نتوانستم. خلاصه مقاله این است که در قرآن کریم واژه " ضرب " به معنای کتک زدن نیامده و منظور از آن با کلماتی مثل " وکز " ، یعنی مشت زدن بیان گردیده است. بعبارت دیگر در این خصوص یک سوء تفاهم در فقه رایج افتاده که حتّی در محاورات عوام از کلمه " زن " امر " بزن " به ادهان متداعی می شود. کاری به کاربرد های دیگر این سخن نداریم و می پردازیم به اینکه زندگی خوش ، بدون حسن معاشرت همسران میسّر نمی باشد. بعضی می گویند که زندگی مشترک بیشتر از خانمها مورد نیاز آقایان است. یعنی زن می تواند بدون مرد نیز باردار شده مرادش را تأمین سازد. مثالش حضرت مریم است که عیسایش را به تنهایی از روح الامین دزیافت کرد. البتّه همه می دانیم که او سپس چه مصایبی را از سرگذراند. خود مسیح هم از دست خاخامها که دشمنان سرسختش بودند ، برصلیب کشیده شد - به قیمت آرادی دزد قهّاری بنام باراباس . ولیکن بنا بروایت قرآن جریان برخلاف اشتباه جهلاء بوده است. گرچه نصارا مرگ او را موجب بخشایش گناهان خویش می پندارند کشته شدن آن کلام الله مورد تأیید کلام الله نیست. این را هم بمثابه یک اهل فن خاطرنشان کنم که در قانون مجازات اسلامی صرف بارداری دختر ، حتّی بدون نکاح شرعی دلیل زنا بشمار نمی رود. این نکته هم جالب است که طبق فقه اهل سنّت و جماعت در تشریفات ازدواج ایجاب از سوی زن بوده و مرد است که باید این را قبول کند. بگذریم از اینکه اغلب قضات ایرانی - تحت تأثیر فرهنگ ضد زن - شکایت زنان در باره شوهر یا منصوبانشان را قابل توجّه نمی دانند. بعضی از مؤمنین و مؤمنات متّهم به فمینیسم با استناد به متن قانون اساسی جمهوری اسلامی از ردّ ضلاخیتشان برای ریاست جمهوری انتقاد می کنند. فعلاٌ کو گوش شنوا. جالبتر اینکه به نظر یکی از محقّقان در مباشرت این مرد است که آلت خود را به زن عرضه می کند و اگر از عهده ارضای او بر نیاید ناتوان تلقّی می گردد.
لبّ مطلب این است که زن را باید عزیز داشت. در فرهنگ عامّه قزاق زن را دومین مکنت مرد می دانند. ورد زبان یکی از خلوضعهای ما این است که زن یکی از هفت دشمن آدم ( مثلاٌ خودش ) است. البـتّه هر چیزی بسته به ذهنیّت افراد تلقیّات متفاوتی پیش می آورد و ساختار اندیشه نیز متأثّر از تعلیم و تربیت خانواده است. البتّه یارو که تکیه کلامش ابراز خصومت با اناث است در نزد خاتونش به موش می ماند. در عین حال به معاشقه با زنان عشق می ورزد. با اینهمه به یک رسوای عشقی تبدیل نشده است بیشتر خیطی بار آورده.
بعد التّحریر : حاج سرسنبای خبر داد که عروس مرحوم بایدللا ( غبیدالله ) فوت کرده و نماز جنازه اش برای ساعت دو بعد از ظهر اعلام گردیده است. مشارًالیها ، دختر کمالخان تنی ، مدّتها در بستر بیماری سرطان افتاده بود دختری نه یا دوارده ساله از خود بیادگار گذاشته است. خدایش بیامرزد. من که حال و حوصله شرکت در نماز مذکور ندارم. با حاج آقا قرار گذاشتم فردا به فاتحه خوانی برویم ؛ ضمن حضور در صدقه قداغای نصیبه لی به مناسبت آپارتمانی که به شرکت بچه هایش جای ساختمان باقیمانده از حاج اسخاق بنا کرده اند. به قول شاعر : خدا به حکمت گر ببندد دری / به رحمت گشاید در دیگری. نه در شرّ و نه در خیر جای نومیدی نیست.