دیروز به تالار فخرالدّین اسعد گرگانی رفتیم جهت حضور در شب فرهنگی ایران و قزاقستان. تعداد معتنابهی شنونده بیانات وزیر میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی و استاندار گلستان و اسخت اورازبای ، سفیر قزاقستان ، بودیم که چنانکه افتد و دانی پر از تعارفات و وعده های گوناگون بود. هنرمندان قزاق ایرانی با ساز و آواز محلّی و ارائه هنرهای دستی جلب توجّه می کردند. گروه موسیقی بومی گلستانی هم به مدعوین حالی می دادند. دست همه درد نکند. قرار شد که هفته آخر سال این مراسم به شکل هفتگی برگزار گردد که رفت و برگشتی باشد. بنا به اظهار وزیر میراث فرهنگی ... ارتباط فرهنگی یکی از امّهات پیوند ملل و اقوام جهان است. پرواز های بین ایران قزاقستان امکاناتش برقرار و کشتی و قطار هم پراه خواهند افتاد. خدا توفیق بدهد به این مراودات. برنامه مورد بحث _ طبق معمول ، دیر شروع شد که برای امثال من پیاده کمی سخت بود. گرسنگی هم فشار می آورد و تزریق انسولین عقب افتاده بود. از آمدن پشیمان شده می خواستم قبل از ساعت 8 بعد از طهر خود را به خط واحد برسانم. فرحت پیاده آمده بود. یعنی خودم بهر وسیله راهی شوم. خواهرزاده دیگرم -جاپاربای - مرا به همت آباد رسانید باتّفاق موسی ولی که بندرترکمن آمده بود. چیز دندانگیری نبود که به خانم شرح دهم. فقط به جوایزی برای هنرمندان مو سیقی قزاق و تقدیرنامه ای به شاپور پیرامون اشاره کردم که باید بخاطر اهتمام مالیش در این گونه موارد بوده باشد. می خواستم حالش را بپرسم ولی ندایم را نشنید. شنیده ام با همسرش کورونازده شده و البته قسر در رفته مهیای سفر به قزاقستان است. او در هر آبی شناگر قابل است.

می ماند اینکه می خواستم به شخص وزیر میراث فرهنگی خاطر نشان کنم باید سیاست غلط احمدی نزاد مبنی بر مخالفت با تأسیس انجمن اسلامی قزاقهای ایرانی را جبران کند تا رأساٌ در امور فرهنگی و هنری خود وارد عمل شوند. فی الواقع با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شود. بقای فرهنگ و ادبیات اصیل واقعاٌ افتخارآمیز خواهد بود. ببینیم چه در پیش است. نگو که ز صد وعده خوبان یکی وفا نکند. علی ایّحال چاره ای جز دندان روی جگرگذاشتن نیست.   

این هم ناگفته نماند که بنا به تقویم رسمی قزاقستان در برج نوروز ( همان حوت ) هستیم که تحت تأثیر فرهنگ روسی یا غربی به مارس یا مارت تغییر نام پذیرفته است. جناب اسخت هم معادل قزاقی اسعد است . انشاء الله سعد است. این را بفال نیک بگیریم که تالار برگزاری این آیین هم فخرالدّین اسعد گرگانی است. هیچیک از سخنرانان اشاره ای به خواهرخواندگی گرگان و آقتائو نکرد. انگار " آنچه عیان است چه حاجت به بیان است ".