قسم بقلم ( 11 )
مدّتی گذشت تا طلسم بشکند و امکان قلمزنی تجدید شود. ذیل یکی از این مرقومات تقسیمی از مردان بعمل آورده بودم که یکی از اخوان - شوخی یا جدّی- می پرسد خودم کدام یک از آن سه قلمداد می گردم. ناگفته نماند یکی از منسوبین حرامزاده ام مرا زن ذلیل خوانده است و یکی دو تا نسبت رکیک هم به آن افزوده بود که بماند. در قرآن کریم برخی ناکسان به سگ تشبیه شده که بهرحال پارس می کنند. امّا در مطلب مانحن فیه تقسیمات بعدی با ... قید شده است. رجال فقط زنمرده ، رن بیوه یا زن ذلیل نیستند. الغرض می توان زوجه را همسر ( کفو ) تلقّی نمود. چنین زوجینی همدیگر را برابر دانسته در امور زندگی با یکدیگر مکالمه / مشاوره یا مشارکت خواهندداشت. در گفتمان الهی نیز از زن و شوهر خواسته شده که خانه را محیطی مسالمت آمیز سازند تا امور خانواده شان با خوشی پیش رود. مثلاً طفل را تا دوسال از انعقاد نطفه اش شیر دهند ولی می توانند با مضلحت والدین ، دیگر از شیر بگیرند. در سنّت خاتم النیّین نیز این رفتار هست که به زوجه اش می گوید : " کلّمینی ، حمیرا ، کلمینی ! ". این است الگوی نبوی در امر زناشویی. این سرمشق خاص اعراب نبوده ؛ بلکه حتّی در عصر نوین هم می تواند پارادایم خوشایندی باشد.
اینک مهمان دخترمان بالدانای هستیم. ناهار نوش جان شد با نوه های پسری و دختری که منتظر فرخت نشسته بودیم . بعد از اینکه یکی دو مشکلم را حلّ کرد گفتم برود استراحت کند.
نکته جالب این است که خداوند تبارک و تعالی در کلام مبارکش سوره ای را بنام نساء اختصاص داده ولیکن در خطابهایش روی به مردان دارد. به نظر نگارنده الله مراعات ناموس رجال را نموده همیشه ایشان را مکلّف و امانتدار بشمار می آورد. آقا باید با کار در بیرون از خانه هزینه اهل و عیال را فراهم کند تا او با فراغبال به تربیت بچه ها بپردارد. اینکه می گویند بهشت زیرپای مادر است می تواند به اهمّیت مدیریت زنان تغبیر شود. خانواده که نخستین و اساسی ترین واحد اجتماع و نهایتاً قوم و طایفه و بشمار می رود بدون همسران سامان نخواهد داشت.
لب مطلب آینکه حضراتی که زنمرده اند باید در صورت امکان مبادرت به تجدید فراش کنند تا ثواب آن به آم روانشاد واصل شود. صرف سوگواری ناشکری ار نعمت ازدواج بنظر می آید. در صورت تجرّد باید با همه یادگاران همسر عزیز با شادمانی زندگی نماید.