می خواستم در تشییع جنازه یا نماز میّت خدابیامرز اوغول بیبی ،دختر سه نبی ( شنبه )بالقشی / شهری نه ماهیگیر ، بیوه مرحوم آژی ، شرکت نمایم. امّا خبر ابتلاء و فوتش از پاندمیای کووید19 ( به علت بی احتیاطی در مراقبت از عروسش ) خانم اینجانب را وادار کرد که نگذارد در مراسم مربوطه حضور یابم.  این اوّلین مورد از قربانیان کورونای ما نبود. کاشف به عمل آمد که مرحوم قولانتای هم به همین علّت از دنیا رفته و چون در آن هنگام این شایعه تأیید نشده بود در یک مجلس ختمش حاضر شدم.  اوغول بیبی و همسرش در حجّ عمره همراهمان بودند. شوهرش همان سفر را بزحمت طی می کرد. بیشتر در بستر خوابیده بود. یکی دو سال بعد برحمت  ایزدی پیوست. از آنان چندین فرزند دختر و پسر باقی مانده یکی از دو پسران هم محلّه و اهل مسجد بوده با باربری امرار معاش می کند.او یکی دو بار به قزاقستان رفته و خاطرات جالبی دارد. پسر دیگرش در نیروی دریایی خدمت می کند و وضعش توپ بوده و در انتخابات مجلس داوطلب از چابهار شده بود ولیکن با اختلالاتی - از جمله اعلام موافقت اوّلیه با انتقال به گرگان و سپس مخالفت - توفیقی نیافت. احتمالاً فکر کردند چندان ساده لوح نیست که به هر ساز حضرات برقصد. ستاد انتحاباتی قزاقش چنانکه انتظار می رفت کاری جز اتلاف پول از پیش نبرد. بهر حال اولین کاندیدای وکالت مجلس از میان قزاقها بوده است. لابد تجربه لازم را از این واقعه حاصل کرده است. شاید همچون نگارنده به این نتیجه رسیده باشد که هوای سیاست و وکالت در این سامان بسیار پس است. اینجا بماند در ممالک دموکراتیک نیز احزاب بیشتر با نیرنگ و وعده های بی اساس بر مصدر قدرت می نشینند و در خدمت زر و زور و تزویر مندان قرار می گیرند. بنده که از مزایای بازنشستگی ناقابل استفاده می کند قبلاً از این فرصت جهت خضور در مراسم سور و عزای خویشاوندان و آشنایان استفاده می نمود و مابقی زمان را به تماشای فیلم های هنری سینماگران مستقل جهان مشغول می شوم. یکی از آنها استانلی کوبریک است که اغلب کارهایش مرا به شگفتی می اندازد. " 2001-ادیسه فضایی " یکی از اوّلین اینها است. در این اثر تکنولوژی مورد کاربرد زمانه زیر سوآل سخت می رود. قهرمان ماجرا که متوجّه سلطه گری کامپیوتر سفینه حاملشان به ماورای منظومه خورسیدی می گردد آن رایانه را از کار می اندازد و خود از مدار زمان خارج شده از حبابی مثل یک جنین جاودان به تماشای جهان می پردازد. امّا هیچ دخالتی در جریان امور نمی نماید. " اسپارتاکوس " به تهیّه کنندگی کرک داگلاس هم از آثار کوبریک بوده که خودش از آن رضایت ندارد. زیرا مجبور به قبول نظرات تحمیلی دیگران از جمله آن هنرپیشه نامدار بود. نسخه اصلی " چشمان باز بسته / کاملاً بسته " را اخیراً دوباره از اینترنت دیدم که زندگی زن و شوهری ( با هنرنمایی تام کروز و نیکول کیدمن ) حکایت می نماید که از سردمزاجی جنسی خانواده شان در خطر بیوفایی و از هم پاشی افتاده . " دکتر استرنجلاو " را در دوران دانشجویی دیده ام که سران نظامی چگونه دنیا را بسوی نابودی می کشانند. " غلاف تمام فلزی " ، " بری لیندن " و " درخشش " از فیلمهای استانلی کوبریک است که مضمون آنان نیز بن بست تمدّن حدید است. شاید همین افتضاحات مدرنیسم است که فلسفه پست مدرنیسم را برانگیخته و به حکومت های جهان دوم و سوم را به سلطه گری بهانه داده است.

علی ایّحال عیالواری اجازه نمیدهد زیاد به عوالم سیاسی وارد شوم. کار حقوقی را نیز به محض رسیدن به حدّ تقاعد کنار گذاشته ام. برخی از همکاران چندی پیش به مهمانی آمده از اینجانب قدردانی کرده و اقدام مرا تأیید می کنند. 

می ماند اینکه وجه تسمیه مرحومه فوق الذّکر باید اشتیاق زیاد به پسر بوده باشد. یعنی قزاقها نیز مثل اغلب مردمان پسر را پشتیبان والدین در ایام کهولتشان تصوّر می نمایند. پس اوغول بیبی یعنی ؤل بیبی دالّ بر قبول وی بجای پسر است چون جز خواهرش همزادی نداشت. پدرشان ، البتّه کارش ماهیگیری نبود ، شاید با سایر عشایر چندان بر نمی خورد. وقتی همسر اوّل مرحوم آزی سرزا می رود خواهرش را مابازای اوغول بیبی قرار می دهند. بهر حال مشارٌالیها نهایت تعهّدات شوهر و خانه داری را انجام داده و بعلاوه در تمام سور و عزا های اقوام نسبی و سببی حضور فعّال داشته مدیریت مراسمها را بخوبی معمول می داشت. یعنی سر آشپزی می کرد. مرگ مفاجات و مظلومانه این زن خیّر ضمن ایجاد تأسّف شدید می تواند با دعای خیر مردم موجبات آسایش اخروی او باشد. الهی آمین !