شبه قصُّّه ( ۴۰ )
پریروز در بندر ترکمن عروسی بوده ، وقتی شب نشینی تمام می شود دم دمای صبح دو نفر از نوجوانان با سواری عازم بهشهر می شوند تا به بازار روز آن برسند. فقط ده دقیقه مانده به مقصد راننده پراید پشت فرمان خوابش می برد . ماشین به جدول خورده از کنتزل خارج و چپه می شود. همراه شوفر - چنانکه افتد و دانی - کمربند ایمنیش را نبسته و وقتی درب اتومبیل باز شده به بیرون می افتد. از قضا کامیون تریلی که از عقب می آمده آن فلکزده را از سینه به پایین له می کند. گمان نکنم گزارش کاردان فنٌی به نفع متوفا و مصدوم و خسارت دیده باشد. مرحوم فرزند روانبخش بلی بوده و راننده پسر حاج عبدالحمید آرمند ( کرپه ) است. سانحه بقدری تأثّر انگیز بوده که جماعت کثیری در نماز میّت شرکت می کنند و به عیادت مصدوم می روند که دست و پایش شکسته و خودرویش از حیّض انتفاء افتاده است. روابط سببی و نسبی با خاندان کرپه و بلی ایجاب می کرد من هم خود را به مراسم مربوطه می رساندم ، امّا بیماریهای زمینه ، دیابت و فشار خون و امثالهم در گرمای طاقت قرسای اوان تابستان مانع از مشارکت در چنین فریضه کفایی تلقی می شود. در واقع حضور شخصی در این امور منباب رعایت خاطر اقوام سببی و نسبی است و بس. می شود به دعای دورادور و طلب صبر جمیل بر مصیبتزدگان اکتفاء ورزید. می ماند که در وانفسای کورونا ویروس و تحریمات ظالمانه امریکای امپریالیست و اذنابش لازم است بیشتر صرفه جویی کرد. در آمدها بایست صرف مخارج واقعاً ضروری شود. علم اقتصاد یعنی حداکثر استفاده از حداقلّ امکانات. یعنی نباید خیال کرد که طبق معمول می توان در هر عروسی و عزا شرکت کرد و بلافاصله به بازار روز هم رفت. تفریح هم در واقع نوعی فعًالیتاست آری حوادث دهر می تواند در کمال معصومیت همه برنامه را نقش بر آب سازد. درک حکمت خلقت مستلزم همفکری ، همیاری و تعاون همه جانبه است. تقدیر الهی یعنی تعیین حساب و کتاب آفرینش باید شناخته شود وگرنه وقتی قضا واقع شود جواب نعم را دادن بسیار صعب خواهد بود. چشم ، گوش ، زبان و دل ما ست که می تواند ابزار مناسب توجه به روح القاء شده در راستای تأمین عاقبت خیر باشد. بایست هر کدام از آحاد بشر در یکی از علوم و معارف کسب علم و معرفت نمایند و درباره هر یک از مساپل مبتلابه با سایرین مشورت و مشارکت نمایند. اینکه فقط به امور روزمرّه اکتفاء شود منجر به سوانح کذایی خواهد شد.