رمضان تفتیده
رمضان بود تفتیده
چون ریگهای خشکیده
از تشنگی لب در آن
خشکیده و ترکیده
معده سوزد هم ز جوع
همچو دیگی جوشیده
گرسنه شو ، تشنه لب
بلکه شوی ورزیده
با این گونه ریاضت
مباش ز عسر ترسیده
قبل ما هم این روزه
فرضی ز رب گردیده
حین روزه مرد و زن
تنهاشان نی پیچیده
عمران کردن بعمرت
چنین کنی پس پیشه
تن آساییت فرساید
جانا نمای اندیشه
هبوط کردی ز افراط
عروج بدار در دیده
فرط جماع ، خورد و نوش
می سازدت فرسوده
پس سبکبار کن پرواز
بال سوی رب بگشوده
باز برسی چون مینو
شادان شوی خندیده
خوشحال بوده از وصال
کام را معنا فهمیده
سپس دانی الصمد
ترا چه خوش فرموده
+ نوشته شده در شنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 14:39 توسط حاجي محمد شادكام ، وكيل پايه يك دادگستري
|