حكمت ( 29 ) يسوي
حکمت ( 29 )
عاشقان را که تو به کرده به حق روی آرند
اندر بهشت می باشد چهار چشمه از شربت
غافلان را که توبه ناکرده از حق و اگردند
در لحد تاریکی عذاب دهند با حسرت
ملک بهشت بخواهند بندگان توبه کار
قربت جویند به حضرت از طریق استغفار
حور و غلمان با ولدان اندر قصور پر شمار
از برای پوشیدن باشد تشریف با خلعت
بر عشّاق توبه کار همی تابد هور او
روزه باشد گر دائم همی بالد سرّّ او
آن وقتیکه بمیرد وسعت یابد گور او
بر او بارد ز ربّ رحیم و رحمان بس رحمت
بی تو به خود پندارد باری که او نمیرد ،
مرده رود گر به گور عذاب آن نبیند
یا که روز قیامت آفتابش نتابد ،
هیهات ، باشد روز او پر نوحه با وحشت
نماز خوانها چون روند با روزه و با توبه
داخل شده راه حق داده آن را ادامه
یا که کرده در آنجا به همچنین انابه
با بندگان مغفور باشد همی در صحبت
اجر نماز و روزه خواهد بگردید ادا
خلق عالم پر ز شوق نیاز خواهند از خدا
روز قیامت دیده به او دهند گوش فرا
عبدی بود چه خوشبخت و با نصرت
آن چشمه ها بهر کیست باری بدان تو آن را
به توبه کار عاشقان بنوشانند از آنها
بی توبه ها ننوشند زان چشمه ها هیچ امّا
از برای نوشیدن زهر و زقّوم هست شربت
هر روز از قیامت پنچاه هزار سال بود
با تقویم این دنیاگو چه مقدار سال شود
توقّف قیامت هفتاد هزار سال کشد
بندگان را توبه کار از آتش است یک مهلت
هر کو باشد عبد حق به حق باید روی آرد
آن کو ز حق برگشته در آتشش می ماند
بنده خدا ، خواجه احمد ، چه سان قرار می یابد
شبانه روز هراسان همی باشد در هیبت