خاتون خوانیم بانو را

حرمت داریم تا او را

جاهل دارد دشمنش

ولو خرد عدو را

 

این تقدیریست ز ربت

غریزه کرده محبت

غیر از چنین تعاون

کار نیاید ز دستت

 

بلکه برتر ماده است

مریم بی شو زاده است

پسر او روح الله

مرده را جان را داده است

 

کدبانو است نه ساله

شو خدمتش استاده است

خانه است مزار بی کودک

ورنه است آباد کاشانه