امت همان قبایل و شعوب است
که شرط آن وصلت بین قلوب است
ملت نیز هم بباشد هرکدام از ادیان
که حق نگفت بیهوده بد از ایشان
تنها انذار که فرمودست انسان را
عصیان مباد یکی فرصت شیطان را
انس و الفت باید کنند زن و مرد
میانه خویشاوند هرگز مباد گشته سرد
هر آنکه او بباشد داناتر و داراتر   
نمی شاید خودش را بشمارد والاتر
عمر آدم فرصت باشد عمران را
ورنه زیستن گردد خسران زا
هر چه ساختی با دیگری همانا
تو را سازد در زندگیت توانا
قدر تقدیر گر گزاری تو شایان 
امر خود را خوش رسانی به پایان
هرگز مباش غره به خویش زینهار
امکان داده به عصر تو کردگار
شکر نعمت همانا هست اسلامت
 ز کفر آن تهی گردد دستانت
زمین بودست فرش همه زنده ها
در آن مکن پس تو نابود ذره را
قرآن بوده دستور کار در دنیا
غفلت از ذکر آن عمر را کند بیمعنا 
بهر درکش باید بودن بس هشیار
جوارح و هوش تو باید بود خوش درکار 
چون شناسی غیر خود را در هر سو
مسائل را دریافته جوابش را از آن جو
عبرانی و نصرانی تعبیر کردند کتاب را
بنموده اند بهر حال با چند خطا صواب ها
باید گرفت عبرتی تا نیل شود عزتی
بی تعارف با ایشان ما بکشیم ذلتی