از ترجمه های آبای
( از م یو لرمانتف - ف . شیلر )
گهواره ای بهر طفل یک عرصه گسترده است
مگر ماند گرسنه آنکه خداش پرورده است ؟!
وقتی شدی خود بالغ جهان شده بر تو تنگ
آسایش و سرپناه هم و غمت گردیده است
☆ ☆ ☆
بورودینو ( از م.یو.لرمانتف )
- جناب بگو چرا خوردیم شکست ما؟
در مسکو هست خبر ها
انگار شده درگیری
که نبوده کم چیزی.
- از یاد روس کی رود
هر چه دیده در نبرد؟
مردان ما در آنجا
نه مثلتان بچه ها
کار ایشان زار گردید
اندکشان باز گردید.
......................
تیغ و نیزه تیز کرده
جویده سبیل ریز کرده
خستو سرباز گفت غضبان:
"کاش نمی کرد نهیمان
مشکل می کرد فاشمان
چاک نداده دشمنان
عبث ماند نیزه مان".
بهر بستن به رگبار
دیر شد بفردا بگذار
تاریک شده گشت غروب
.......................
********
از م.یو.لرمانتف
افسرده ام هم خسته
دستم بگیر جوانمرد-
فراغ چو از دل رفته
مأیوسم و دلخسته
تا کی امید توان کرد-
سالهای خوش بگذشته!
*******