شاعر حوضه سير دريا، عمر شورآياق، در وصيت نامه منظوم خويش به فرزند در حال تحصيلش مى گويد:

« سيف الملك هفت سال دريا را پشت سر گذاشت،

 آرى، با كوشش مى توان به هر مقصد رسيد».

« جه تى جل سيف الملك دريا كشكه ن

طلپپه ن طابلادى  أر مدّعا»                                            

گرچه داستان «سيف الملك» از قصه «هزار و يك شب» نشأت گرفته است، به سبب اينكه از قديم الايام در بين مردم ، هم شفاها ً هم به شكل مكتوب، رواج يافته، نسخه آن به آثار اصيل قزاقى بسيار نزديك و با قواعد ادبيات شفاهى قزاق مطابقت پذيرفته است.

يكى از اولين كتابهاى چاپ شده به زبان قزاقى همين «سيف الملك» است كه در سال 1807 منتشر شد. درباره اين كتاب، آ . ا . آلكتروف كه در خصوص تاريخ، مردم شناسى، ادبيات و فرهنگ خلق قزاق داراى اطلاعات غنى است، در اثر خود، ضمن اشاره به رواج گسترده اين داستان قزاقى در ميان تاتارهاى قازان و قزاقها مضمون آن را خلاصةً ارائه مى دهد.

بى گفتگو اين مقاله كه داستان و حكايت «سيف الملك» را در شمار نمونه هاى ادبيات قزاق آورده و خود مدت ها پيش نگاشته شده از لحاظ محققين شعر سندى ارزشمند و قابل توجه مى باشد. حال تأملى در مسئله زبان كتاب «سيف الملك» كه در سال 1807 چاپ شده است به عمل مى آوريم . اين اثر به زبان كثيرالانواع كتابى كه قبل از انقلاب اكتبر مورد استعمال مردمان بومى تابع حكومت جغتاى بود، نگاشته شد. اين زبان را علما گاهى زبان جغتايى و گاهى زبان كتابى ناميده اند. اكثريت كتاب هاى قزاقى كه در زمان قديمتر منتشر شده به همين زبان به چاپ رسيده اند. تحقيق اين نسخه كه باعث رواج گسترده داستان هاى «سيف الملك» در ميان قزاقها شده است يكى از وظايف جارى خواهد بود. بعد از اين كتاب چاپ 1807، دو روايت بسيار معروف قزاقى اين منظومه بيش از دو بار انتشار يافته است.

روايت اول آن نسخه چاپ شده در مجموعه رادلف است كه آن را جوسوپ بك شيخ الاسلامف با اندكى تغيير، اضافه كردن اسم خود در متن شعر، تلخيص برخى از بخش ها و اصلاح بعضى از تركيبات به چاپ رسانده، سپس در سال هاى 1903 و 1908 اسماعيل شمس الدينف، توسط انتشارات اونيورسيته ت بصورت كتابى جداگانه منتشر ساخته است. نسخه موجود در مجموعه رادلف اثرى است كه در رديف آثار داراى زبان خاصى،با حداقل كلمات عربى – فارسى و امتيازعدم تكرار مكررات قرار مى گيرد. شخص رادلف نيز در مقدمه مجموعه، مؤكدا ً، گفته است: «قصه اى مى باشد كه با روح مردم تطبيق و دوباره خلق گرديده است» . علاوه بر اين نسخه قديمى «سيف الملك» كه به سال 1870 در مجموعه رادلف چاپ گرديده، نسخه ديگرى نيز وجود دارد كه در بين قزاقها بسيار معروف شده و قبل از انقلاب، 7- 8 نوبت تحت عناوين گوناگون به صورت كتابى منتشر گشته است.

اين نسخه را در سال 1882 به اسم «قصه سيف الملك شاهزاده آغاز كردن بديع الجمال – پريزاد» و در سال هاى 1895، 1909، 1914 به نام «قصه سيف الملك» در شهر قازان، انتشارات دوبرفسكى، ورثه ش، حسينوف به طبع مى رسانند. اين چاپ ها را ورثه ش. حسينوف، توسط انتشارات اونيورسيته ت در سال 1902، تحت عنوان «قصه عبدالملك» دوباره طبع و نشر مى كنند. غير از تغيير نام سيف الملك به عبدالملك و تبديل اسامى افراد، بين دو نسخه تفاوتى وجود ندارد.

در بررسى مسئله نام مؤلف، يعنى بازسراينده اين نسخه ها، با مدارك متضادى مواجه مى گرديم. در صفحه دوم كتاب هاى فوق الذكر:

«بسم الله ده پ سيد گره ى قلم آلار،

بسم اله گويان سيد گره ى قلم بر دارد

الله ده پ آق قاغازغا نظر سالار،

الله گويان بر  كاغذ سفيد نظر  اندازد

سيف الملك، بديع الجمال ه كى عاشق،

سيف الملك و بديع الجمال، دوعاشقند

عالمغا مثال بولعان شاهزاده لار

شاهزادگانى ضرب المثل در عالمند 

         در صفحه 17:

سيد گره ى قلم آلپ باستار سوزدى،

سيد گره ي قلم برداشته سخن آغاز  كند

شاهزاده غريب بولپ جهان كه زدى،

شاهزاده غريبه در جهان شود

در صفحه 23:

جازادى سيد قصه عاشق جاردان،

بپردازد سيد از يارعاشق يك قصه

راويلار سوز باستاغان خوش خبردان

سخن گويند راويان اندر آغاز بامژده

در صفحه 39:

راويلار روايتتان سويله شپ

راويان با روايت سخن كنندآغاز

قلادى سيد نظم سوزدى مشق

سيد هم  مشق كلام كند منظوم

در صفحه 51:

روايت قلدى راوى جاقسى داستان،

راوى داستانى خوش روايت كرد

اوستاغان سيد قلم اول باستان.

سيد همان ابتدا دست به سوى قلم برد

تنگدانگز قوسلعانن تماشا ه تپ،

گوش كنيد و تماشا  داستان وصال را

بديع – سيف الملك ه كى جاستان»

بديع و سيف الملك ، عاشقان جوان را

حال آنكه در صفحه 11 همين كتاب:

«روائيلار روايتتان سوز باستايدى،

راويان با روايتى سخن آغاز مى كنند،

بُول آقت قلم آلپ به ك قوشتايدى،

اين آقت قلم برداشته آنها را تشويق مى كند

در صفحه 18:

جايناعان جارق - جورق ه تپ بالق ه كه ن

ماهئى بود پر تلالو و نورانى

جاراتقان تأنگرم سونداى خالق ه كه ن

بوده چنين همانا يكي صنع يزدانى

كتاپتان كورپ جازعان غريب آقت،

غريب آقت از روى كتابى برنوشته

جاراندار، مونونگ اوزى آنق ه كه ن»(1)

همانا  اى مردمان، اين نبوده نهفته

در اين قطعات علاوه بر مؤلف قصه، نام آخت نيز ذكر مى شود. درباره سيد گره ى هيچگونه اطلاعاتى در دست نداريم. وليكن آفت شاعرهمانا آقت اولمجى اولوقارمساقف مى باشد گه در آلتائى، سرزمين فعلى سين كيانگ و جمهورى خلق مغول معروف به «آخوند آخت» و «آخوند حاجى» بود و پيش از انقلاب چهار پنج كتاب وى طبع و نشر گرديده است. يكى از مستندات، در مورد نوشته شدن اين نسخه از قصه «سيف الملك» توسط آقت آن است كه او راجع به اينكه قبل از انقلاب هفت قصه خود را جهت چاپ به شهر قازان ارسال داشته و از آن جمله فقط «قصه جهانشاه تموز شاه اوغلو» به صورت كتابى منتشر گرديد، در صفحه 44 كتاب خود به نام «ترجمه آقت» مى گويد:

«مؤنان بورن جبه ردئم،

فرستادم قبل از اين

جه تى كتاب باصوغا

هفت كتاب را بهر طبع

...بارى ده قالدى كه لمه سته ن.

...برنگشتند يكى نيز

...جانغز- آق كه لدى باصلپ...

...فقط  آمد چاپ شده

جهانشاه – تموز قصه سى»(2)

قصه جهانشاه - تموز         

ايضا ً شعر گله مندانه او در صفحه 12 كتابش بنام «ابيات عقليه» بشرح زير:

«عبدالملك» بوپ كه لدى،

تبديل به عبدالملك

«سيف الملك» نؤسقاسى.

بگشته سيف الملك

آخت آتم اورننا،

جاى اسمم آخت را

سيد گره يى قول قويعان(3 )

سيد گره ي كرد امضا

نظريه فوق الشعار ما را تأييد مى كند. به طور كلى، هنر آقت موضوعى است كه در انتظار پژوهشگر خود مى باشد. گرچه در اين نسخه هاى كثيرالانتشار در بين قزاقها واژه هاى عربى و فارسى تسبتا ً زياد استعمال شده، ساخت منظومه زيبا و مؤثر بوده و به علاوه به صورت گسترده نگارش يافته است.

صرفنظر از شباهت موضوع با واريانت (روايت ) رادلف، هم سطح هنرى و هم سبك اين دو نسخه متفاوت است. در مجموع، هر دو نسخه مورد بررسى داستان «سيف الملك» آثارى بسيار ارزشمند و نمونه هائى تماشائى از فانتزى هنرى، انواع فنون مبالغه و خيالپردازى، براساس مضمونى شرقى، طبق قواعد ادبيات شفاهى خلق قزاق مى باشد. هر دو نسخه در رديف آثار نمونه ادبيات ما جاى مى گيرند.

داستان «شاكر- شاكرات» نيز كه در ميان قزاقها رواج وسيع يافته، بر مضمونى شزقى مبتنى بوده اما درادبيات قزاقى هضم گرديده با قواعد فلكلور قزاق مطابقت يافته و تبديل به يك اثر اصيل شده است. اين قصه درستكارى و مقاومت را تبليغ مى كند. اين سروده در وصف خيرخواهى متقابل دو برادر يتيم است كه عليرغم مواجهه با انبوه مشكلات و عذابها از راه راست منحرف نگرديده آخرالامر هر يك بر كشورى سلطنت يافته و به مرادشان نائل مى شوند.

شاكر و شاكرات به خاطر نيكى به انسانها، رهانيدن فقرا و مساكين از محنت هاى سنگين فراوان و همت در مبادرت به كارهاى خوش فرجام، محبوب مردم مى باشند. در اين اثر حيله گرى و ظلم يك نامادرى كه فرزندى را از پدرش جدا كرده، فسق پادشاه ضعيف النفسى كه به مرگ فرزند خويشتن رضايت داده، برآورده شدن آرزوى خيرخواهانه پيرمرد و پيرزنى كه شاكر مرده را دوباره زنده كرده اند، نجات دختر پيرمرد و پيرزن ماهى گير از كام اژدها توسط شاكرات، رفتار ظالمانه سلاطين، وزراء و سوداگرانى كه به خاطر نام و نان بر افراد صالح جبر و جفا مى رانند و بسيارى از پديده هاى پيجيده زندگى ماهرانه تصوير شده است.

ايده اصلى داستان حماسى «شاكر- شاكرات» كه با جنبه مردمى سروده شده است همانا ايجاد ايمان كامل به توانايى قدرت، عقل و فراست انسان به اصلاح زندگانى خود و رهايى از سختيها و مشقات حيات مى باشد.

نسخه داستان «شاكر- شاكرات» كه پيش از انقلاب طبع و نشر گرديده با نام بختيار وابسته است. بختيار شاعر دربار شاه عزالدّين بختيار است كه در قرن دهم زندگى مى كرد. او با اسم «بختيارى» منظومه «يوسف – زليخا» را سروده است. اينكه آيا مؤلف داستان «شاكر- شاكرات» نيز همين بختيار است يا نه، يكى از مسائلى است كه در آينده بايد مورد پژوهش قرار گيرد.

قصه «زياده – شاه مراد» بر اساس موضوع داستان هاى «سيف الملك» و «بهرام» سروده شده است. اين قصه مبتنى بر مضامينى انتقال يافته از داستان هاى قديمى عربى و فارسى مى باشد همچون مردانگى هاى زياده فرزند مختار شاه، دلباختن او به پريزادى كه در خواب ديده و رنج هايى كه در اسارت پادشاه زنگى كشيده است.

اهميت ايده  اين قصه در مطابقت آن با الگوهاى ادبيات شفاهى خلق، غلبه دوستى بردشمنى و صلاح بر فساد است.

اين نسخه را در سال 1884 «جاقوپ بيجئگئت اولو» سروده است. اين داستان كه  قبل از انقلاب شش هفت بار به صورت كتابى جداگانه منتشر شد در بين مردم، هم به طور شفاهى و هم به شكل مكتوب، رواج كامل يافته است.

درباره چاپ 1896 اين سروده ن. ف. كاتانوف، عالم شرقشناس، در مقاله درج شده اش در مجله «دِه تال» ضمن ارائه خلاصه اى از مضمون آن، بر ملاحظه كلمات روسى نيز،همچون pud-fonar در جوار واژه هاى عربى، فارسى و تاتارى تأكيد كرده و گزارش مى دهد كه اين چاپ كتاب با ده هزار تيراژ منتشر شده است.

نسخه داستان «ملك حسن» كه اصل آن به حكايت عربى «هزارويك شب» برمى گردد علاوه بر اينكه در بين مردم شفاها ً و كتبا ً رواج داشته، بيش از ده بار منتشر گرديده است.

در اين داستان عزيمت «آسان» ، «ئوسه ن» و «حسن» سه فرزند محمود خان براى آوردن پرنده عجيبى كه او در خواب ديده، رفتار رشك آميز «آسان» و «اؤسه ن»، دو برادر بزرگتر، اما حسود و ستمگر، در اين راه، برعكس سلوك زيركانه، شجاعانه، مردانه و شرافتمندانه حسن، برادر كوچكتر، تصوير مى شود. پشتيبانى حسن ازمرد ضعيف در لحظا ت سخت و خطرناك (نجات جوجه هاى سيمرغ از اژدها) و هوشمندى او (رهانيدن نورغازارين كه در قالب پرنده اى پرواز مى كند از اسارت عين جمال) ماهرانه توصيف شده است. اين داستان نيز نمونه اى از خيالپردازى هنرمندانه در تصوير غلوآميز زندگى، طبق نسخه هاى ادبيات شفاهى خلق قزاق است.

داستان هاى قزاقى كه با مضمون شرقى نگاشته شده نسخه هاى خيلى ذى قيمتى هستند كه در طول قرن ها با خلق ما به سر برده اند. موضوع اغلب آنها از آثار كلاسيكى مانند «شاهنامه»، «هزار يك شب»، «كليله و دمنه»، «طوطى نامه»، «يوسف و زليخا»، «ليلى و مجنون»، «بوزجئگئت» و «سيف الملك» نشأت مى گيرد. آنچه در اين داستان ها مخصوضا ً ستايش و مؤكدا ً توصيف گرديده عنوان شجاعت و عشق است. اين نمونه هاى ادبى چه از لحاظ مضمون و ايده، شجاعت و عشق بمثابه دو گيسوى بهم بافته، چه از لحاظ نحوه تصوير وقايع و بكارگيرى انواع فنون شعرى ، چه از جهت خصوصيات هنرى در بسيارى از موارد با نسخه هاى ادبى شفاهى تطابق و توازن مى يابد. اگر در يكى از اين داستانها و حكايات منظوم عشق مطلق، پاكى دل و جان، احساس، انسانيت و سيماى جوانان مشتاق آزادى تصوير شده باشد، در ساير آنها تصوير درد و حسرت ها،بى عدالتى ها، عشق و نفرت هاى ناشى از عرف و عادت، آداب و عقايد كهنه وجود دارد. تأثير اين نمونه هاى خوب و نخبه در تكامل انواع داستان ها و قصه هاى پرماجراى ادبيات قزاق آشكار است.

از نسخه قزاقى نمونه هاى ادبيات كلاسيك شرق كه در سرتاسر عالم كاملا ً معروفند، متوجه ارتباط ريشه اى ادبيات قزاق با ادبيات خلق هاى برادر و پيوند عميق آنها با يكديگر مى شويم. بررسى موارد بالنده اين نسخه ها و انتشار انبوه آنهايى كه با مقتضيات زمان مطابق دارند، پس از انتخابى نقادانه، از جمله اقدامات سودمندى است كه در پيش داريم*

 

*ترجمه از مقدمه جنگ«قصه-داستاندار» چاپ

آلماتى،انتشارات«جازوشى» 1986

    منابع:

1- قصه سيف الملك،ناشر ورته ش.حسينف. قازان ، چاپخانه دومبروفسكى 1909

2- ترجمه آقت ولد اولمجى آلطايسكى. ناشر محمد نجيب على اكبر اولو.قازان انتشاراتاونيورسيته ت.1897

3- ابيات عقليه، اوشبو ابياتلار آلطاي جه رنده ،كه ره ي ه لئنده ملّا آخيت اولومجى اوغلونگ تصنيف – اويلارناندور. باسترغان ش.حسينف موراگرلرى. قازان ، دومبروفسكى باسپاسى،1909   

          **به نقل از نشريه «چيستا» اسفند70 و فروردين71 ، شماره 6و7 ،سال نهم(شماره رديف86و87)