حکمت93 یسوی
حكمت 93
سيه روزي است آن ساعت كه بگذري از دنيا
زن و فرزند ، مال و ملك ترا گذارند تنها
مرگ ندهد مجالت هر چند باشي حكمروا
ولو كني زير و رو بامر خود عالم را
بر خلايق چيره است اجل مثل سپاهان
جانت گيرد با غضب هرچند كني زاري ها
فرمان شده بر همه شربت مرگ نوشيدن
از آن گريخت نتواني هر چند كني تو پروا
به مزار خلايق يك يك برو تماشا
با عبرت از مرده ها كباب نما جگر را
هميشه كن تو نيكي ، چون ز دنيا مي روي
آبرو را در محشر جگر بايد خون پالا
فرمانبر خداوند بباشد از اولياء
با كثرت رياضت تو هم شوي ز آنها
مقصد مكن مال و ملك،اجل دهد پايانش
خاك سيه فرجام است هر چند روي سربالا
خواجه احمد با گناه منما حياتت تباه
لايق شوي حضرت را با طاعت سحر ها