کفر و کبر

کفر شیطان بدیهیست

کره هم کار کریهیست

حیله گری پر ز فن

بار آورده بس فتن

سجده نکرد انسان را

پیشه بکرد طغیان را

او سرکشست چون آتش

انسان وضیع چون خاکش

حقش بگفت پس رو دور

رجیم آورد رو بزور

این را لیکن ندانست

کادم نام ها بدانست

نام ها عجب نامیند

داناهاشان سامیند

با اینگونه استعداد

شایان بشد بر امداد

اما ابلیس کینه توخت

تقیه کنان گشته دوست

با اذن رب کرد خدعت

از هر جانب با سرعت

شرط اثر این بودست

فرد از ایمان شوید دست

برخوردار از ممکنات

باید  دهد پس زکات

ملائک و شیطان ها

باید برند  فرمان را

تسهیل کنند بر آدم

بل سود برد از عالم

کبر شیطان با جهلش

می اندازد در اصلش

سلطان جوید گر سلطه

 به شیطان است پس برده

هرگز منمای باورش

حاشا مشمار یاورش

طمع مکن خیرش را

ز ته بکن شرش را