عثمان آقای رفته

عثمان آقای رفته

نان کس را نخورده

نگفت به هیچ نیازمند

حیف که مالم نمانده

زورش غالب ، فکرش باز

کل را برجا نشانده.

نرم بر یار و تند بر خصم

حریف مغلوب گردانده.

جهاد کرده پی حق،

داد از ظالم ستانده.

ستیزه جو هر که بود،

به خاک ذل نشانده.

عزیز بود و ثروتمند،

همه را خیر رسانده.

بخشش می کرد بی دریغ،

محتاج را بود پناه ده.

اجل گرفت همو را،

صبوری است شاینده.