به عبدالرحمان( آبای )
به عبدالرحمان
سخن گزافه نگفت
از را حق برنگشت
هر جا نیکی روا بود
تا به آخر پیش برفت
در حلقه کافران
از هر ناپاک لب ببست
جهاد بکرد همه عمر
دانش جسته هیچ نخفت
زانکه بوده از همه سر
مغرورانه شاد نگشت
تنگه * آمده صد ، هزار
پی خیانت نرفت
با آنهمه بلاغت
همیشه بود حقپرست
گر حق می بود با طفلی
قبول می کرد خود شکست
بسکه می کرد او ایثار
نمی ماندش هیچ بدست
دل دوست را نواخته
نه هیچ دلی را بخست
بی گفتگو پذیرفت
هر خطایی زوبرفت
قوم و خویش و غیره را
از ستایش لب نبست
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 11:53 توسط حاجي محمد شادكام ، وكيل پايه يك دادگستري
|