بازهم گروه تروريستي جندالله دست به جنايت زد و چنانكه در متن خبر آمده ائمّه جماعات شيعه و سنّي مردم را به هوشياري دعوت كرده اند تا مبادا دستخوش توطئه دشمنان جهت به جان هم افتادن آحاد امّت شوند . ايضاً چند تن از نمايندگان در اعتراض به بي توجهي مسؤولين به تذكرات مكرر ايشان راجع به جلوگيری از اين گونه وقايع تلخ استعفاء خود را اعلام داشته اند . يكي از همين نمايندگان ، هنگام دستگيري شگفت انگيز عبدالمالك ريگي - سركرده اين دسته ارهابي - ، متذكر شده بود كه در صورت ادامه سياست فعلي دولت در سيستان و بلوچستان  امثال اينها به فراواني ريگهاي آنجا خواهد بود . اين قلم نيز در اين خصوص درهمين وبلاگ مطلبي ( بنام « ريگ ريگي ها در برهوت نا اميدي ها » بتاريخ 7. 12. 1388 ) درج كرده است .   بهر حال معلوم است كه در هنوز بر همان پاشنه سابق مي گردد . البته هيچ مؤمني نبايد از يك سوراخ دوبار گزيده شود . يعني كسي از كارداران امنيتي و نظامي ما به اصول مملكتداري باور ندارد ؟ بلكه شكست دشمن در يكي دو مورد از خطرات او حضرات را چنان سرمست مي سازد كه خيال مي كنند از بلايايش در امانند . داستان امير ارسلان نامدار را بياد مي آورم كه در يكي از ماجراهاي هيجان انگيزش با دسته اي از اجنّه مواجه مي شود . او ، طبعاً ، با شمشير برانش به جنگ آن پريان رفته هركدام را از ميان دو نيم مي سازد . ليكن مي بيند از هر نصفه جنهاي موصوف يك جن ديگر به ظهور مي رسد وهر چه ميكشد شمار پريها به همان نسبت فزوني مي يابد ! اين داستان به گفتمان نرم افزار و سخت افزار شباهت مطلق دارد . قزاقها ضرب المثلي دارند به اين بيان : جايمه ن - جايمه ن  سؤيله سه نگ ژلان ئننه ن شغادی ؛ قاتتی - قاتتی سؤيله سه نگ موَسلمان دئننه ن شغادی (  با زبان نرم مار از لانه بيرون آيد و با زبان تند مسلمان از دين خارج شود ) . آيا اين قاعده بديهي نبايد در ذهنيت دست اندركاران نظام جايگزين شود كه خشونت خشونت مي زايد ؟ به قول رودكي :

اي كشته كرا كشتي تا كشته شدي زار

تا باز كجا كشته شود آنكه ترا كشت ؟ 

به يكي از برادران بسيجي كه مشتش تا كنون چند نفر از بسيجيان را هم از اين نهاد انقلابي بيرون انداخنه است كفته بودم كه بعد جهاد با دشمن بايد به جهاد با نفس پرداخت كه از آن يكي بزرگتر است .