بسم‌الله الرحمن الرحیم

آیا دین و دینداری می‌تواند صلح جهانی را به بار آورد؟

همیشه در جوامع بشری شاهد بروز اندیشه ها و به دنبال آن شاهد برخورد اندیشه ها هستیم . وقتی نگاهی گزرا به تاریخ بشریت می اندازیم ، می‌بینیم همیشه انسان ها برای حفظ اندیشه ها  آرمان ها و تحقق آرزوهای خویش مجبور به موضع گیری در مقابل مخالفانش می‌شده است.

اندیشه های دینی که منشأ آن را خدا می دانیم ، نیز از این قاعده مستثنی نیست.

خداوند پیامبرانش را رحمتی برا ی جهانیان معرفی می کند

(‏ ( ای پیغمبر ! ) ما تو را جز به عنوان رحمت جهانیان نفرستاده‌ایم . ‏)انبیا-107

و هدف از ارسال آن‌ها ، خارج ساختن انسان‌ها از بردگی انسان‌ها و انداختن طوق بندگی الله به گردن انسان‌ها نام برده است.

(‏ ما پیش از تو هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ایم ، مگر این که به او وحی کرده‌ایم که : معبودی جز من نیست ، پس فقط مرا پرستش کنید . ‏)انبیا-25

و همگان را دعوت می‌کند تا به دنیایی که در آن صلح و صفا و دوستی و سلامتی وجود دارد فرا می‌خواند. ‏

( ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! همگی ( اسلام را به تمام و کمال بپذیرید و ) به صلح و آشتی درآئید ، و از گامهای اهریمن ( و وسوسه‌های وی ) پیروی نکنید ( و به دنبال او راه نروید ) . بی‌گمان او دشمن آشکار شما است . ‏ ‏)بقره-208

و اگر بین گروه‌ها درگیری پیش آمد دستور می‌دهد که بین آن صلح ایجاد کنید

(هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند ، در میان آنان صلح برقرار سازید .)حجرات-9،

و آن گاه که دشمنی دست دوستی به سوی شما دراز کرد، دستش را به دوستی بفشارید

(‏ اگر آنان به صلح گرایش نشان دادند ، تو نیز بدان بگرای ( و در پذیرش پیشنهاد صلح تردید و دودلی مکن و شرایط منطقی و عاقلانه و عادلانه را بپذیر ) و بر خدای توکل نمای که او شنوای ( گفتار و ) آگاه ( از رفتار همگان ) است . ‏)انفال-61

(‏ ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! هنگامی که ( برای جهاد ) در راه خدا به مسافرت رفتید تحقیق کنید ( که با چه کسانی می‌جنگید . آیا مسلمانند یا کافر ) و به کسی که به شما سلام کرد ( و سلام نشانه پذیرش اسلام است ) مگوئید تو مؤمن نیستی و جویای مال دنیای ( او ) باشید .  ( بلکه سلام آنان را بپذیرید و پاسخ گوئید و بدانید ))نساء-94

در مقابل ، هر جامعه هر چند هم اندیشه‌های مسالمت آمیز داشته باشد به مرحله‌ای می‌رسد که مجبور به درگیر شدن می‌شود.

زمانی که در جامعه ای ظلم ، نا آمنی ، بی‌دینی ، حرمت‌شکنی ، شرک ، فحشا و بی‌ناموسی  حکم‌فرما شد و کرامت انسانی پایمال گشت ، خداوند مؤمنین را به رضایت دادن به این موضوع سرزنش می‌کند و می‌فرماید که چرا در راه خدا بر نمی‌خیزید ، و آنان را برای اصلاح به جهاد دستور می‌دهد.

( ‏ در راه خدا بجنگ ( حتی اگر هم تنها باشی و باک نداشته باش . چرا که وعده نصرت و پیروزی به تو داده شده است ) . تو جز مسؤول ( اعمال ) خود نیستی . و مؤمنان را ( هم به جنگ دعوت کن و بدان ) ترغیب و تحریک نما .)نساء-84

 (با همه مشرکان بجنگید همان گونه که آنان جملگی با شما می‌جنگند ، و بدانید که ( لطف و یاری ) خدا با پرهیزگاران است . ‏)توبة-36

(‏ ای مؤمنان ! با کافرانی بجنگید که به شما نزدیکترند ، و باید که ( در جنگ ) از شما شدّت وحدّت ( و جرأت و شهامت ) ببینند . و بدانید که خداوند ( یاری و لطفش ) با پرهیزگاران است . ‏)توبه-123

(و با آنان پیکار کنید تا فتنه‌ای باقی نماند ( و نیروئی نداشته باشند که با آن بتوانند شما را از دینتان برگردانند ) و دین خالصانه از آن خدا گردد ( و مؤمنان جز از خدا نترسند و آزادانه به دستور آئین خویش زیست کنند ) .)انفال-39

(‏ ای پیغمبر ! مؤمنان را به جنگ ( با دشمن برای اعلاء فرمان خدا ) برانگیز)انفال-65

در مقابل خداوند نیز وعده‌های خوبی به مجاهدین داده است.

خواننده گرامی به نظر شما دین می‌تواند مدعی ایجاد کننده صلح جهانی باشد؟

آیا تا به حال توانسته است جامعه‌ای صلح طلب بسازد؟

آیا اغلب جنگ‌ها از سوی مدعیان دین آغاز می گردد؟ چرا؟

آیا خیلی از جنگ ها به اسم دین اما برای سلطه جویی رخ نمی‌دهد؟

به نظر شما دین خدا دین عشق و رحمت است یا دین جنگ و خونریزی و انفجار و آدم کشی؟

آیا خود را نماینده دین و مجری آن دانستن ،آن هم به هر نحوی کار درستی است؟



استفاده از مطالب تابش باذکر منبع بلامانع است

نظرها:
اولاً دين - خصوصاً دين اسلام - تنها مدعي ايجاد صلح جهاني بوده و هست . ثانياً مدينه نبوي كه اولين اساسنامه مكتوب جهان يادگار تاريخي آن مي باشد با تعيين حقوق و تكاليف متقابل امّت ( شامل انصار و مهاجرين و اهل كتاب ) از يك طرف و حكومت ازطرف ديگر ، نحوه تعاون علي البرّ و عدم معاونت در اثم را عملي ساخته روابط مسالمت آميزي را برقرار كرد كه الگوي صلح بين اقوام ، قبايل ، شعوب است از طريق ايجاد امت محمّدي ( ص ) . ثالثاً اغلب جنگها از سوي كساني آغاز مي شود كه با ادعاي غزا و جهاد بدنبال اميال وآمال باطل خود هستند . رابعاً هدف اصلي چنين جنگهايي سلطه جويي زير لواي دين است . خامساً دين خدا دين محبّت و رحمت است . پس با جنگ وخونريزي و كشت و كشتار و انتحار در پي توسعه طلبي نيست . سادساً مشيّت رباني آن است كه چيزي را بقومي تغيير ندهد مگر اين كه خود آنرا تغيير دهند . پس كسي نبايد خود را نماينده دين و مجري دين كه حساب و معيار اعمال مؤمنين است قلمداد كند و بوجه اولي حق استبداد هم ندارد . كما اينكه خداوند به رسولش تأكيد مي فرمايد : لست عليهم بمصيطر . ديگران جاي خود دارند .