هدف از بعثت
هدف از بعثت
بنا به روايت شيعي 27 رجب ( 19 تير امسال ) مصادف با مبعث حضرت رسول اكرم ( ص ) است كه مراسم آن برگزار مي شود . اين تاريخ مورد قبول اهل سنّت و جماعت نيست. دليلشان هم اين است كه بعثت با نزول اولين آيات سوره علق قرآن آغاز مي شود و طبق نص آن در ليلة القدر از ماه رمضان واقع شده است : « شهر رمضان الّذي انزل فيه القرآن » . پس نسبت دادن اين امر به ماه رمضان توجيه منطقي ندارد . افزون بر اين همه مي دانيم كه در آن هنگام پيامبر خدا معتكف بوده و اين عبادت را در ماه مبارك رمضان بجا مي آورده است . در واقع چنين ايّام و مناسكي شخص را از قيل و قال دنيا و مافيها فارغ ساخته دلش آماده الهام و وحي مي نمايد . با اداي فريضه روزه ( صوم ) كه قبل از اسلام نيز واجب بوده است تقوا حاصل شده هدايت الهي شامل حال پرهيزگاران مي گردد . آنان كه گرفتار تكاثر ثروت ، مكنت و دولت باشند با فرا رسيدن اجل در مي يابند كه همه تلاش هايشان بيهوده بوده بايد از همه دارائي ها و امكاناتشان وداع كنند و بيشتر از ترك حيات حسرت محروميت از اموال خويش را بخورند . هيچ انساني نيست كه دلش از دغدغه مرگ در امان باشد . باري مسأله اصلي معناي زندگي است تا غايت اجل . شايد براي برخي مرگ پايان مدت ها درد و افسردگي باشد ؛ چنانكه بعضي با خودكشي از درد حيات بي معناي پر حسرت راحتي مي جويند . عدّه اي هم با مشغول شدن به لهو ولعب در پي فراموشي اين مسأله بر مي آيند ومشتي با مسكرات و مواد مخدّر عقل و هوش را كور مي نمايند و گاهي زيستي نباتي را از سر مي گذرانند : كالأنعام بل هم اضلّ . امّا كسانيكه همه حواس و قواي ذهني خود را با خودداري از افراط و تفريط به كار مي گيرند نفسشان آماده ارتباط با كانون هستي شده از هدايت ربّاني برخوردار مي شوند . ازجمله اين اشخاص انبياء و اوليائند كه دسته اول به مقام رسالت نيزنائل گشته بار ثقيل ابلاغ هدا از عندالله تا قلب عبادالله را برعهده ميگيرند . البتّه براي خدا چيزي بشمار نمي رود كه كل مخلوقات را بلا واسطه مؤمن سازد . اما حكمت بالغه آفريدگار اين بوده كه امر رسالت را بندگان برگزيده او كه ياراي انجام آن را دارند فرجام دهند . مي بينيم پيامبران اولوالعزم از اراده اي معجزآسا برخوردار بوده وتمام مصايب رسالت را با شكيبائي بي مانند بر خود هموار ساخته از توفيق الهي بهره مند شده اند . با نگاهي به قرآن مجيد ، به مثابه بزرگترين معجزه خاتم الأنبياء ، كه حفظ آن از سوي خداي تبارك وتعالي تأمين شده است و سنت نبوي كه پياده كردن برنامه هدايت مي باشد ،هدف بعثت همانا اتمام مكارم اخلاقي ، يعني اهتمام به انجام عمل صالح با طيب خاطر - بدون ترس از عوامل خارجي - بوده است . از اين روي ملاحظه مي شود كه مدينه النّبي با دعوت انصار يثربي ومشاركت مهاجرين مكي با رهبري حضرت محمّد مصطفی ( ص ) طبق اولين اساسنامه مكتوب دنيا كه به امضاي كليه شهروندان اهل كتاب كه شامل حقوق و تكاليف دولت وامت بود نهادينه شده است . در اين مدينه همه اقوام ، قبايل ، طوايف ، ملل و شعوب يك امّت واحده داده بودند كه استمرار آن مستلزم دست برداشتن از حقوق بشري تلقی نمي شد مگر اينكه گروهي در صدد برهم زدن نظام مورد وثاق به خاطر اميال جاهلانه خود يا توطئه دشمنان برآيند . آحاد امّت حق اظهار نظر داشته و بنا بر وسع خويش در اقدامات لازم مشاركت ورزيده از غنائم و ساير مزايا برخوردار مي گرديد . لذا تعجبي ندارد كه يك مسيحي بيداردل خود را در نامه اي به هفته نامه Crescent international ارگان نهضت اسلامي ( چاپ كانادا ) خود را عضوي از اعضاي امّت محمّد ( ص ) مي شناساند . به اين نشريه ديگر دسترسي نيست ولي بهرحال حرف حساب جواب ندارد . مي ماند اينكه ماي مسلمان چه معرفتي از بعثت نگين رسالت و اين رحمة للعالمين داريم . آيا فرداي قيامت روي ديدار جمال مصطفوي را داريم و مي توانيم توقع شفاعتش را داشته باشيم كه هيچ غمي جز درد امتش نخواهد داشت ؟