حكمت ( 73 ) یسوی
حکمت ( 73 ) یسوی
بر منبر معرفت تا که نرفته باشد
از امور شریعت آگه نگشته باشد
تا امور شریعت ادا نکرده باشد
در عرصه طریقت خبره نگشته باشد
تا آداب طریقت گونه گونه نفهمد
بانفس خود بی امان تا وقتی که نجنگد
تا وقتی که بخوبی لایق عشق نگردد
از خفیه حقیقت آگه نگشته باشد
طی طریق می باشد مراد از شریعت
ترک غرور می باشد مراد از طریقت
جان عزیز می باشد فدای در حقیقت
از می عشق وگرنه چیزی نخورده باشد
خود نشده بوریا،شیخی کرده ادعا،
خود نبوده متعظ،واعظ گشته مردم را
دروغگویی که باشد عمل او پر دغا
ز علم حال بی ورع بویی نبرده باشد
آزاده خود همانا در این طریق برفته
علاوه بر چنین کار باری جهاد بکرده
مکاشفه در درون باری شهود نموده
وگرنه او به درگاه قابل نگشته باشد
این چه کار است که گوید باری منم آزاده
یا که بین خلایق بالا نهد سجّاده
يا در عین جهالت قیاس نفس بنموده
بی غوّاصی نتواند درّ و گوهر بیابد
ندانسته همانا سرّ جنگ وحدانی
نبگرفته از سّر کلام عشق اخباری
ز تجرید و ز تفرید نکرده عمل احکامی
ز میوه توحیدی چیزی نخورده باشد
بنده خدا ، خواجه احمد ، تجربد ، تفرید دار امل
به اقوال مصطفی باری بکن هان عمل
توبه کرده با زاری شبها دل از خواب گسل
بی زاری فراوان وصال یار نیابد