گفتگوی اصولی یا دیالوگ | دکتر پژمان نبی زاده*

 
فرصت شمار “صحبت” کز این دو راهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

حافظ

شاید مهمترین یا زیباترین اتفاقی که در زندگی انسانها رخ می دهد “صحبت” کردن به معنی “گفتگو” است. انسانها در طول تاریخ ضمن ساختن، کامل کردن، و وسیع کردن ساختار شکلی و محتوایی زبان خود همچنان به عمیقتر کردن معنایی زبان نیز بر اساس توسعه ی اصول تفکر پرداخته اند. زبان آینه ی فکر است. و عیب و هنر اندیشه در سخن نمایان می گردد. به قول حافظ این مرغان فکراند که از سر شاخسار سخن به پرواز در می آیند.

هر مرغ “فکر” کز سر شاخ “سخن” بجست
بازش ز طره ی تو به مضراب می زدم

حافظ

اهالی وادی تفکر و سخن شناسان آمیختگی زایش فکر با سخن را آنچنان می دانند که تاخر و تقدم پیدایش مرغ و تخم مرغ را. فکر و سخن از یکدیگر جدایی ناپذیراند. بدون کلمات اندیشیدن ممکن نیست. بنابراین هرگفتگویی به معنی مواجهه ی افکار است و نگارنده بر اساس بررسی آراء فیلسوفان صاحبنظری همچون سقراط، مارتین بوبر، میخاییل باختین، دیوید بوهم، گادامر، پایلوفریرو، یورگن هابرماس و آثار ادب فارسی برآنم که برای برقراری یک گفتگو در متعالی ترین سطح آن که دیالوگ می باشد باید شرایط زیر برقرار گردد:

١- موضوع و هدف گفتگو به دور از هر ابهامی تعریف پذیر و مشخص باشد.
٢- در های گفتگو فارغ از هر عناد و تعصبی بر روی همه ی طرفهای حاضر در گفتگو باز باشد.
٣- گفتگو از چارچوب اصلی خود خارج نشود.
۴- امکان رسیدن به تفاهم یا عدم تفاهم قابل قبول بوده و احترام متقابل حاکم باشد یعنی هدف برد و باخت یا تخطئه ی یکدیگر نباشد.
۵- سوالات واضحی مرتبط با موضوع گفتمانی در جریان گفتگو طرح و پاسخ داده شوند به شکلی که ما را به نقطه ی مرکزی گفتگو که درک یک حقیقت است نزدیک نمایند.
۶- شرایط صداقت، همدلی، ایجاد خلاقیت و پویایی در راستای درک صحیح مفاهیم مشترک وجود داشته باشد.
٧- اصل و اساس دیالوگ مبتنی بر ترویج چند صدایی و به رسمیت شناختن پلورالیسم است و هدف هر دیالوگی مبتنی بر شناخت دنیای دیگری و تایید حضور وی است.
٨- دیالوگ به معنی گفتگوی اصولی باید موجب حاکمیت رفتار و خصایلی مانند شادمانی، دانایی ، خویشتن داری و شکیبایی، توانایی ارتباط، پرسش گری، گوش دادن و انتقادپذیری و رواداری در افراد گردد.
٩- اصول عقلانی و اخلاقی بر همه ی لحظات گفتگو حاکم باشد.
١٠- پیش فرضها و عادات فکری، اعتقادی و کلامی طرفهای گفتگو منتهی به قطع رابطه ی همدلانه نشود.
١١- کلمات به کار گرفته شده از هر طرف برای طرف دیگر مبهم نباشد بلکه همه از کلمات و مفاهیمی که در معنی آنها توافق یا تفاهم وجود دارد استفاده کنند.

گفتگو مبنای زندگی مسالمت آمیز است. صلح و آرامش از دل آن بیرون می آید. در معرکه ی آراء و جدال احسن است که خشونت از جوامع رخت بر می بندد. سنت های دینی و ملی ما ارجحیت گفتگو و سخن را بر رویکردهای بدیل مورد تاکید قرار داده است. متن مقدس ما دعوت به گفتگو و شناخت سره از ناسره را الگوی زیست مسلمانی می داند و به کارگیرى واژه‏هاى زیبا و لحن لطیف را مورد تاکید قرار داده است؛
«أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِى السَّماءِ . تُؤْتِى أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . وَمَثَلُ کَلِمَهٍ خَبِیثَهٍ کَشَجَرَهٍ خَبِیثَهٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الْأَرْضِ مَالَهَا مِن قَرَارٍ» (ابراهیم /۲۴-۲۶) «آیا ندانسته‏اى که خداوند چگونه مثلى زده است، که کلمه پاک همانند درختى پاک است که ریشه‏اى استوار و شاخه‏هایى سر به آسمان دارد به اجازت پروردگارش هماره میوه مى‏دهد و خداوند براى مردم این مثلها را مى‏زند باشد که پند گیرند و – امّا – کلمه پلید همانند درختى پلید – پر آفت و بد حاصل – است که بر سطح زمین روئیده شده بى آن که پایدار باشد.»
یا آیه ی شریفه ی «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِین‌َ یَسْتَمِعُون‌َ الْقَوْل‌َ فَیَتَّبِعُون‌َ أَحْسَنَه‌…» (زمر،۱۸) « بشارت ده به آنان که سخن را با دقّت مى‏شنوند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند»
در سنت های ملی ما نیز دعوت به گفتار نیک مورد توجه قرار گرفته است.

یک نظر

  1.  

    کلمینی، کلمینی ، حمیرا
    گفتا نبی بدینگونش ازیرا
    چون نیک دانست گفت و گو
    حق را سازد بالاخره پذیرا
    گویی تو گر گفته خود یکسویه
    نمیکند خشنود هرگز کسی را