تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۴۷
غفلت دولت از پایگاه اجتماعی اصلاح و اعتدال :
سیاست در ایران بالا و پائین بسیار دارد و حال که مسئولیت عظیم پیشبرد برنامه‌های کشور در راستای منافع واقعی ملی بر دوش حسن روحانی قرار داده شده، وی باید در نظر داشته باشد که فرصت چهار یا هشت‌ساله فرصت محدودی است و از هر روز آن باید به نحو احسن استفاده کند.
در کشورمان عادت کرده‌ایم که رسانه‌ها هرکدام به یک گروه و جریان خاص وابسته باشند و از آن گروه تمام قد دفاع کنند و هیچ انتقادی را هم به جریان نزدیک به خودشان برنتابند. این امر شاید ناشی از این باشد که بسیاری از رسانه‌های کشورمان به دلیل شرایط موجود امکان تامین منابع مالی بصورت مستقل و از راه تبلیغات را ندارند و ناگزیر می‌شوند که برای تامین هزینه‌های خود به گروه‌های مختلف سیاسی وابسته شوند.

اصلاحات را از خودمان آغاز کنیم

طی ماه‌های اخیر برخی انتقاداتی که «سلام نو» نسبت به جریان اصلاح‌طلبی و دولت اعتدال طرح کرده، بعضا با واکنش‌هایی مواجه شده‌اند. برخی اعتقاد دارند که این انتقادات دستمایه مخالفین برای حملات بیشتر می‌شود. اما باید در نظر داشته باشیم که اگر بخواهیم بهروزی ایران را شاهد باشیم، چاره‌ای نداریم جز آنکه در نقد خودمان پیشگام شویم و از این جهت است که می‌توانیم با جریانات افراطی متفاوت باشیم.

در این زمینه ضمن حفظ اصول اصلاح‌طلبی، هیچ عملی و فردی نباید از نقد و بررسی مصون باشد. بزرگانی چون سیدمحمد خاتمی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز خود همواره بر لزوم نقد و بررسی گذشته و حال تاکید داشته‌اند که البته در زمینه انتشار نقد‌ها موقعیت زمانی نیز باید لحاظ شود. اگر حرکت اصلاح‌طلبی قصد اصلاح روندهای گوناگون سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در کشور را داشته باشد باید اصلاح دائمی خود را هم مدنظر داشته باشد.

غفلت دولت از پایگاه اجتماعی اصلاح و اعتدال

به عنوان یک نقد خیرخواهانه می‌توان به این نکته اشاره کرد که رئیس‌جمهور به اندازه کافی به لایه‌های اجتماعی حامی خود در ۲۴ خرداد توجه نمی‌کند. در حال حاضر شاید یکی از مهم‌ترین اشکالاتی که در روند حرکتی دولت اعتدال و سیاست‌گذاری‌های دکتر حسن روحانی بر این دولت وجود دارد،‌‌ همان باشد که در زمان اصلاحات هم وجود داشت و به نحوی ترمز اصلاحات را کشید و کشور را احمدی‌نژاد سپرد. طبیعتا دولت اصلاحات و عملکرد اصلاح‌طلبان در سال‌های ۷۶ تا ۸۴ هرچند که یکی از بهترین دوران‌ها را برای کشورمان رقم زد، اما خالی از اشکال هم نبود. همین اشکالات و اشتباهات هستند که بایستی چراغ راه آینده باشند تا بتوانیم عقب‌گردی که در ۸ سال گذشته داشته‌ایم را جبران کنیم.

حیات واقعی یک جریان سیاسی مستقیما وابسته به کمیت و کیفیت اثرگذاری پایگاه اجتماعی آن است. در ۲۴ خرداد ۹۲ هجده میلیون نفر به پای صندوق رای رفته و به اعتبار حمایت هاشمی و خاتمی، انصراف عارف و کلام خود حسن روحانی به وی رای دادند. این پایگاه اجتماعی شاید بزرگ‌ترین سرمایهٔ دولت باشد که غفلت از آن منجر به تضعیف دولت می‌شود. در دوران اصلاحات هم پایگاه اجتماعی و لایه‌های مختلف و مستقل اجتماعی حامی خاتمی حمایت کافی را از سوی دولت ندیدند که در این میان می‌توان به اقشار مغفولی چون کارگران و جریانات دانشجویی اشاره کرد.

کار مردم فقط رای دادن نیست

 بدنه اجتماعی دولت اگر قرار بر این باشد که صرفا در ایام انتخابات و هر چند سال یک‌بار با برگ رای خود به پای صندوق بیاید، به مرور دچار فرسایش خواهد شد و لازم است که سازوکاری در راستای درگیر کردن دائمی جامعه با برنامه‌ها و حتی مشکلات دولت در نظر گرفته شود.

در این زمینه نمونه‌های موفقی هم در تاریخ معاصر کشورمان وجود دارد که از آن جمله می‌توان به عملکرد موفق دکتر مصدق اشاره کرد. مصدق پس از روی کار آمدن، چند هدف مشخص را برای دولت خود تعریف کرد و در کلامی ساده آن را برای مردم بازگو کرد. وی در پیشبرد اهداف اصلاح‌گرانه‌اش همواره نیروی عظیم ملت را در حال هشیاری و آمادگی و حاضر در صحنه نگاه می‌داشت. مصدق احزاب سیاسی را ترغیب به فعالیت، ساماندهی نیروهای اجتماعی و کادرسازی می‌کرد و به یاری همین پشتوانه اجتماعی سرزنده بود که می‌توانست در مقابل فشارهای مختلف به کار خود ادامه دهد و حتی برخی از نمایندگان مجلس را هم با خود همراه کند.

سیاست در ایران بالا و پائین بسیار دارد و حال که مسئولیت عظیم پیشبرد برنامه‌های کشور در راستای منافع واقعی ملی بر دوش حسن روحانی قرار داده شده، وی باید در نظر داشته باشد که فرصت چهار یا هشت‌ساله فرصت محدودی است و از هر روز آن باید به نحو احسن استفاده کند و در این مسیر از نگاه رو به پائین و تقویت دائمی بدنه اجتماعی جریان اصلاح و اعتدال غفلت نکند.
حم شادکام
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۷:۴۶ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۵
0
0
1- انّ الله لایغیّر ما بقومٍ حنّی یغیّروا ما بأنفسهم.
2- نفس -به احتمال قریب بیقین - معادل mind انگلیسی است که برابر ذهن بکار می رود.
3- لذا باید جکومت منتخب مردم که جانشین خدا در زمین بشمار می رود ، ذهنیّت ملّت را از قدرتمداران به قابلیّت خویش منعطف ساخته و امکانات خلّاقیت آنان را در اختیارشان بگذارد ؛ وگرنه نگاه ها همچنان بدست دولت مانده و کار ها روی دستش می ماند.
سعید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۵
1
2
دوستان گرامی خاتمی اشتباهی نکرد که بخواهیم زنگ خطر را برای دولت دکتر روحانی به صدا در بیاوریم. به اعتقاد من دولت خاتمی هیچگاه پایگاه اجتماعی خویش را از دست نداد و این واقعیت را می توان در تاثیر حمایتهای ایشان از کاندیداتوری دکتر روحانی و یا عارف مشاهده کرد ولی این واقعیت را نیز قبول دارم که دولت اصلاحات بر خلاف شرایط حاکم در بدنه اجتماع بیشترین تلاش خود را در جهت توسعه سیاسی انجام داد و این امر باعث ایجاد جریانی با شعارهای اقتصادی شد که در نهایت با استفاده از فضای بوجود آمده از اهمال اصلاح طلبان به قدرت رسید. در ادامه باید افزود چه دولت خاتمی و چه دولت روحانی اختیارات و امکانات کافی را برای اتخاذ سیاستهای مورد نظر خود را نداشته و ندارند و اگر امروز دولت می خواهد پایگاه اجتماعی مورد بحث را برای خود حفظ کند در چندین جبهه باید تلاش مضاعف را بکار ببندد در مقابل زیاده خواهی اقتدارگرایان که به دنبال حفظ منافع خویش هستند مقاومت کند، برنامه اقتصادی را برای توسعه و رفع مشکلات معیشتی تدوین کند، مطالبات دانشجویی و جامعه روشنفکری را دنبال کند، در جهت گشایش فضای سیاسی اهتمام داشته باشد، تعامل سازنده با کشورهای تاثیر گذار داشته باشد و حقایق را آنگونه که هست به مردم گزارش دهد. ولی آیا تمام این مشکلات توسط اختیارات دولت قابل حل است. پایگاه اجتماعی که شامل 18 میلیون رای مستقیم و 13 میلیون رای خاموش است دارای چه مطالباتی است. آیا مطالبات اقتصادی هستند یا سیاسی و یا فرهنگی و ...