قانون هراسی
قانون هراسی
احتمالاً این اخطاریه را مشعر بر « برخورد قانونی با متخلّف » دیده ودرتعجّب مانده اید که علّت آن چه می باشد. یادمان هست که معمّا های فارسی اصیل با این مقدّمه مطرح می شد : عجایب بسی دیدم در این دشت ... انگار همچنان در حال لغز خواندن جامعه خویشیم که حلّشان معمّا های پیچاپیچش کار از ما بهتران هم شاید نباشد. باید سبب این وضعیّت نابهنجار را حالت انتقالی از شاکله سنّتی به صنعتی دانست. جامعه سنّتی ساختاری دارد که دربرابر نهاد های نوین مقاومت می نماید. آحاد متشکّله آن نمی خواهد دست از عادات مزمن خود بردارد مگر بیماری های ناشی از آنها موجب ترکشان گردد. عوارض چنین آسیب هایی بایستی مورد عنایت و تدبّر اهل حلّ و عقد واقع شود تا همگان در صدد علاج امراض کذایی برآیند. یکی از نشانه های بیماری های شایع قانونگریزی است که بلای جان و مال اهالی کشور بشمار می رود. به عبارت دقیقتر جامعه ایرانی ، علیرغم حدوث تحوّلات متوالی سیاسی ، شاهد تحقّق تغییرات نفسانی لازمه نشده است. اگر چنین دگرگونیی صورت می گرفت چه ضرورتی داشت که در هر جایی متخلفین را به برخورد قانونی تهدید کنند ؟ حال آنکه از فضائل هر شخص حقیقی و یا حقوقی تن دادن به قانون مصوّبه جامعه خود است ولو بر علیه شخص خود. شوکرانی که یک جام از آن را فیلسوف نامدار یونان ( سقراط ) سرکشید همان نوشدارویی است که فرزانگان قوم باید از تناولش اباء نورزند.