از آلزایمر تا آیلادر
دیروز پنجم درگذشت آیلادر ایسگلدی ( جناقی ) بود ولی نشد که در مراسم ترحیم وی حضور بهمرسانیم. شاید آقای پولاد که نوه آن مرحوم عروس وی است خودش را به آنجا رسانده باشد. باز دلمان خوش است که در سوّم ایشان شرکت داشتیم. همان دیروز غروب بود که شنیدیم پسر بزرگ خدابیامرز جنان ( جانه ن ) ، از اقوام نزدیک متوفّی ، در گیرودار برچیدن چادر مراسم مزبور ، زیر لوازم مربوطه مانده که بار ماشین پسر آیلادیر شده بود و با جهش ناگهانی آن میله های چادر موصوف بر روی آن فرد فرو ریخنه و باعث مصدومیت او می شود. النّهایه مشارٌالیه برحمت ایزدی پیوسته ولیکن هنوز از پزشکی قانونی مجوز دفتش صادر نشده و وقت تشییع جنازه اش اعلان نگردیده است. بدین ترتیب تشریفات ترحیم دو خویشاوند بهم می پیوندد. خبر فوت اوّلی را حین عزیمت به جشن عروسی آخرین پسرمرحوم ایوب کرپه و نوه احمد روشن ( قونان اوروس ) و مراسم چهلم تویجان بابق شنیده بودیم که مصادف با روز جمعه بود. لذا نتوانستیم بلحاظ فرض نماز آدینه در نماز میّت آن قایین آقامان حاضر باشیم. دیگر اینکه شنیدیم ینگه ما ( تویبالا ) هم می خواسته خود را از قزاقستان به بندر ترکمن رسانده و با برادرش الوداع کند که گویا دیر رسیده و از شدّت تأسّف بستری شده است. خدا به همه بازماندگان صبر دهد و عاقبت بخیر شوند. دنیا و مافیها چه بلاها که سر آدم نمی آورد. بخاطر آن چه صله رحمها که قطع نمی شود. در حالیکه به قول قرآن نباید به والدین خود اُف هم گفت ، هستند فرزندانی که پدران و مادرانشان را افرادی خشک مغز خرفت می خوانند. میانه اقوام نسبی و سببی شکرآب است تا آنجا که در عروسی و عزای همدیگر حضور نمی یابند. از خانه و خانواده و خاندان ها که بگذریم روابط هموطنان هم تعریفی ندارد. ملّت و دولت هم چندان دل خوشی از همدیگر ندارند. وانگهی جنگ هفتاد و ملّت بسیط جهان را بر همه تنگ ساخته است. تاریخ عالم آرشیو مصاف خیر و شرّ شده است. چنان بلبشویی شده که تمییز خوب و بد شاید کار حضرت فیل هم نباشد. بهر حال نمی توان بیطرف ماند. امّا چه باید کرد ؟ معیار عمل همانا هدایت الهی و سنّت خاتم الانبیاء است که رابطه وثیقی مابینشان برقرار می باشد. مسلّماً نمی توان از هدایت ربّانی برخوردار شد مگر اینکه متوجّه امواج هولناک انواع خطرات مادّی و معنوی شد که از جهات گوناگون ماهیّت انسان را تهدید می کنند. وافعاً جهالت است که آفریدگار جهانیان را به کاری عبث متّهم سازیم و از رهنمایی این کانون رحمت روی برتابیم. او که تقریباً یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر را وسیله ابلاغ پیامش قرار داده از هر مضایقه ای در هدایت جانشین جایزالخطایش در زمین مبرّی است. هرکدام از انبیاء الهی بنا به مقتضیات زمانه با قوم خود برخورد کرده اند. علی ایّحال حضرت محمّد مصطفی ( ص ) با امّت خود در امور مربوطه مشورت داشته و طبق نظر اکثریت حضار عمل می قرموده است. اتّفاقاً قوم ایشان – بنا به نصّ صریح قرآن – الدّ الخصام بوده اند که ما قزاقها و امثالمان شاید در خصومت با یکدیگر هرگز به گردشان هم نرسیم. لبّ مطلب این است که یحتمل تبدیل بدویان عرب به مدنیان عضو مدینه نبوی بزرگترین معجزه آخرین رسول خدا بوده است که اسوه نهایی طوایف ، قبایل و ملل دنیا قرار گرفته اند.
برگردیم به اوّل مطلب که راجع به مرحوم آیلادیر ایسگلدی است. نام و شهرت وی برای نگارنده معنایی ندارد. می دانم ایسگلدی همان دوستگلدی است که مشعر برحضور ولی و یار انسانها می باشد. این یاور هر کسی می تواند باشد. بنی بشراز خدا تا خاک را می پرستند و لابد عواقب آن را هم باید ببینند. در رابطه با وضع روحی شادروان یادشده که نامش بیماری آلزایمر را بذهن تداعی می کند ، می توان گفت زوال عقلی وی شاید نشانه رحمت رحمانی باشد. باری اگر آدمی ، به اقتضای ذات انسانی خویش ، می تواند یا باید بعضی قضایای دردناک اخیر را مورد نسیان قرار دهد ، فی الواقع از لطف و مرحمت واسعه پروردگارش برخوردار شده است ؛ وگرنه کار بر همه زار بود. پس لازم نیست بابت وقایع اتّفاقیه زار یا بر سر خدا هوار زد که چرا داد نمی ورزد. الخیر فی ما وقع. آیا کسی طرح بهتری برای گردش چرخ فلک دارد ؟