حکمت ( 61 ) یسوی

 

از راز غافل سرگردان

 کی بشود درویشان را قدردان ؟

امّت گوی بر زبان

کی بشود مصطفی را قدردان ؟


از لذّت طریقت آنکه باری چشیده

یا که بهر دین خود دل ز دنیا بریده

یا که ریخته دمادم باران اشک ز دیده

کی بشود این دنیا را قدردان ؟


شبانه روز گر طاعت بنماید آن عاشق

در این دنیا از گناه باری بگردد فارق

غیبت گوی درویشان که می باشد منافق

 کی بشود آن دورو دانایی را قدردان ؟

 

آن گمراه دنیاجوی

بی دریغی کافر خوی

بی قلاووز صحرا پوی

 کی بشود آن خودسرعاشقی را قدردان ؟

 

مدّعی نفس پرور 

خفته ، خورده همچو خر

بی عبادت برده سر

 کی بشود تناسا تعالی را قدردان ؟

متّقیان همانا آل منند گفت رسول

بنده احمد، این حدیث را کن قبول

از انکار مردمش بگردیده خود ملول

 کی بشود یک جاهل فرد پیر را قدردان ؟