بهاران اربعه
موضوع بحث امروزانواع اربعه بهار است که اینک وارد آخرین مصداق آنها شده ایم : بهار قرآن ، شهر رمضان الذّی انزل فیه القرآن. بقیّه موسم بهار ، بهار عربی و یا بهار اسلامی ( بیداری اسلامی ) بود. در نیمکره شمالی زمین ماه تیر خرداد ماه را از میدان رانده است. بهار عربی در گرمای حوادث جاری روی به پاییز دارد و بیداریش مبادا به خواب زمستانی رود.
دیشب اولّین نماز تراویح با ختم قرآن در مسجد جامع خواجه احمد یسوی همّت آباد گرگان اقامه شد. این سنّت ، بنا به عللی ، طی 6 شب برگزار می شود ؛ گرچه باید ظرف سی شب اجرا می شد. ستاد نماز جمعه و هیأت ناقص امنای مسجد مذکور افزایش مدّت این مراسم را _ حتّی به 15 روز – مصلحت نمی داند. گویا جماعت ذینفوذ خواهان پایان سریعتر ختم قرآن بوده و عادت عوام را لازم الرّعایه تر از برکات ختم مدبّرانه قرآن می پندارند. لذا تلاوت آیات کریمه چندان شتابناک بوده است که معنایشان بماند تلفّظشان نیز غیرمفهوم می ماند. بنظر نگارنده ، توجیه ما نحن فیه دلیل ندارد بلکه معلول رودربایستی با عدّه ایست که عباداتشان را نیز طبق عادات مزمن خود ادا می کنند. پس بعید است بهار قرآن قلب اینان شکوفان گرداند. البتّه نمی توان بهیچوجه از رحمت الهی قطع امید کرد.
این روز ها خبر های ناخوشایندی از مصر و ترکیه می آید که در آنها جنبش اخوان المسلمون تبدیل به حکومت اسلامی شده بوده است. در اوّلی رئیس جمهور منتخب اکثریت مطلق مردم با قوّه قهراز صدر به قعر کشانیده شده و در دومی چنان بلبشویی برپا گشته که رقبای نادانش زبان به شماتت آن باز کرده اند و انگار نمی دانند که این شتر جلوی خانه همه خواهد خوابید. ایرادی که به محمّد مرسی و رجب طیّب اردوغان وارد آمده بلند پروازی هایشان می باشد. یعنی آقایان غوره نشده میل به کشمش شدن کرده اند. به عبارت دیگر ملتفت نیستند که در گفتمان ربّانی « والعصر.انّ الانسان لفی خسر. الّا الذّین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحقّ و تواصّوا بالصّبر. ». همه چیز در طول زمان صورت می گیرد و شرط توفیق ایمان ، عمل سالح ، توصیه به حقّ و بردباری است. از دو حال خارج نیست : یا برادران مسلمان را شتاب برداشته یا معارضین از هول هلیم در دیگ توسّل به ارتش و ایراد های بنی اسرائیلی افتاده اند.
از اقصای افریقا خبر ناگوار حکایت دارد که نلسون ماندلّا از صدر متروکش بر لب قبر افتاده است. این ابرمرد تاریخ معاصر با مبارزاتش علیه استبداد سفیدپوستان و همچنین سلطه جویی سیاه پوستان ستمدیده اسطوره آزادگی شده است. او با وجود تقاضای مردم دائر بر تجدید دوره ریاست جمهوری از حقّ مشروع خود صرف نظر کرد و عرصه را برای ورود سایرین خالی گذاشت. جا دارد گفته شود که این رجل سیاسی قانوندان به فلسفه علم حقوق عالم و عامل بوده است. به عبارت دیگر می دانسته است که ضامن اجرای هر قانونی مردمان اند و بدون حمایت آگاهانه آنان هیچ برنامه ای پیشرفت نتواند داشت. در راستای رشد آگاهی مردم همگان باید مورد مشورت قرار گیرند ؛ نه اینکه مشتی خس و خاشاک یا توده ای سفیه و جاهل بشمار آیند تا بهانه ای برای سیطره جویی از ما بهتران تراشیده شود. گمان نمی رود که عمل این وکیل دادگستری از حمایت سنّت نبوی محروم باشد.
لبّ کلام این است که کارنامه نلسون ماندلّا خیلی پربارتر از سیاستمداران مسلمان و نامسلمان بنطر می آید. کاش الگوی وی در بین برادران ما هم رواج یابد. بدینسان گفتمان اسلامی کارایی راستین می یافت و بهاران فوق الذّکر به خزان و زمستان منجر نمی شد. البتّه زمستان هم رفته روسیاهی بذغال می ماند.
وانگهی وصف خزان را از زبان آبای ، شاعر اصلاح طلب قزاق ، بخوانید که ترجمه فارسی آن را امروز در وبلاگ درج کرده ام.