دشمن تراشی
دشمن تراش خواه از چوب
اینست شعار در سرکوب
بهانه است اندر کار
تقیّه را بد ابزار
چون نباشد خصم لدّ
لازم شود مرز و حدّ
دشمن دارد اقتضا
تنگتر ماند پس فضا
كشتن خواهی گر دشمن
جستن شايی پس در تن
دشمن تراش خواه از چوب
اینست شعار در سرکوب
بهانه است اندر کار
تقیّه را بد ابزار
چون نباشد خصم لدّ
لازم شود مرز و حدّ
دشمن دارد اقتضا
تنگتر ماند پس فضا
كشتن خواهی گر دشمن
جستن شايی پس در تن
اینروزها پیام یا تحلیلی سیاسی در شبکه اینترنتی مبادله میشود که خشونتهای جنگآفرین سالهای اخیر خاور میانهای را نتیجه جمعشدن ثروتهای نفتی بعضی کشورهای ثروتمند و حاصل نقشههایی تلقی کرده که دیگران برای استرداد این پولها کشیدهاند؛ ثروتهایی که یا صرف خریدهای میلیارد دلاری تسلیحات از غرب میشود یا با بهبارآوردن خسارات و درگیرشدن کشورهای خاورمیانهای و شمال آفریقا در جنگهای خانمانسوز داخلی و خارجی نابود و دود میشود و پول آن به جیب صاحبان اولیه دلارها بازمیگردد.
نویسنده از جنگ ایران و عراق آغاز میکند که همزمان با انباشت ذخائر ارزی این کشورها و پس از گرانشدن بهای نفت به همت اوپک به جنگ طولانی عراق علیه ایران انجامید و ذخائر و زیرساختهای دو ملت نابود و داراییهای ایران بلوکه شد. دامنه جنگ عراق بعدا به کویت هم کشیده شد و میلیاردها دلار ذخیره تبدیل به میلیاردها دلار بدهی و صدها میلیارد دلار خسارت شد. در این تحلیل آمده است که پس از موفقشدن ایران در بازسازی خود، سیاستهای نادرست دولت پیشین نیز با تحریک تحریمها بخش مهمی از ذخائر جدید را عملا از دور برنامههای عمرانی کشور بیرون برد و تورم و نابسامانی بزرگی برجای نهاد.
نویسنده بدون اشاره به سیاستهای جنونآمیز قذافی به پروخالیشدن و بربادرفتن ذخائر مالی و دلارهای نفتی و زیرساختهای آن زمان لیبی و تداوم خشونتها و افراط گراییها در آن کشور اشاره میکند و آن را نیز همچون بحران اوکراین و تحریم روسیه و چشمداشت غرب به ذخائر ارزی و دلارهای نفتی آن کشور، ناشی از اجرای سناریویی آمریکایی میداند که «حتی موجب کشته شدن مدیر عامل توتال میشود که با روسیه و ایران روابطی داشت». او نتیجه میگیرد که اکنون نوبت به ویرانی «غول نفتی اوپک» رسیده است. نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که جنگی که امروز عربستان به آن کشانده شده است نیز نتیجه سیاست «خردمندانه» ملک عبدالله در ارزان کردن بهای نفت است که موجب از میدان به در کردن نفتهای صخرهای یا شیل در آمریکاشده است. البته نگارنده با این نتیجهگیری توجیه گرانه موافق نیستم. شاید تحلیل معقولتر این باشد که ارزانکردن نفت عربستان همزمان با درگیری مسکو در ماجرای اوکراین و در زمان ادامه مذاکرات ایران و ١+٥ بهمنظور تضعیف مواضع روسیه در درجه نخست و تضعیف ایران در درجه دوم و بیشتر هماهنگ با غرب بوده است تا در تقابل با آن. نتیجهگیری نویسنده تحلیل اینترنتی را با خوشبینانهترین نگاه میتوانم زیاده روی در دیدگاه نظریه توطئه بدانم. زیرا اوپکی که سالهاست اسیر انحصارطلبی عربستان شده است غول نفتی به حساب نمیآید و دلیل و خاصیت ادامه عضویت ایران در آن نیز برایم جای تردید دارد. ثانیا عربستان را جز جاهطلبیهای آن حکومت خانوادگی چه کسی مجبور کرده بود که ده میلیارد دلار هواپیما و تسلیحات بخرد. داعش و طالبان و سلفیگری راه بیندازد؟ جنگ یمن جنگ مستقیم عربستان است اما نخستین جنگ نیست. ببینید از حمله ارتش طالبان از خاک پاکستان و اشغال افغانستان چند سال میگذرد. به یاد آورید چگونه ارتش داعش از غرب سوریه از طریق ترکیه به سوریه حمله و شرق آن کشور را تا کنار بلندیهای جولان اشغال کرد که اگر مقابله حزبالله لبنان نبود به اشغال کل سوریه منجر میشد.
به یاد آورید حمله مشترک و گسترده ارتش مکانیزه کودتای بعثی- داعشی را به موصل در پوشش تبلیغیانی و انحرافی «گروهی دو یا سه هزارنفره» با بیش از هزاران داوطلب فقط از اروپا و آسیا که ناگهان تا نزدیک بغداد پیش روی کرد و به پیشمرگههای کرد و ارتش عراق و حمایتهای مردمی و پشتیبانی دوستان دیگر متوقف ماند و اکنون با کشتهشدن فرمانده نظامی بعثی -ابراهیم الدوری- و زخمیشدن البغدادی پس از ماهها جنگ و مقاومت در معرض انهدام قرار گرفته است. به یاد آورید مخالفتهای جسورانه عربستان را با هرگونه سازگاری و تفاهم میان ایران و گروه ١+٥ و راهاندازی جنگ تخریبی و انحرافی یمن را با کلیشه تبلیغانی «تروریستهای حوثی مورد حمایت ایران» درست در آغاز و هنگام همان مذاکرات نوروزی و همداستانی با مخالفت خوانیهای دولت تل آوریو.
نویسنده تحلیل در پایان آورده است: «ﺟﻨﮓ ﯾﻤﻦ، ﺑﺎﺗﻼﻗﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺟﺪﯾﺪ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ هزﯾﻨﻪ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺎدﺷﺎﻩ ﻓﻘﯿﺪ ﺭﺥ ﻣﯽﺩهد. ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻧﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﭼﻨﺪ ﺟﻮﺍﻥ ﻧﺎﭘﺨﺘﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ. ﯾﻤﻦ ﺭﺍ ﻭﯾﺘﻨﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻋﺮﺏ ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ...»البته نمیتوان انکار کرد که مقداری حقیقت نیز در این تحلیل وجود دارد. اما خطاکاری خطاکاران در درجه نخست مربوط به بلندپروازیها و جاه طلبیها و ماجراجوییهای خودشان و بعد ناشی تأثیر تحریکات و برنامههای دیگران است. کشورهای منطقه نمیتوانند ناآگاهیها و تعصبات جنگ آفرین و بیحرمتیهای متقابل خودشان را به گردن کسانی بیندازند که از نادانی آنها سود میبرند! وگرنه کار غرب سه قرن سواری گرفتن از همین نادانیها بوده است. خاطرهای را از زمانی که در چهل سال پیش که در نمایندگی ایران در بازارمشترک در بروکسل [اتحادیه اروپا] اشتغال داشتم از کتاب «حکایتی از پله دوم» میآورم که آن را ده سال پیش از اینکه برخوردهای اخیر منطقهای رخ دهد نوشته بودم. مطلب با اشاره به دیدگاه اروپایی چهل سال پیش به دلارهای نفتی خاورمیانهای چنین است: «اما نکته مهمی که در همین زمینه پترو دلار موجب افسردگی ما میشد تکرار شعار اتحادیه درباره «بازیافت» دلارهای نفتی بود که به انگلیسی آن را RECYCLING OF THE PETRO DOLLARS و به فرانسه نیز آن را
RECYCLAGE DES PETRO DOLLARS میگفتند. ما طرح این موضوع را نا مربوط میدانستیم، زیرا به این معنی بود که اروپائیان دلاردادهاند و نفت خریدهاند و اینک میخواهند ببینند چگونه میتوان آن دلارها را پس گرفت! طبعا این مطلب پیوسته در گزارشهای ما منعکس میشد. اما هیچگاه نمیدانستیم مقصودشان اتخاذ چه سیاستهایی برای بازگرداندن دلارهای نفتی است. بعدها که جنگهای عراق علیه ایران و سپس کویت رخ داد و به درازا کشید، شاهد آن بودیم که چگونه آن دلارها بهجای آنکه صرف رفاه و آسایش و تعالی فرهنگی و علمی و معنوی و صنعتی مردم منطقه شود بابت بهای خرید مهمات و اسلحه برای تخریب و کشتار یکدیگر صرف شد و به جیب اروپائیان بازگشت. اکنون که بار دیگر با گرانشدن نسبی بهای نفت دوباره خزانههای کشورهای منطقه انباشته شده است، شاید باید منتظر موج تازه سیاستهای جنگ آفرین و رنگ دیگری از سیاست بازگرداندن این دلارها باشیم!»اکنون ده سال از نوشتن آن سطور گذشته و دلارهای بسیار در منطقه انباشته شده و آزمندیهای غربی را تحریک کرده است. اما دلیل نمیشود که به دامافتادن خود را به گردن دامگستران بیندازیم. اکنون بیش از هر زمان دیگر عقلانیت و متانت سیاسی و دیپلماتیک لازم است تا قدر صلح و آرامش و ثروتهای نقدی و غیرنقدی خود را بدانیم و نه فقط خود بلکه دیگران را نیز به راه عقلانیت و همکاری و رفاع و عمران و علم و صنعت بکشانیم، که قدرت در علم و آگاهی نهفته است. از جهالت همین جنایت داعشی و مرگ و ویرانی بر میخیزد که دیدهایم.
منبع : روزنامه شرق
نطر مدير وبلاگ :
داعش را نی دانشی
دانش جهل فاحشی
بدتر باشد از بي علم
زيرا باشد خود بی حلم
در برخورد با لئيم
بايد باشيم ما كريم
گو بر تو باد سلامی
رد ساز از سر بلائی
پشتيبانی از جاهل
كی سر زند از عاقل ؟
مغزت نبود جون در سر
در گل مانی همچون خر
يكدندگیت جون الاغ
كورت سازد با چراغ
قضا و قدر
تقدير دان و قضا را
هم قدر بدان خدا را
گر شرط بود هر علّت
لكن قضاست از ربّت
نار شد خنك بر خليل
امر بنمود چون جليل
حتّی برد آب حديد
وقتی شود امر پديد
تقدير گردد رونما
واقع شود چون بدا
تقدير همان مقدارست
كه قوّتی دركارست
تغيير كه دارد اثر
از « كن » بود خود ثمر
پس تقدير خير و شر
از حقّ باشد ای بشر
سبب های هر دوشان
بي ريب بدان از رحمان
باز هم دانيم بيگمان
حيف نشود حقّمان
بر آن غنی بستوده
ظنّ بد مدار بيهوده
بيداد شايد از باطل
داد آورد آن عادل
ما كه دانيم كم ز داد
داد پنداريم شد بباد
دنيا دهيم گر ز دست
در دين بينيم گه شكست
آن كه دارد نعمتی
زان بسازد نقمتی
معيار خير داشتن نیست
بردن چه و باختن چيست ؟
بر بام بيش برفت بيش
بردوش ريش گردد نيش
شيدا مباش بر كثرت
افزون كند بر حسرت
اثر دارد گر مكنت
ثمر باشد از ربّت
خطر دارد اگر فقر
لابد بود ز حق امر
هم ناداری هم غنا
كدام باشد به ترا ؟
استجب لكم ادعونی
بر خير دهد افزونی
دادگاهی در چین اخیراً مردی را که اصرار بر گذاشتن ریش داشت، به شش سال زندان محکوم نمود.
به گزارش سنت آنلاین به نقل از رسانههای عربی، این دادگاه در شهر کاشغر از توابع سین کیانگ در چین که بیشترین ساکنان آن را مسلمانان تشکیل میدهند، این مرد ۳۸ سالهی ایگور را به اتهام بر هم زدن امنیت و ایجاد اغتشاش محکوم کرد و برای همسرش نیز به خاطر پوشیدن نقاب به دو سال زندان حکم نمود. دادگاه همچنین اعلام کرد که پیش از این چندین بار این زن و مرد را به کنار گذاشتن ریش و نقاب هشدار داده بود.
مقامات چینی این اعمال را مرتبط با افکار تندگرایانه دانسته و بدین خاطر اقلیت مسلمان را از آن باز میدارند.
مسؤولان چینی همچنین تأکید کردند که بعد از این تمام کسانی را که قوانین مربوط به ریش و نقاب را نقض کنند، محاکمه خواهد کرد.
محدودیتهای تحمیلی بر ایگورها در چین طی سالهای گذشته سبب درگیریهای خونینی میان پلیس و آنان گردیده است.
پس از ۸۵ سال بار دیگر تلاوت آیات قرآن کریم در مسجد ایاصوفیه در استانبول ترکیه که به موزه تبدیل شده، طنین انداز شد.
این واقعه نبه شب در جریان افتتاح نمایشگاه خط موسوم به عشق نبی، عشق به حضرت محمد صلى الله علیه وسلم با حضور محمد گورمز رییس سازمان امور دیانت ترکیه اتفاق افتاد.
در این نمایشگاه که تا روز هشتم ماه مه آینده (۱۸ اردیبهشت) پذیرای دوستداران هنر خطاطی خواهد بود، آثاری درباره حضرت محمد صلى الله علیه وسلم به نمایش گذاشته شده است. مسجد ایاصوفیه از سال ۱۹۳۴ میلادی به موزه تبدیل و پخش اذان و اقامه نماز در آن ممنوع شد. مسجد و موزه تاریخی ایاصوفیه استانبول که همه ساله پذیرای بیش از یک میلیون بازدید کننده است، حدود ۱۰ قرن پیش مهم ترین کلیسای جهان مسیحیت بود.
به دنبال فتح قسطنطنیه در سرزمین روم شرقی توسط سلطان محمد امپراتور عثمانی و تغییر نام این شهر به اسلامبول، سلطان عثمانی این کلیسا را به مسجد تبدیل و وصیت کرد که پس از وی نیز این مکان به صورت مسجد باقی بماند. با وجود این وصیت، پس از سقوط دولت عثمانی و اعلام جمهوری ترکیه، مسجد ایاصوفیه تغییر کاربری داد و به موزه تبدیل شد. این مکان تاریخی هنوز هم به عنوان مهم ترین موضوع منازعه میان ترک های مسلمان و جهان مسیحی غرب، اهمیت خود را حفظ کرده است.
مسجد و به عبارتی موزه ایاصوفیه که همواره مورد توجه جهانگردان است، در عین حال به عنوان هشتمین عجایب پس از عجایب هفتگانه جهان مطرح بوده است. بنای ایاصوفیه در قرن ششم میلادی به دستور ژوستینیانوس امپراتور روم و توسط آنتمیوس و ایسدوروس دو معمار برجسته رومی، بنا شده است. ساخت این بنا در ۲۳ فوریه سال ۵۳۲ میلادی آغاز و در مدت پنج سال و ۱۰ ماه خاتمه یافت. ایاصوفیه به مدت ۹۱۶ سال به عنوان کلیسا استفاده شد. پس از فتح استانبول در سال ۱۴۵۳ میلادی از سوی ترکهای عثمانی، این مکان به مسجد تبدیل و به مدت ۴۸۲ سال نیز به عنوان مسجد استفاده شد. این عمارت در سال ۱۹۳۴ به تصویب هیات وزیران وقت به موزه تبدیل شد.
مسلمانان ترکیه ضمن مخالفت با این تصمیم، خواهان بازگرداندن این بنای مهم تاریخی به حالت قبلی خود و استفاده از آن به عنوان مسجد هستند، اما دادگاه اداری استانبول ضمن مخالفت با این درخواست، اقامه نماز در این مکان را نیز ممنوع اعلام کرده است. اکنون گروه های ملی گرا و مذهبی در ترکیه در انتظار تصمیم مجلس برای لغو و یا تایید مصوبه تبدیل مسجد ایاصوفیه به موزه هستند.
۱- ایا صوفیه ( سن سوفی ) نام یکی از مقدّسین مسیخی بوده که هنگام بنای آن توسّط کنستانتین – بانی قسطنطنیه ( استانبول اسبق / اسلامبول سابق )- نهاده شده بود. امپراتور مذکور اوّلین پادشاه رومی بود که بدین مسیحیّت رسمیّت بخشیده و نهایتاً از کلّ امپراتوری یادشده منفک می شود. شاید همین امر ، بعلاوه جنگ های فی مابین ، منجر به اضمحلال نظام مانخن فیه گردیده باشد.
۲- سلطان محمّد فاتح بنیانگذار خلافت عثمانی عبادتگاه مزبور را تبدیل به مسجد کرد که قرنها محل تلاوت قرآن و ادای نماز های یومیه و جمعه بود. ولیکن وقتی بعضی فرائض اسلام – منجمله جهاد – بعهده اهل ذمّه – گذاشته شد مسلمین دچار فتور شده و تحت تأثیر آداب بیگانه قرار می گیرند که پس از بروز تفرقه در امّت آن ، مقدّمه ظهور مصطفی کمال پاشای لائیک می باشد.
۳- عاقبت این تغییر قلبی ( ذهنی ) اکثریت اتباع عثمانیه تبدیل نام اسلامبول ( اسلامشهر ) به استانبول ( شهر هردمبیل ) بوده است.
۴- اینک که ترکیه به اصل خود بر می گردد طبیعی است که تلاوت گفتمان الهی در آن تجدید شده و ان شاء الله صلوات جماعت ، جمعه و عیدین باعث صله رحم دینی مؤمنین خواهد شد.
یک مشکل جدی ما این است که کلمات و اصطلاحات قدیمی را برای بیان موضوعات جامعه جدید استفاده میکنیم، در حالی که معانی سنتی آن کلمات همراه آنهاست، و در جامعه جدید آن کلمات برای بیان مفاهیم و مقاصد دیگری باید به کار رود، و اگر نتوان مفاهیم جدید را بر آن کلمات بار کرد، آن کلمات مهجور و متروک و حتی ضدارزش خواهد شد…
شاید برخی افراد به یاد داشته باشند که ابتدای انقلاب یکی از فعالان سیاسی و مدیران دولتی کوشید که کارگر را در قانون کار در قالب مزدوری تعریف کند. روشن است که مزدور یعنی کسی که مزد میگیرد و در ازای آن کار انجام دهد و این همان معنای کارگر است، ولی مفهوم متبادر به ذهن از مزدور یعنی کسی که فاقد شرافت حرفهای و انسانی است و برای پول و به دستور ارباب هر کاری را میکند، و این مغایر با ویژگی کارگر است که عنوانی محترم است. آن انتخاب نوعی کجسلیقگی آشکار بود، و قطعا قصدشان تحقیر مزد و حقوقبگیران نبود. نمونه دیگر اصطلاح صیغه است. اصطلاحی که در بیان حقوقی و فقهی اصلا معنای منفی ندارد، و معرف کلمات برای بیان نوعی رابطه حقوقی و شناخته شده است، ولی در عرف معنای منفی پیدا کرده و رابطه صیغهای نوعی تحقیر و عمل غیرعرفی محسوب میشود. در حالی که ازدواج سفید را هم میتوان در قالب همین رابطه حقوقی فهمید و تعریف کرد ولی چنین بار معنایی را ندارد. در مقابل برخی کلمات هستند که خود را با مفهوم جدید در جامعه منطبق کردهاند، مثل کارگر. کارگر اصطلاحی بود که برای شاغلان یدی با سطوح بسیار پایین تخصصی و حتی اجتماعی استفاده میشد، ولی امروز ممکن است مهندسان و پزشکان و افراد دارای تخصص PHD هم مشمول عنوان کارگر شوند؛ عنوانی که نوعی از رابطه کاری میان کارفرماـکارگر را تعریف میکند. یکی از اصطلاحاتی که اگر مفهوم آن در جامعه جدید مورد توجه قرار نگیرد ممکن است دچار مخاطره مفهومی شود؛ امر به معروف و نهی از منکر است. جزیی از فروع دین بوده که بر انجام آنها بسیار تاکید شده است. حیات و بقای جامعه مربوط به انجام درست این وظیفه است؛ وظیفهای که در عین عبادت بودن، یک وظیفه اجتماعی هم هست و این تا حدی متفاوت از نماز خواندن است که وجه عبادی آن غلبه دارد. اکنون میتوان پرسید که آیا میتوانیم با همان بــرداشتهای گــذشته این اصطلاح رابهکار بریم یا آنکه باید برداشتهای جدید و متناسب روز را بر آنها بار کرد؟ در گذشته امر به معروف یا نهی از منکر در چارچوب یک رابطه به نسبت شخصی تعریف میشد. به این معنی که به دیگری بگوییم که کدام عمل نیک را انجام دهد و از کدام عمل ناپسند پرهیز کند، حتی در مقام سیاست نیز ممکن بود حکام و
صاحبان قدرت مخاطب این امر و نهیها قرار میگرفتند که فلان ظلم را مرتکب نشوند یا بهمان کار نیک را انجام دهند. در گذشته رفتارهای افراد مصداق و زمینه بروز این حکم کلی بودند. نکته جالب اینکه امر و نهیکننده هم شخص حقیقی بود و امر و نهی شونده نیز ماهیتی حقیقی داشت. ولی آیا امروز هم میتوانیم افراد حقیقی را مخاطب امر و نهی خودمان قرار دهیم؟ پاسخ از یک سو مثبت است. زیرا امروز هم میتوانیم و حتی میباید نسبت به رفتار افراد و کارگزاران حکومتی امر به معروف و نهی از منکر کنیم و این کار را میتوانیم به صورت فردی انجام دهیم و هر کس برحسب وظیفه و درک خود آن را به اجرا بگذارد. ولی این پاسخ از منظر دیگر منفی نیز هست زیرا این نوع امر به معروف و نهی از منکر در جامعه جدید، بخش بسیار کوچکی از امر به معروف و نهی از منکر را شامل میشوند. امروز چند تحول مهم در این مقوله صورت گرفته است. در مخاطب و موضوع، در گوینده و در شیوه و ابزار بیان.
نخستین تفاوت در موضوع و مخاطب است. امر به معروف در جامعه مدرن را نمیتوان در توصیه به انجام فلان کار خوب یا نهی از انجام بهمان کار بد خلاصه کرد. مثلا اینکه به دیگران نیکی کن یا رشوه نگیر. وجه غالب امر به معروف و نهی از منکر در جامعه امروزی، اصلاحات ساختاری است. به عبارت دیگر توصیه به اینکه کسی رشوه نگیرد در برابر توصیه و اقدام به اینکه ساختاری ایجاد شود که امکان و انگیزه رشوهگیری را کم کند، بسیار کماهمیت است. بنابراین موضوع و در نتیجه مخاطب امر به معروف و نهی از منکر، از فرد و رفتار فردی فراتر رفته و ابعاد ساختاری و غیرشخصی پیدا میکند. همچنین در بخش گوینده، نیز از چارچوبهای فردی فراتر رفته است، زیرا انجام هدف مذکور بیش از اینکه فردی باشد، جمعی است و لذا امر به معروف و نهی از منکر باید از طریق و درون سازماندهی و تشکیلات مثل احزاب و انجمنها صورت پذیرد. ضمن اینکه امر به معروف و نهی از منکر فقط محدود به بیان نمیشود، مشارکتهای اجتماعی و انجام اعتراضات؛ لازمه انجام این وظیفه است و این امور نیازمند سازماندهی و تشکیلات است. بنابراین گمان نکنیم که در مقام امرکننده به معروف و نهیکننده از منکر باید به صورت فردی عمل کنیم. نه در فهم معروف و منکر و نه در پیشبرد اهداف آن نمیتوانیم بهصورت فردی موفق شویم.
در مقام بیان نیز وسایل ارتباطجمعی و استفاده از شیوههای گوناگون مثل رسانهها، کتاب، شعر، فیلم. سینما، تئاتر، نقاشی و حتی معماری و… نه تنها برای امر به معروف و نهی از منکر بهتر و موثرتر عمل میکنند، بلکه استفاده از اینها به نسبت یک ضرورت نیز هست. از اینجاست که متوجه میشویم بیشتر حرفههای جامعه مدرن به ظرف و قالب اصلی برای انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر درآمدهاند. برای نمونه وقتی که کوشش برای رفع فقر و زدودن آن از چهره جامعه امر به معروف تلقی شود، در این صورت مصداقهای مهم این رفتار مشخص است و هرچه باشد صدقه دادن به این و آن نیست. کسی که به صورت اجتماعی تولید را افزایش میدهد، امر به معروف موثرتری میکند تا کسی که به صورت فردی توصیه میکند به فقرا کمک شود. بنابراین وظیفه ماست که درک دقیقتری از مفهوم و مصداق امر به معروف و نهی از منکر در جامعه جدید داشته باشیم تا مبادا با برداشتهای سنتی خود این اصطلاح و عمل ضروری برای جامعه مدرن را نابود کنیم. اگر نمایندگان بکوشند که تعبیر قدیمی از این مفهوم را در قانونگذاری منعکس کنند تنها نتیجه آن جز تهی کردن و حتی نامطلوب نمودن این اصطلاح نزد افکار عمومی نخواهد بود.
نویسنده : عباس عبدی
روزنامه اعتماد
منکر چه و روا چیست ؟
بزه چه و سزا چیست ؟
بس سخن است ناروا
پس هر دعا بجا نیست
نخست شناس معروف را
عمل با جهل روا نیست
نهی بکردن از منکر
بی علم امر خلافیست
دست خدا با جمع است
تنها دست را صدا نیست
گروه جامعه-رسانه ها: بازار فروش مدرک تحصیلی همانند دیگر بازارها برای مردم داغ داغ است. تنوع این بازار .. هم آنقدر زیاد است که توانسته نیازهای همه گروهها را دریابد. قیمتها در این بازار هم بسته به نوع مدرک تحصیلی متغیر است.
نرخ ثابتی در این بازار وجود ندارد و اغلب افرادی که به فروش مدرک دیپلم، کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکترا و حتی فروش مدارک دانشگاههای خارجی میپردازند، قیمتهای مخصوص به خود را دارند که این قیمتها بسته به اینکه مدرک تحصیلی متعلق به کدام دانشگاه باشد، قابلاستعلام باشد یا خیر و حتی در برخی موارد ریز نمرات هم به آن اضافه شده باشد، بالا و پایین خواهد شد. بر همین اساس، هزینه اخذ مدرک سیکل و دیپلم به ترتیب یک میلیون و ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بوده است.
اما در مقطع تحصیلات عالی قیمتها بیشتر به دلار گرفته میشود. برای مدرک لیسانس ۳ هزار دلار، برای خرید مدرک کارشناسی ارشد ۵ هزار دلار و برای دکترا نیز ۱۵ هزار دلار گرفته میشود تا مدرک برای فرد از دانشگاههای مجازی مالزی یا حتی امریکا صادر شود، البته در برخی از مؤسسات هم توافق بین خریدار و مؤسسه انجام می دهند و مؤسسه فروش مدرک به خریدار با سفته این تضمین را می دهد که سازمان مربوطه متوجه جعلی بودن مدرک نشود.
بهار نیوز
دیپلم ، لیسانس ، دکتری
هر سه را هست مشتری
اوّل خریدار شدند
برخی خر دم بلند
تا گم کنند ایز خود
بردند زیر میز خود
از بام افتاد گرچه طشت
بدل هایند باز در گشت
هر دم دارند جلوه ای
بسکه شدند حرفه ای
همّت باید دولت را
راحت سازد ملّت را
صرف نظر از ظاهر
کارآ شود بل طاهر
ليكن فرد خود محور
نخبه اش بود بس بدتر
پرسش: بانک جهانی با ردهبندی ١۴٣ کشور جهان از نظر نرخ تورم در سال ٢٠١۴ اعلام کرد ایران پس از مالاوی و بلاروس بالاترین نرخ تورم را در این سال داشته است.
جدیدترین آمار منتشر شده از سوی بانک جهانی نشان میدهد باوجود کاهش قابل توجه نرخ تورم در ایران این کشور همچنان یکی از بالاترین نرخهای تورم را در جهان دارد.
بانک جهانی نرخ تورم ایران در سال ٢٠١۴ را ١٧/٢ درصد اعلام کرده است. ایران با تورم ٣٩/٣درصدی در سال ٢٠١٣ رتبه دوم جهان را به خود اختصاص داده بود که بهاینترتیب در سال ٢٠١۴ توانسته است یک پله جایگاه خود را در ردهبندی کشورهای جهان بهبود ببخشد.
###
از آخریم نا اوّل
باز بشديم ول معطل
رقیب شود لو رفیق
ليكن نگردد شفیق
بازی دارد همین راه
عمل کنند بدلخواه
نتوانی گفت لامساس
جمع بنما پس حواس
شرق: انصار حزبالله گلستان درخصوص احتمال سخنرانی حجتالاسلام ناطقنوری و سید حسن خمینی در یادواره سقوط هواپیمای «یاک ٤٠» و درباره احتمال تکرار واقعه شیراز در حمله به علی مطهری هشدار داد. در این هشدار آمده است: «انصار حزبالله گلستان اعلام کرد طبق شنیدهها گویا قرار است برای یادواره مرحومان حادثه سقوط هواپیمای یاک ٤٠ که در آن تعدادی از نمایندگان استان گلستان رحلت کردند، حجتالاسلام ناطقنوری یا سیدحسن خمینی سخنرانی نمایند.» در انتهای این هشدار هم آمده است: «انصار حزبالله گلستان تا روز یادواره تمامی حرکات را رصد میکند و به بانیان مراسم هشدار میدهد که همانند شعار دولت اعتدال در مسیر قانون و عدالت حرکت کنند و فضایی را فراهم نکنند تا حوادثی چون شیراز به وجود بیاید».نکته قابل تأمل اما اشاره واضح و آشکاری است که در این هشدار به ماجرای شیراز و حمله به علی مطهری شده است و مشخصا مسئولیت تکرار آن را متوجه متولیان برگزاری مراسم سخنرانی میکند! در ادامه این هشدار که از سوی «سایت گلستان ما» به نقل از روابط عمومی انصار حزبالله گلستان منتشر شده، آمده است: «به شورای شهر گرگان و شهردار مرکز استان و بانیان این مراسم هشدار میدهیم که مبادا کاری کنند مجلسی در نظام جمهوری اسلامی مهیا شود تا مثل سال گذشته علی مطهری بیاید و بگوید که رهبری هم قابل نقد است و میتوان ولایت فقیه را هم نقد کرد».همچنین انصار حزبالله در این بیانیه به شائبه انتخاباتیبودن این سفرها اشاره کرده و آورده است: «با توجه به نزدیکبودن به انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری در سال جدید و شائبه انتخاباتیبودن این یادواره، از حضور چهرههایی که قصد حضور در انتخابات مجلس خبرگان رهبری را دارند خودداری شود تا همچنان همگان به قانون اساسی بهعنوان میثاق خون شهدا پایبند بمانند».انصارحزبالله در پایان خطاب به فرماندار گرگان نوشته است: «از فرماندار جبههرفته و ایثارگر گرگان دکتر یحیی خاکی میخواهیم تا با نگاهی بیطرفانه قضایا را رصد کند و نگذارد از پول بیتالمال یادوارهای برگزار شود که پلی برای پرتاب سیاسیون باشد و خون شهدای جنگ تحمیلی پایمال گردد».اگر قرار شود تعداد سخنرانیها و تجمعاتی که طی دو سال دولت روحانی بهویژه در شهرستانها توسط گروههای فشار، خودسر یا با منشأ نامعلوم برگزار شده، برشمریم، قطعا از تعداد انگشتان دست فراتر میرود. از برهمزدن مراسم حامیان دولت در اصفهان تا ممانعت از سخنرانی سیدحسن خمینی در بروجرد، تشنج در سخنرانی هادی خامنهای در کرمان و این آخری که حمله به علی مطهری در شیراز بود. درحالیکه تا این لحظه نه هیچ فرد و نه هیچ گروهی مسئولیت این برخوردها را برعهده نگرفته است و پیگیریهای قضائی درخصوص حمله به علی مطهری هم به نتیجه خاصی نرسیده است، اما این برای نخستینبار است که انصار حزبالله شاخه گرگان با تهدید به برخورد با یک سخنرانی عملا نگاهها را متوجه رخدادهای قبلی میکنند.
ناطق و سیدحسن و تجربههای قبلی
ناطقنوری و سیدحسن خمینی اگرچه اولینبار است پیشاپیش به برخورد تهدید میشوند، اما هر دو تجربه پیشینی در این ماجرا دارند. در جریان سخنرانی «ناطقنوری» در بارگاه امام رضا(ع) در مشهد؛ سال٩١ عدهای از حاضران با سردادن شعارهایی به اخلال در سخنرانی وی پرداختند. سخنرانی «سیدحسن خمینی» اما بیش از چندبار برهم خورده است. خرداد٨٩ در مراسم سالگرد امام خمینی پیش از آغاز خطبههای نماز توسط حضرت آیتالله خامنهای، رهبرمعظمانقلاب اسلامی، در مرقد امام، سیدحسن خمینی در جایگاه سخنرانی حاضر شد تا برای مردم سخنرانی کند. در ابتدای سخنرانی سیدحسن خمینی مردم شعارهایی از جمله «بصیرت حاج احمد هدیه به بستگانش» و «بصیرت، بصیرت» سر دادند. سخنرانی سیدحسن در آن روز ناتمام ماند. ممانعت از سخنرانی نوه امام در سالگرد درگذشت امام، مسبوق به سابقه است و در سالهای دولت احمدینژاد یکی، دوبار دیگر هم روی داد. اردیبهشتماه سال گذشته هم قرار بود «سیدحسن خمینی امروز» در دانشگاه آیتالله بروجردی استان لرستان در همایشی با عنوان تبیین شخصیت علمی امامخمینی (ره) بههمراه سخنرانان دیگر این همایش، یعنی قربانعلی درینجفآبادی و سیدهاشم رسولیمحلاتی به سخنرانی بپردازد، اما با تجمع گروههای خودسر که روز قبل از آن مقابل دانشگاه صورت گرفت، شورای تأمین استان مجبور شد سخنرانی سیدحسن خمینی را بهعلت تأمیننشدن امنیت مراسم لغو کند.
نظر مدير وبلاگ :
اينك وقت تفكيك است
كه رو شده برخی دست
ور نه شود كار ها لوث
شرّ را شود ناز ها شست
صدمه بيند ملك تا كی
از جهل يك مشت پست ؟
ریش و نقاب در اسلام
آیا هستند از احکام ؟
شاید باشد تندروی
خکم عامی بشکنی
آن سنّت است و ین دگر
اولیست زن را چون سپر
ختنه کرده ریش گذاشت
این را عرب چونکه داشت
عمر که بود غیرتمند
ستر را نمود ارزشمند
جای جدل در فروع
اصل هنر کن شروع
دینی که نی راهی کج
با عرف کند گاهی لج ؟