شبه قصّه ۴۴
یکی ادّعا کرده که فقط شیعیان عمل را شرط اسلام می دانند . به عبارت دیگر صرف اعتقاد به حقّانیت این دین فرد معتقد را در عداد مسلمین قرار نمی دهد. وانگهی یارو لاف گزاف زده که مثلاً گاندی عامل خیر به انسانها به تشیّع نزدیکتر است تا فلان مرجع تقلید که حدّاکثر کتابی درباره اصول مذهب خود تألیف کرده است.
نظر خود را طیّ شعری به سایت ناشر مطلب مانحن فیه ارسال داشته ام که چاپ آن را مصلحت ندیده یا سانسور کرده اند. اگر نظرم را قابل رد ندیدند در همین جا درج خواهم کرد.
مضمون شعر به شرح ذیل است :
چشم و گوش دل داریم
با این زان دو برداریم
نفایس را چون برداشت
قدم در راه بگذاریم
ذهن که باشد نفسمان
با آن دنیا پردازیم
تا قلب چیزی نخواهد
در کار لابد درمانیم
خدا خواسته خود چنین
نفس را بنده گردانیم
بی تحوّل در انفاس
جهان ساختن نتوانیم
دنیا ما را ابزاز است
کاربردش را خود دانیم